یکى از مظاهر تمدن بشرى کتاب و کتابخانه است. در سرزمین ایران نیز در تمامى‌دوران‌هاى تاریخى کتاب از احترام ویژه‌اى برخوردار بوده و ارزش والا‌ئى داشته است.”ابن ندیم“ در فهرست معروف خود از دو کتابخانه عصر ساسانى نام مى‌برد: یکى کتابخانه اى که اردشیر و پسرش شاهپور اول جمع آورى کرده بودند و دیگرى کتابخانه اى در گندى شاپور که براى دانشگاه آن شهر تاسیس شده بود.

در دوره اسلا‌مى‌و در عصر حکومت هریک از سلسله‌هاى حاکم بر ایران به نام کتابخانه‌هاى بسیارى بر مى‌خوریم که متعلق به سلا‌طین یا وزراى دانشمند و دانش پرور آنان بود. از آن جمله‌اند کتابخانه عضد الدوله دیلمى در شیراز، نوح بن منصور در بخارا، صاحب بن عباد در رى و کتابخانه‌هاى نظامیه در بغداد و نیشابور و… که دانشمندانى چون ابن سیناـ مسعود سعد سلمانـ بهزاد و… در بخشى از عمر خود عهده دار سمت کتابدارى آن گنجینه‌ها بودند.

کتابخانه‌هاى ایران را از بدو تاسیس تا عهد مشروطیت مى‌توان به چهار دسته تقسیم کرد.

۱ـ کتابخانه‌هاى پادشاهان و سلا‌طین.

۲ـ کتابخانه‌هاى شاهزادگان و وزراء و رجال.

۳ـ کتابخانه‌هاى علماء و دانشمندان به خصوص فقها.

۴ـ کتابخانه‌هاى مدارس و مساجد و بقاع و مزارات.

در این مقاله از کتابخانه اى سخن به میان مى‌آید که به گروه چهارم یعنى بقاع متبر که تعلق داشته و آن عبارت است از کتابخانه بقعه شیخ صفى الدین اردبیلى.

کتابخانه بقعه شیخ صفى الدین اردبیلى در زمان حیات شیخ و با اهداى کتاب از طرف مریدان او که از اقصى نقاط کتاب‌هاى نفیس را به کتابخانه مراد خود تقدیم مى‌کردند تاسیس شد. شیخ صفى الدین اردبیلى جد اعلا‌ى سلا‌طین صفوى است که در سال ۷۰۰ ه.ق جانشین و خلیفه شیخ زاهد گیلا‌نى شد و در اردبیل طرح خانقاهى را پى افکند. وى همواره مورد احترام و توجه عموم و حتى سلا‌طین مغول بود. خواجه رشید الدین فضل ا… همدانى از اعاظم وزراء و علماى مصر در نامه اى به شیخ صفى ضمن ارادت خویش حواله اى جهت مخارج خانقاه شیخ براى او فرستاده بود. ۱

از آنجا که پیروان شیخ نزد او تعلیم مى‌یافتند خانقاهش مدرسه اى براى ارشاد مریدان محسوب مى‌شد و به همین دلیل نخستین پایه کتابخانه بقعه در حیات وى ریخته شد. چون شیخ پس از مرگ در همان خانقاه آرمید مدفن وى به زیارتگاه مریدان مبدل گشت و کتابخانه بقعه که محل اجتماع پیروانش بود رونق بسزا یافت.

با روى کار آمدن صفویان و توجه سلا‌طین صفوى به آرامگاه جد خویش که مدفن اولا‌د شیخ نیز بود اهمیت و شهرت بقعه شیخ بیشتر شد و سلا‌طین صفوى هریک به سهم خود در رونق و آبادانى آن کوشیدند به خصوص شاه عباس به دیده تقدس بر آن محل نگریست وموقوفات فراوانى براى آن برقرار ساخت و نسخ نفیسى به کتابخانه بقعه اهدا و وقف کرد. مکتوب است که شاه عباس کتابهاى فقهى و عربى و مذهبى خود را وقف کتابخانه آستان قدس و کتابهاى فارسى و دواوین شعرا را همراه چینى آلا‌ت و ظروف نفیسه وقف بقعه جد خویش کرد.۲

کتابخانه بقعه تا جنگ دوم ایران و روس در ۱۲۴۱ تا ۱۲۴۳ ق که منجر به عهدنامه ترکمنچاى شد بعد از کتابخانه آستان قدس رضوى قدیمى‌ترین کتابخانه ایران بود که سالم برجاى مانده بود.

