روزنـامـه‌ی بخـارای شـریف، نخستین روزنـامـه ‌به زبان فـارسی (تـاجـیکی) در آسیـای‌میـانـه بـود کـه در ۱۱ مارس ۱۹۱۲ در شهر تاریخی بـخـارا، مرکز علم و فرهنگ تـاجـیکان، آغاز بـه نشر کرد.امارت بخارا که پایتخت آن بخارا بود همراه با شهر با اهمیت آن سمرقند در پی لشکر کشی روس‌ها در ١٨٧٣ تحت‌الحمایه روسیه قرار گرفت. در پی حمله پیروزمندانه بلشویک‌ها در ١٩٢٠ به امارت بخارا، جمهوری خلق شوروی بخارا تأسیس شد. بعد از فـروپـاشی اتحـاد شوروی و سربرآوردن جمهوری مستقل تـاجـیکستان در ۱۹۹۱ سال‌روز تأسیس روزنـامـه‌ی بـخـارای شـریف، در ۵۱۹۹ بـه عنوان روز مطبـوعـات تـاجـیکستان اعلام شد و همه ساله از آن تجلـیل می‌شود. روزنـامه‌ی بخـارای شـریف می‌نویسد:… به همت ملت‌پسندانه چند نفر معـارف‌پرور و ترقی‌خواهان روزنـامـه‌ی بخـارای شـریف بـه زبان رسمی بـخـارا کـه فـارسی است، تاسیس شـده … برای ۹– ۱۰ میلیون نفر … همین یک روزنـامـه است و فقط.

تـجـددگـرایان و نواندیشان بـخـارائی را فضای عمومی منطقه از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی نسبـتاً آرام قبل از جنگ جهانی اول از سوی دیگر واداشت کـه بـه منظور آگاه ساختن مردم بـخـارا از اوضاع جهان، منطقه و کشور و تحقق اصـلاحـات در امارت بـخـارا، بـه نشر و تبلـیغ منـظم دیـدگاه و اندیشه‌هـای خود در میان مردم بـپردازند. از این رو آنها به تأسیس روزنامه دست یازیدند.

جریان تاسیس

میرزا محی الدین و میرزا سراج الدین که هر دو از پیشگامان جنبش تجددخواهی بودند و به نقش روزنامه در امر بیداری و تشکیل جوانان بخارا و امر پیشبرد اصلاحات و تجدد به خوبی آگاه بودند، برای به دست آوردن روزنامه برنامه ای دقیق طرحریزی کردند. ق.ل. لیوین، یهودی بخارایی و بازرگان شناخته شدهی پنبه به نمایندگی روسیه در بخارا برای دریافت امتیاز نشر روزنامه مراجعه و ادعا کرد که برای آشنا ساختن مردم بخارا با سیاست روسیه و نیز افزایش محصول پنبه، که صنایع بافندگی روسیه به آن نیاز جدی داشت، تاسیس یک روزنامه ضروری است.تجددخواهان بخارا برای اطمینان خاطر نمایندگی روسیه، حیدر خواجه میربدل مترجم سفارت روسیه در بخارا را به عنوان مدیر روزنامه تعیین کردند و میرزا جلال یوسفزاده را که با روزنامه نگاری آشنایی نزدیک داشت، از قفقاز دعوت کردند.

امیر بخارا براساس تقاضای سفارت روسیه به ”ق.ل. لیوین“ و ”حیدر خواجه میربدل“ اجازه نشر روزنامه را داد و به این ترتیب روزنامهی بخارای شریف، نخستین نشریه بخارایی به کوشش جدیدیها به زبان فارسی در ۱۱ مارس ۱۹۱۲ در بخارا چاپ شد.

گردانندگان

نقش فعالان جنبش جوان بخارائیان (جدیدیها) در نوشتن مقالهها برجسته است اما بنا بر جو حاکم سانسور و استبدادزدگی جامعه، تعداد زیادی از مقالهها به نام مستعار نشر میگردید. گردانندگان روزنامهی بخارای شریف با در نظر داشت اینکه ورود و پخش روزنامههای فارسی زبان در قلمرو بخارا ممنوع بوده است، اما این روزنامهها به دستشان میرسید و مطالب آن را در صفحههای روزنامه انعکاس میدادند، اما به آنها استناد نمیکردند.