سیاحانى چون پیترودلاواله)۱۰۲۸ق/۱۶۱۹م ـ آدام اولئاریوس )۱۰۴۷ق/۱۶۳۷م ـ ژان باتیست تاورنیه )۱۰۸۸ق/ ۱۶۷۷م  و در عصر قاجارـ جیمز موریه )۱۲۳۶ق/ ۱۸۲۱م  از این بقعه و کتابخانه اش دیدن کرده هریک مطالبى در سفرنامه‌هاى خود نگاشته‌اند که حکایت از نفاست و غناى فرهنگى نسخ آن کتابخانه دارد. آدام اولئاریوس ضمن بازدید از بقعه شیخ صفى کتابخانه آن را چنین توصیف مى‌کند:

…]از میان راهرو طرف راست به اطاقى بزرگ که با طلا‌ بر روى دیوارهاى آن نقش و تصویر انداخته بودند و شبیه عبادتگاه بود هدایت شدیم. در اینجا اولین موضوعى که باعث شگفتى زیاد ما شد این بود که طاق گنبدى وسیع و هنرمندانه اى که بر این بقعه زده بودند ستونى نداشت. سقف گنبد را چند قسمت تشکیل مى‌داد که به هم متصل بودند. تالا‌ر مزبور ”جنت سرا“ نام داشت که در آن کتابخانه اى نیز موجود بود. کتابها به طور پراکنده در قفسه‌ها بر روى یکدیگر قرار داشتند اکثر آنها به زبان عربى و تعدادى نیز به زبان فارسى و ترکى بود.اوراق چند جلد از این کتاب‌ها از پوست حیوانات و چند تاى دیگر از کاغذ بود که بسیار تمیز و زیبا بر آن نوشته بودند. در کتب تاریخى اشکال و تصاویر نقاشى شده بود. بر جلد کتابها پوست دباغى شده بز یعنى تیماج سرخ رنگ کشیده بودند و با نقوشى از گل و شاخ و برگ گیاهان و درختان به طرز عالى و با طلا‌ آرایش شده بود.) ۳

متاسفانه در منابع و متون فارسى کمتر خبرى از شرح بقعه و کتابخانه آن یافت مى‌شود تنها تنى چند از نویسندگان و فضلا‌ و ادباى ایرانى اشاره مختصرى به کتابخانه بقعه دارند. از نویسندگان قرن دوازدهم تنها میرزا عبدا… افندى که از مورخان و مولفان آن دوره است اشاره‌اى به این کتابخانه دارد. نامبرده در کتاب ریاض العلماء ضمن شرح حال امین الدین طبرسى مولف مجمع البیانـ از کتب تفاسیر مشهورـ مى‌نویسد:

…]امین الدین کتابى به نام اسرار الا‌مامه یااسرار الا‌ئمه تالیف نموده است و من )افندى  یک قسمتى از آن کتاب را در شهر رشت دیدم ولى نسخه کامل آن کتاب در کتابخانه شیخ صفى الدین در اردبیل موجود است.) [۴

از نویسندگان قرن سیزدهم نیز شاید بتوان گفت که تنها دو نفر از ادباى عصر ناصرى هریک در تالیفات خود مختصر اشاره‌اى به کتابخانه بقعه کرده‌اند. نخست محمد تقى حکیم در کتاب گنج دانش، دوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه /صنیع الدوله/ در کتاب مراه البلدان. هردو کتاب از کتب جغرافیایى است که ذیل کلمه اردبیل هردو به یک مضمون آورده‌اند:

…]اردبیل در زمان صفویه زیاد معمور و آباد بوده و موقوفات زیادى براى طلا‌ب و محصلین قرار دادند. کتابخانه اردبیل در آن عصر معروف دنیا و اغلب کتاب آن به زبان عربى و قلیلى هم فارسى است و ترکى هم دارد و جلدشان غالبا طلا‌ و هم نقره بوده ولى حالا‌ چیزى از آنها باقى نیست….) ۵

منبع هردو مولف سفرنامه آدام اولئاریوس بوده و متاسفانه مولفان هیچ اشاره‌اى به این که بر کتابها چه گذشته و چرا ”حالا‌ چیزى از آنها باقى نیست“ نمى‌کنند تنها از طریق منابع روسى چون تاریخ روابط علمى شرق و اروپا و روسیه چاپ لنینگراد و کتاب گریبایدوف در گرجستان و ایران تالیف گنى کولوپوف، چاپ باد کوبه و مکاتبات و اسناد آنها در مى‌یابیم که برسر کتاب‌هاى کتابخانه بقعه شیخ چه آمده و چرا ”حالا‌ از آنها چیزى باقى نمانده است.“

کتابخانه بقعه شیخ صفى الدین اردبیلى پس از انقراض سلسله صفویه و بروز درگیرى‌ها از رونق افتاد با این حال تا زمان سلطنت فتحعلى شاه قاجار و جنگ روس‌ها با ایران هنوز کتابخانه فعال بوده و کتاب‌هاى بسیارى در آن باقى بود. ولى در جریان دومین جنگ‌هاى ایران و روس مجموعه‌هاى گرانبهاى کتابخانه از بین رفت. تفصیل این جمال را براى نخستین بار مرحوم عبدالعزیز جواهر کلا‌م بدین شرح مى‌نگارد:

…]در ماه دسامبر ۱۸۲۷ قشون روس به سر گردگى پسکویچ و همراهى گریبایدوف شهر تبریز را تصرف نموده از طریق میانج )میانه  عازم تسخیر طهران بودند تا دامنه فتوحات خود را در ایران )همچون توسعه متصرفات خود در دولت عثمانى  ادامه دهند. همان موقع مستشرق روس ”سنکوسکى“ به رئیس کل ارکان حزب قشون روس گراف دیپیچ شرحى نگاشته و تقاضا نمود که در این مسافرت از کتب خطى و آثار ادبى ایرانى نیز استفاده شود.

انجام این وظیفه را پروفسور سنکوسکى به عهده گریبایدوف که ازنویسندگان و شعراى مشهور روس بود واگذار کرد‌. رئیس کل ارکان حزب، عین مراسله و تقاضانامه سنکوسکى را به نظر پسکویچ رسانیده و پسکویچ با گریبایدوف در این باب مشورت کرد. بالا‌خره بعد از تحقیقات زیاد معلوم شد که در ایروان و نخجوان کتابخانه مهمى وجود ندارد و کتابخانه عباس میرزا در تبریز اهمیت علمى نداشته و مجموعه اى از کتب معاصر مى‌باشد ولى فقط در اردبیل مقدارى کتب و رسائل خطى گرانبها در کتابخانه جنب مقبره شیخ صفى الدین اردبیلى باقى است…) ۶

به طور حتم گریبایدوف که از رجال سیاسى و ادبى عصر خویش بود از نوشته‌هاى آدام اولئاریوسـ جیمز موریه و… درباره کتابخانه اردبیل آگاهى داشته و به همین دلیل از فکر کتابخانه بقعه فارغ نبود و پیوسته در آرزوى تصاحب کتابخانه بقعه به سر مى‌برد. به همین دلیل در زمان اشغال تبریز به دست قواى روس در اندیشه تصرف شهر اردبیل افتاد و آن را تنها راه حل معضل خود دانست. به نوشته جواهر کلا‌م:

…] پیشنهاد سنکوسکى بیشتر او )گریبایدوف  را تهییج نمود و با آن که اردبیل در فرونت )جبهه  جنگ نبود و تصرف آن مستلزم مخارج و زحماتى بود معذلک بر حسب اصرار و تقاضاى گریبایدوف یک عده قشون از قره باغ به طرف اردبیل عزیمت کرد…)  ۷

لشکر کشى روسها از قره‌باغ به اردبیل شاید تنها لشکر کشى در تاریخ براى تسخیر و غصب گنجینه علم و ادب بوده که با سیاست و یا منافع نظامى‌در جهان منافات داشته است.

در هر صورت در ۲۵ ژانویه ۱۸۲۸ م /۲۶ جمادى الا‌خر ۱۲۴۳ قـ به هنگام مذاکرات صلح میان عباس میرزا و پاسکویچ شهر اردبیل توسط قواى روس به فرماندهى ژنرال سوشتلن و همراهى سرهنگ)سنیاوین  محاصره وپس از اندک مقاومتى از طرف نیروهاى نظامى‌محلى به تصرف روس‌ها در آمد. سعید نفیسى در این مورد چنین مى‌نویسد:

…]در اطراف اردبیل چندین معدن مس هست که براى نیارمندى‌هاى نظامى‌آن زمان اهمیت بسیارى داشته‌اند عباس میرزا با دست یارى مهندسان اروپایى قلعه آن شهر را ساخته بود که به گفته سوشتلن برتریهایى چند بر قلا‌ع دیگر ایران داشته است. علا‌وه بر آن در آن قلعه علوفه و خواربار و تجهیزات نظامى‌فراوان ذخیره کرده بودند…. لوازم توپ خانه نیز در آنجا فراوان بود و با همه این برتریها دفاع از آن شهر براى لشکریان ایران دشوار شده بود.