خط فکری و مرامی روزنامه کمتر رنگ سیاسی و انقلابی بیشتر جنبه اجتماعی، فرهنگی و اصلاحطلبانه دارد. به طور کل همه شمارههای روزنامه دارارای سرمقاله بوده و در صفحه اول روزنامه عمدتاً به امضای مدیر آن درج شده است. البته با توجه به اینکه روزنامهی بخارای شریف یگانه روزنامه فارسی در آسیای میانه بود، اخبار آن به طور کلی تازگی داشت. در برخی از شمارههای روزنامه گزارشهای جالبی نیز چاپ گردیده است.

موضوعات اصلی

ستونهای روزنامه بیشتر به نوشته ها در رابطه با امور معارف، کشاورزی، آبیاری، پنبهکاری، پیلهوری، بهداشت و بازرگانی و سایر مسایل با اهمیت اجتماعی اختصاص داده شده است. نامههای منتشر شدهی خوانندگان روزنامه عمدتاً روح انتقادی و اصلاحی دارد. داستانهای ل. تولستوی از زبان روسی به فارسی روان ترجمه شده و در شمارههای پیوسته روزنامه اقبال نشر یافته است.

نوشتهها درباره اهمیت و نقش زبان فارسی و همچنین آموزش دستور زبان فارسی در صفحههای روزنامه جایگاه ویژهای دارد. نثر فارسی روزنامه آمیزهای از فارسی کهن و فارسی متعارف در ایران و افغانستان با لهجههای تاجیکی و بخارائی بوده و متاثر از هجوم واژههای روسی و ترکی و عربی میباشد. اشعار فارسی در صفحههای روزنامه به ندرت انعکاس مییابد. به بهرهگیری از طنز، لطیفه و کاریکاتور توجه نشده است. نوشتههایی درباره نقش و مقام زن در صفحههای روزنامه به چشم نمیخورد.

به طور کلی، همهی شمارههای روزنامه دارای سرمقاله میباشد، که در آنها مسایل مهم اجتماعی همراه با نظر دستاندرکاران روزنامه بازتاب یافته است. اندیشهها و دیدگاههای روزنامه قبل از همه متاثر از نهضت ”جدیدیه“ ماوراالنهر و جنبش تجددخواهی منطقه در همان دوره میباشد. از این رو، آشنا شدن با محتوای سرمقالههای روزنامه بخارای شریف، از یکسو در امر شناخت اندیشهها و دیدگاههای گردانندگان روزنامه، که بازتاب دهنده نظریات روشنفکران بخارا میباشد، کمک می کند و از سوی دیگر در امر شناخت مسایل جدی مطروحه در همان دوره . مسلماً هر دو نکته فوق برای پی بردن به اوضاع و احوال و مناسبات اجتماعی-سیاسی آن دوران امارت بخارا با اهمیت است. از این رو نگارنده سرمقالههای روزنامه را بر حسب درونمایه آنها طبقهبندی نموده و براساس آن، فشردهای از محتوای آنها را در ذیل ارایه نموده و به بررسی آنها پرداخته است. سرمقالههای روزنامه بخارای شریف عمدتاً به موضوعات زیرین پرداخته است: درباره تعمیم علوم، ترویج معارف، گشایش و اصلاح مکاتب و مدارس، بهبود امور کشاورزی، آبیاری، باغداری، دامپروری و ترقی اقتصادی، توجه به حقوق و وظایف حکومت و رعایا، اصلاح اداره امارت بخارا، مبارزه علیه جهل، خرافهپسندی و عادات ناپسند، درباره بهبود امور بهداشتی، درباره رابطه دین و مذهب و وحدت جهان اسلام و …

علم و معارف

یکی از اهداف جدی و برجسته محافل و گروههای روشنفکر و اصلاحطلب در منطقه و از جمله ماوراءالنهر در آن زمان تعمیم علوم، گسترش معارف و گشایش مکاتب و مدارس بود. معارف پروری در بخارا دارای پیشینه قدیمی است. روشنفکران بخارا در پایان سال ۱۹۱۰ جمعیت مخفی ای به نام ”تربیه اطفال“۲ تاسیس کردند که هدف اساسی آن ترویج معارف جدید بود. ”در مدارس قدیمی آسیای میانه دروس بیشتر گفتاری بود و در زمینه نوشتاری تنها به خطاطی و نوشتن دروس دینی، تجوید و … و آموختن تفسیر و فقه اکتفا می نمودند“.۳

به طور کل مدارس وضع نابسامانی داشت و تعداد باسوادان و شاگردان مدارس اندک و امر فراگیری علوم محدود بود. روزنامه امر تعمیم علم و اشاعه معارف و گشایش مدارس را یک امر ”دینی و ملی“ می داند و نقش آنها را در بیداری مردم و مجاهدت علیه جهل، خرافه پسندی و انکشاف جامعه برجسته می سازد. روزنامه در این راستا نه تنها خوانندگان خویش را تشویق به آموختن علوم طبیعی و اجتماعی و اشاعه معارف و اصلاح مدارس می کند، بلکه در این زمینه پیشنهادهای مشخص را برای امیر بخارا و دستگاه اداره ی آن و گروه های روشنفکر امارت بخارا ارایه می کند. یک ششم صفحه های روزنامه صرف نشر همین مسئله می شود.

روزنامه در شماره ۱۳۹ در مقاله بلندی زیر عنوان ”اصول جدیده چگونه است؟“ آن را ”به مثابه ی قاعده تازه که مکتب بچه گان را به طرز دیگر تعلیم می دهد.“ معرفی می کند. فعالیت روشنفکران بخارا برای پیاده نمودن ”اصول جدیده“۴ در مکتب ها موجب شد که این حرکت را ”جدیده“ و هواخواهان آن را ”جدیدی ها“ بنامند. جدیدی ها متعلق به نسل دوم معارف پروران بخارا هستند. در هر صورت مساله ی محوری برای جدیدی ها مسئله معارف بود. آنها می خواستند که در مکتب و مدرسه تاریخ و جغرافیا، حساب و علوم طبیعی تدریس شود. آنها تاکید داشتند که بدون این علوم پیشرفت جامعه امکان پذیر نیست.

کشاورزی

از آن جایی که اکثریت مردم آسیای میانه به امور کشاورزی، پخته کاری(کشت پنبه)، پیله وری، باغداری، دامپروری و تولید پوست قره قل، بافتن قالی و گلیم و پرورش گل مشغول بودند و جامعه ماوراالنهر اساساً یک جامعه زراعتی بود، از این رو یکی از جهات با اهمیت نشریات روزنامه ی بخارای شریف پرداختن به مسایل فوق بوده است. زمین و آب در حیات مردم آسیای میانه از جمله بخارا نقش کلیدی داشته و دارد. دهقانان در آن سال ها به غیر از کمبود وسایل کشاورزی و تخم بذر، پیوسته با کمبود جدی آب مواجه بوده اند. از همین جاست که نقش میرآب باشی کمتر از نقش کدخدا، رباخوار و ملای ده در زندگی روستاییان نیست. بخارای شریف رباخواری را در روستا نقد می کند و آن را مانع در امر پیشرفت کشاورزی و دامداری می داند و به منظور کمک به دهقانان و تهیدستان ”بانک دهقانی“۵ را با بهره ی پایین پیشنهاد می کند.

فساد و رشوه

در قلمرو امارت بخارا ظلم و استبداد، رشوه خواری و چپاولگری بیداد می کرد؛ از قانون خبری نبود و اراده امیر فعال مایشاء بود. در واقع رابطه بین دولت و مردم رابطه بین حاکم و رعایا و بین آمر و مادون بود. در چنین اوضاعی، روزنامه تلاش دارد اجرای اصلاحات را در دستگاه امارت ترغیب کند و جامعه را به سوی قانون گرایی سوق بدهد. عقب ماندگی جامعه، سطح پایین سواد و قبل از همه سرشت نظام مستبد امیران بخارا پاره ای از سنت های ناپسند و عادات مضر را در جامعه ایجاد کرده بود، که گروه های وسیعی از مردم به آن باور داشتند. این باورهای خرافی به مثابه ی نیروی سخت جان به عنوان مانع در راه مدرنیزاسیون و رشد جامعه عمل می کردند. امیر و ملاهای محافظه کار سعی می نمودند که مردم عادی را در جهل و خرافه پسندی نگهدارند.

روزنامه بارها توجه مردم را به ترک سنت ها و عادات ناپسند در زمینه تداوی و عدم رعایت امور بهداشتی جلب می کند و آنها را به نظافت منزل، کوچه و استفاده از آب نوشیدنی و … ترغیب می نماید. مباحثه پیرامون علم، دین، تمدن و تجدد در نوشته های روزنامه بخارای شریف جایگاهی برجسته دارد. دست اندرکاران روزنامه بخارای شریف با در نظر داشت جو سانسور و خفقان در نشر افکار تجددگرایانه و آزادیخواهانه جانب احتیاط را مراعات می نمودند؛ تا از یکسو با حکمران روسیه ی تزاری در ترکستان و از سوی دیگر، با هیأت حاکمه ی امارت به رهبری امیر بخارا و روحانیون محلی درگیر نگدند. اما از شماره های نودم به بعد آرام، آرام خط سیاسی و ملی روزنامه پر رنگ می شود.