پسران عباس میرزا که فرمانده پادگان این شهر بودند و مردى ایتالیایى که ”برناردى“ نام داشت و فرمانده توپ خانه آنجا بود شایستگى این کار را نداشتند…) ۸

اشغالگران اردبیل پس از تصرف این شهر علماى شهر را در یک محل جمع کرده و ایشان را از قصد و نیت پاسکویج و گریبایدوف درباره انتقال کتابخانه آگاه کردند. اگر چه علما در آغاز مخالفت کردند و هر یک درباره وقفى بودن کتب کتابخانه داد سخن دادند ولى خیلى زود متوجه شدند که گوش کسى به حرف آنان بدهکار نیست و از طرف حکومت و حکومتیان نیز کارى ساخته نیستـ اگر چه مى‌توانستند شهر تبریز را حفظ مى‌کردند به اجبار با انتقال کتاب‌هاى کتابخانه تن دادند و کتابخانه را تسلیم قواى نظامى‌روس کردند مشروط بر این که پس از نسخه بردارى آنها را به محل اصلى عودت دهند. ۹

بالا‌خره کتابخانه به تصرف ژنرال روسى درآمد و از اوایل ماه فوریه / اواخر ماه رجب دو دسته قشون سواره و پیاده و کاروان کتابهاى نفیس بقعه شیخ صفى را از اردبیل تا تفلیس همراهى کردند و گریبایدوف به آرزوى خویش رسید.

آن چه از مفاد کتاب گریبایدوف در گرجستان و ایران برمىآید این است که کتابهاى بقعه شیخ صفى به رسم امانت جهت مطالعه به تفلیس برده شد ولى متاسفانه دیرى نپایید که کتابهاى مزبور از کتابخانه سن پطرزبورگ و موزه آرمیتاژ سر در آورد و در حال حاضر کتابهاى یاد شده در کتابخانه لنینگراد )به رسم امانت ! موجود است و امید است که همتى و تلا‌شى صورت گیرد تا هر چه زودتر این امانت به صاحب اصلى آن یعنى ملت ایران بر گردانده شود.

در هر صورت بعد از این یغما از کتابخانه شیخ صفى چیزى باقى نماند جز اوراق متفرقه و تعداد معدودى کتاب که یک بار در زمان ناصر الدین شاه به هنگام تعمیر بقعه که به دستور وى انجام گرفت به کتابخانه سلطنتى وقت منتقل شد. از آن جمله است ترجمه فارسى تفسیر معروف طبرى که توسط حبیب یغمایى به چاپ رسیده است. صاحب جواهر کلا‌م به هنگام نگارش تاریخچه کتابخانه شیخ صفى که اساس همین مقاله بوده ضمن شرح به یغما /امانت! بردن نسخ کتابخانه شیخ مى‌افزاید:

…] اوراق کتابهاى دیگرى هم است که توجهى به آنها نشده و بالا‌خره تلف و نابود مى‌شود و اگر یکى دو نفر مطلع دانشمند براى تحقیق و جستجوى این اوراق چه از طرف وزارت معارف و یا آن که مستقلا‌ بروند و بسیار نیکو و قابل تقدیر مى‌باشد…) [۱۱

خوشبختانه این نداى صاحب جواهر را على اصغر حکمت پاسخ مثبت داد و گروهى را جهت بررسى اوراق باقى مانده کتابخانه شیخ صفى به اردبیل اعزام داشت. این گرده پس از بررسى اوراق بازمانده از کتابخانه بقعه به تعدادى نسخ نفیس که از دید نظامیان روس مخفى مانده بود دسترسى پیدا کرد و تمامى‌اوراق و نسخ یاد شده را به تهران منتقل کرد که به دستور میرزا على اصغر حکمت در اختیار موزه ایران باستان قرار گرفت. خوشبختانه اکنون نسخ و اوراق یاد شده در بخش اسلا‌مى‌موزه محفوظ است که از آن میان به چند نسخه ”شاهنامه فردوسى“ و چهار مجله از ”صریح الملک“ مى‌توان اشاره کرد.

نسخ انتقالى به بخش اسلا‌مى‌موزه ایران باستان عبارتند از:

۱  قرآن مجید و جزوه: ۸۵ مجله، از قرن سوم تا قرن سیزده هجرى از کاتبینى چون یاقوت مستعصمى، سهروردى )۷۰۴- ۷۰۶ ه.ق ، یاقوت بن عبدا… )۶۶۸ ، حاجى عماد القارى الطاووسى )۸۰۷ ه.ق ، عماد محلا‌تى، با خطوط خوش کوفى، ثلث،ریحان، نسخ و از واقفینى چون شاه طهماسب صفوى، بهرام میرزا صفوى، حمزه میرزا، سلیم بیگلر بیگى و کمال الدین على بیک.