مسئله ملت

روزنامه ی بخارای شریف واژه دولت-ملت را به هیچ وجه به مفهوم اروپایی آن به کار نمی برد. باشندگان بخارا، صرف نظر از قوم و ملیت شان خود را بخارائی یا ملت بخارا یا امت مسلمان می خواندند و کلمه ی ملت را بیشتر برای غیرمسلمانان مورد استفاده قرار می دادند. این روس ها بودند که با حضور خویش در منطقه، از جمله در بخارا، موجب گسترش این مفاهیم به معنای اروپایی آن در سرزمین های چندقومی آسیای میانه شدند. روشنفکران پان ترکیست ها، پان اسلامیست ها و بلشویک ها، … سرزمین آسیای میانه را حوزه جالب و مهمی برای پخش اندیشه های ملیت گرایانه خویش یافتند. گردانندگان روزنامه، با در نظر داشت فضای اختناق و استبداد خشن امیرعالم خان و حضور روسیه تزاری در آسیای میانه از یکسو و نفوذ و جذبه ی دین اسلام از سوی دیگر، سعی می کند از زاویه دین اسلام، به طور غیرمستقیم، از یک سو امیر و اداره ی فعال فاسدش را همراه با حضور روسیه تزاری مورد انتقاد و حمله قرار بدهند؛ از سوی دیگر با حربه ی دین اسلام، بیداری مردم و تشکل آنها را به دور برنامه ی اصلاحات تأمین نمایند. پرچم اسلام و وحدت جهان اسلام برای تجددگرایان و آزادیخواهان، ملی گرایان و اصلاح طلبان بخارا در آن اوضاع و احوال پیش از همه به مفهوم احیای هویت ملی، تأمین استقلال کشور و اجرای اصلاحات است. سراسر صفحات روزنامه ی بخارای شریف مشحون از این امر است. بدین ترتیب، روزنامه تلاش می کند گرد و غباری را که در نتیجه ی دست اندازی های استیلاگران بروی فرهنگ کهن منطقه نشسته است، بزداید. یکی از شیوه های شناخته برای بیان افکار و اعتراض علیه دشواری ها و نابسامانی های اجتماعی، پیش بردن مناظره، دیالوگ، پرسش و پاسخ در صفحه های روزنامه هاست. روزنامه ی بخارای شریف از این سبک استفاده نموده است.

زبان فارسی

روزنامه در امر پاسداری و رشد زبان فارسی و تدریس دستور زبان نهایت توجه را مبذول می دارد. روزنامه به بحث وسیع در زمینه یزبان فارسی و اصلاح آن می پردازد و از خوانندگان دعوت می کند که در این بحث ها شرکت کنند. زبان و ادب فارسی دری (فارسی) ریشه قدیمی دارد، پیش از اسلام وجود داشته، سرزمین های خراسان و ماوراءالنهر زادگاه، پرورشگاه و تجلی گاه آن می باشد. زبان فارسی (فارسی دری)، با مرور زمان، نه تنها به رایج ترین و همگانی ترین زبان این خطه تبدیل گردید، بلکه حلقه تفاهم و وصل بین اقوام و قبایل مختلف شد. زبان فارسی، بنابر استعداد و توانایی که داشت، زبان رسمی، علمی و بازرگانی در حوزه وسیع گردید یعنی زبان مشترک و عمومی برای تمام سلاله های آسیای میانه از هر تیره و تبار که بوده اند و همچنین از اقصای هند و روم، اسناد و نامه های رسمی و دولتی به این زبان نوشته می شد. مختصر اینکه زبان فارسی به زبان بین المللی تمام این نواحی تبدیل گردید. روزنامه تأکید دارد که زبان فارسی، تاجیکی و دری یک زبان واحد با سه لهجه است. تفاوت آنها با هم دیگر از نقطه نظر ریشه ای و منشا نیست.

جریان توقیف

روزنامه بخارای شریف، در نبود نظام مطبوعاتی و قانون مطبوعات، یعنی در فضایی که دستور و فرمان امیر بخارا قانون است، فعالیت می نمود. عمده ترین دشواری فعالیت گردانندگان روزنامه و روشنفکران بخارا جو حاکم نظام مستبد، فضای اختناق و سانسور امیر بخارا و حکمران امپراطوری روسیه در آسیای میانه بود. زمزمه های آزادی خواهی، دادخواهی، تمدن خواهی و اصلاح خواهی روزنامه بخارای شریف به تدریج راه خود را در میان گروه های روشنفکری و بدنه ی جامعه باز نمود و نقش موثری در امر رشد و انکشاف افکار اجتماعی-سیاسی و تشکل آنها دور یک برنامه ی اصلاح طلبانه بازی نمود. حاکم خودکامه بخارا، آخوندهای محافظه کار و استعمار روس افزایش نقش و تاثیرگذاری روزنامه را به حال خود مضر و خطرناک تلقی نمودند و از آگاه شدن مردم بخارا نسبت به سرنوشت تاریخی و اجتماعی شان و مطلع شدن آنها از تحولات جهان و منطقه ترسیدند، بنابراین،تصمیم گرفتند که انتشار روزنامه ی بخارای شریف را برای همیشه توقیف نمایند. در پایان دسامبر ۱۹۱۲ نمایندگی سیاسی روسیه ی تزاری در ترکستان از امیر بخارا تقاضا کرد که روزنامه ی بخارای شریف را تعطیل کند. البته امیر این تقاضا را با گرمی و مسرت پذیرفت.

به تاریخ ۲ ژانویه سال ۱۹۱۲ پیتروف، نماینده روسیه در بخارا، از طرف امیر عالم خان امیر امارت بخارا نامه ی تهدیدآمیزی به سردبیر روزنامه ی بخارای شریف، میرزا جلال یوسف زاده نوشت۶ که در آن چنین حکم صادر گردیده بود: ”موافق خواهش اعلیحضرت امیر بخارا از همین روز اعتبار نشر بخارای شریف … ممنوع می شود.“۷ بدین ترتیب روزنامه ی بخارای شریف پس از نشر ۱۵۳ شماره در ۲ ژانویه ۱۹۱۳، با تقاضای نمایندگی سیاسی روسیه تزاری و توافق امیر عالم خان، امیر بخارا برای همیشه تعطیل شد.۸ روشنفکران و تجددخواهان بخارا در تمام دوره حاکمیت امیر بخارا دیگر امکان نیافتند که روزنامه ی بخارای شریف را احیا کنند و یا امتیاز نشریه دیگری را به دست آورند. بعد از تأسیس حاکمیت شوروی در بخارا، طی هفت دهه، ده ها روزنامه و مجله در آسیای میانه و بخارا به زبان فارسی(تاجیکی) منتشر شد، اما همه تلاش های فرهنگیان بخارا برای احیای روزنامه ی بخارای شریف، بنابر دلایل سیاسی به شکست انجامید.

در فرجام

همین ۱۵۳ شماره ی روزنامه بخارای شریف اسناد ارزشمند اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن روزگار است، که درون مایه اندیشه های مطروحه در آن عمدتاً بر محور تجددطلبی و قانون گرایی استوار بود و در امر بیداری ملی، سیاسی و فرهنگی و تقویت روحیه خودشناسی و استقلال خواهی و احیای هویت ملی و اسلامی مردم بخارا به ویژه جوانان، خدمات ارزنده ای انجام داده. روزنامه موفق شد که دیدگاه های عالمان دینی را به روی صفحه های روزنامه بکشاند و در معرض قضاوت خوانندگان قرار بدهد.