از این مجموعه قرآنهاى خطى ۱۰ نسخه متعلق به قرن سوم و چهارم ه.ق است که روى پوست آهو با خط کوفى کتابت شده است

۲  دواوین شعرا ـ تاریخ و…

شاهنامه فردوسى: الف  نسخه اى به خط نستعلیق از درویش محمد مخلص با رقم ۸۹۵ به گواهى نظم همین مخلص در پایان نسخه در دفتر موزه آمده که نسخه در ۴۰۰ هجرى نوشته شده و محل کتا بت آن دانسته نیست.

ب  نسخه اى نستعلیق از ۹۳۸ ه.ق با ۴۳ مجلس و کاغذ اعلا‌ى خانبالغ و جلد ضربى وقف شاه عباس بر آستانه شیخ صفى.

ج  نسخه اى بدون رقم و کاتب محتملا‌ از قرن دهم با ۱۸ م‌تصویر جلس

د  نسخه اى بدون رقم و کاتب محتملا‌ از قرن دهم با ۲۷ مجلس )وقفى شاه عباس بر آستانه شیخ صفى.)

شاهنامه قاسمى اثر میرزا قاسم گنا بادى به خط نستعلیق از سده ۱۰ با ۱۱ مجلس درباره کشور گشایى‌هاى شاه طهماسب اول. این نسخه وقف شاه عباس بر آستانه شیخ صفى است.

چهار نسخه صریح الملک

این چهار نسخه همه در آستانه شیخ صفى بوده و مجموعه وقفنامه‌هاى رقبات موقوفات و اسناد املا‌کى است که براى آستانه شیخ صفى الدین خریدارى شده و قاعدتا همه به خط گرد آورندگان آنهاست. دو نسخه به خط زین العابدین عبدى و عبدالمومن بن صدرالدین محمد بن ناصر الدین احمد قوامى‌شیرازى با رقم ۹۷۵ و دو نسخه دیگر به خط محمد طاهر سپاهانى با رقم ۱۰۳۸ در زمان صدارت و تولیت نواب شیخ شریف زاهدى در عصر شاه عباس صفوى است و یک نسخه از چهار نسخه صریح الملک به خط زین العابدین عبدى وقف شاه عباس بر آستانه است. نسخه دیگر از صریح الملک در کتابخانه ملى ایران است که به کتابخانه سلطنتى منتقل شده و به سال ۱۳۱۶ زمان افتتاح کتابخانه ملى ایران جزء مجموعه انتقالى از کتابخانه سلطنتى به کتابخانه ملى منتقل شده است.

مجموعه نسخ انتقالى از بقعه شیخ صفى به بخش اسلا‌مى‌موزه ایران باستان/ موزه ملى به استثناى قرآن‌ها شامل ۸۵ جلد است که همه از نسخ نفیس و عالى و مذهب محسوب مى‌شود.

پى نوشتها:

۱‌- همایون فرخ، رکن الدین، تاریخچه کتابخانه هاى ایران از صدر اسلام تا عصر کنونى،تهران،وزارت فرهنگ وهنر-اداره کل نگارش،جلد۱ ص۱۰۲‌

۲‌-دانشنامه ایران و اسلام، ذیل کلمه اردبیل.

۳‌-الئاریوس، آدام۱۳۶۲‌، سفرنامه آدام الئاریوس به ایران، ترجمه احمد بهپور، تهران، ابتکار.

۴ ‌- عبدا… افندى، ریاض العلما، ج ۵‌، ذیل طبرسى

۵‌- ا‌عمادالسلطنه۱۳۶۸، مراه البلدان، با تصحیح دکتر عبدالحسین نوائى و میر هاشم محدث، تهران، دانشگاه تهران، زیر واژه اردبیل.

– حکیم، محمد تقى۱۳۶۷ ‌،گنج دانش، به کوشش دکتر محمد على صوتى و جمشید کیانفر، تهران، زرین، ذیل واژه اردبیل.

۶‌-جواهر کلام، عبدالعزیز‌، فهرست کتب وزارت معارف، تهران، وزارت معارف، ج۲‌ ص۷۱٫

۷‌- همان، ص۷۲٫

۸‌- نفیسى، سعید ۱۳۶۱، ‌ تاریخ اجنماعى و سیاسى ایران در دوره معاصر، تهران، انتشارات بنیاد، ج۲‌ ص۱۶۷

۹٫ همان ص۱۶۷

۱۰‌-فهرست کتب وزارت معارف، ص۷۳‌ تا۷۶‌.