از لابلای صفحات روزنامه معلوم می گردد که: اهداف خط فکری گردانندگان روزنامه اصلاح نظام است نه براندازی حاکمیت خودکامه امیر. روزنامه روی خط ماجراجویی و معامله گری، تندروی و مداح گری حرکت نمی کند. در آغاز بار سیاسی روزنامه کم رنگ و متعادل و بار فرهنگی-اجتماعی آن پررنگ تر بود، اما آرام آرام بار سیاسی روزنامه بیشتر گردید. قلم به دستان، ادیبان و نویسندگان، با نوشتن مقاله، خبر، سفرنامه، مناظره، شعر، … در روزنامه ”بخارای شریف“ مهم ترین مسایل اجتماعی را مطرح نمودند و مردم را به هوشیاری و آگاهی فراخواندند. بخارا نویسان با زبان قلم و سلاح دانش در پی آن بودند که ملت و کشور خود را از بند نادانی، تحجر، خرافه و عقب ماندگی برهانند و دریچه تازه ای به روی جوانان بخارا به جهان نو بگشایند و آنها را با تمدن جهان آشنا بسازند و بدون نسخه برداری از اینجا و آنجا، برای دردهای جامعه راه علاج بیابند. امیر بخارا و دیگر دولت مردان غرق در فساد و عیاشی به مصلحت اندیشی اصلاح طلبان گوش فراندادند و در راه پیشرفت و بالندگی کشور کمر همت نبستند و نه تنها به آرمان های ترقی خواهانه آنها مساعدت نکردند، بلکه به آنها فشار نیز وارد کردند، عرصه را بر آنها تنگ تر نمودند زیرا آنها پیشنهادهای خیرخواهانه و اصلاح طلبانه روشنفکران بخارا را خطری جدی برای دستگاه خود می دانستند.

روزنامه ”بخارای شریف“ اولین تجربه روزنامه نگاری به زبان فارسی از طرف بخارائیان بود. گردانندگان روزنامه سعی کردند که زبان گفتاری و نوشتاری را به هم نزدیک بسازند و در همین راستا، در بسیاری موارد، برای بیان افکار خویش از زبان عامیانه بهره می گرفتند. به طور کل، نثر روان و قابل فهم و بیان افکار به زبان ساده، زمینه نفوذ روزنامه را نه تنها در میان گروه های روشنفکری افزایش داد بلکه میزان تاثیرگذاری آن را در میان لایه های کم سواد جامعه بالا برد. نقش روزنامه در تحول نثر فارسی در قلمرو بخارا با اهمیت است. نثر روزنامه عفت کلام، حرمت و عزت قلم را نگه داشته و از به کار بردن عبارات مستهجن دوری نموده و به طور کلی از تحریک و تهدید، اتهام و افترا، زخم زبان و استهزا پرهیز نمود.

از توقیف روزنامه بخارای شریف بیش از نه دهه می گذرد؛ اما شگفتا، بسیاری از اندیشه ها، دیدگاه ها و مسایلی که در صفحه های روزنامه طرح شده بود، هنوز با قوت قابل طرح است.

مجموعه تقریباً کامل روزنامه ی بخارای شریف در بایگانی پژوهشکده بین المللی تاریخ اجتماعی نگهداری می شود و برای پژوهشگران و علاقمندان قابل دسترسی است.

نجم کاویانی

منبع: تارنمای پژوهشگاه بین المللی تاریخ اجتماعی-  www.iisg.nl

 

۱٫ بخارای شریف، شماره۱۵ ،۱۹۱۲

۲٫ تربیه اطفال، جمعیت مخفی بود که در سال ۱۹۱۰، به منظور تاسیس و گسترش مکتب های اصول جدیده تشکیل شد. امیر بخارا وقتی که مکتب ها را بست، اما جمعیت تربیه اطفال مکتب های پنهانی باز کرد و جوانان را برای تحصیل به کشورهای دیگر فرستاد.

۳٫ عدیل خالد، سیاست ریفورم فرهنگی مسلمانان (جدیدیسم در آسیای مرکزی)، کراچی، دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۰، صفحه ۱۱۰

۴٫ اصول جدیده، شیوه جدید آموزش در مکتب های آسیای میانه و قفقاز بود که در آن علاوه بر مضامین دینی، علوم دیگر از جمله جغرافیا، تاریخ، علوم طبیعی برای شاگردان تدریس می شد.

۵٫ بخارای شریف، شماره۳۲ ،۱۹۱۲

۶٫ دوران عاشورا اف، فرهنگ روزنامه ها و مجله های تاجیکستان، پژوهشگاه فرهنگ فارسی تاجیکی، فارسی (سیرلیک)، دوشنبه ، ۱۹۹۹، ص۲۱

۷٫ ی.عمانف و د.دوران اف، تاریخ مطبوعات تاجیک، فارسی(سیرلیک)، دوشنبه، ۱۹۹۷، ص۳۷

۸٫ دایره المعارف شوروی و صنعت تاجیک، دوشنبه، ۱۹۸۹، ج۲، ص۳۱۶ و دایره المعارف شوروی تاجیک، دوشنبه، ۱۹۷۸، جلد دوم، ص۵۵۷-۵۵۸، هر دو به زبان تاجیکی(فارسی) با حروف سیرلیک