۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانه / تاریخ / لاهوتی کرمانشاهی در تاجیکستان و روسیه

لاهوتی کرمانشاهی در تاجیکستان و روسیه

دکتر جهانگیر کرمی،

عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

زندگی ایرانی‌های ساکن شوروی، از فراریان نهضت جنگل در سالهای پس از جنگ جهانی اول و دیگر کمونیست‌ها تا فراریان غائله آذربایجان و کردستان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و اعضای حزب توده پس از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، با فروپاشی آن امپراتوری، از طریق انتشار خاطرات، فیلم و یا مصاحبه‌ها مورد توجه محافل فکری کشورمان قرار داشته است. اما از میان همه آنها، شاید داستان ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی چیز دیگری است و جذابیتی فراتر از صرف سرگذشت او به عنوان یک انقلابی، کمونیست، شاعر و مهاجر ایرانی دارد. او در عمر سی و هفت ساله حضور خود در شوروی و بویژه آسیای مرکزی، توانست با اراده، بیان، قلم و مدیریت خود، کمک بزرگی به سرزمین تاجیکستان، پاره ارزنده تن ایران بکند و از این رو، امروزه در سغد، خجند، ختلان، قبادیان، خیوه، سمرقند و بخارا نام او به عنوان یک چهره ادبی و فرهنگی مؤثر و حتی بنیانگذار تاجیکستان نوین، در کنار بزرگانی چون صدرالدین عینی، میرزاجان غفورف و لایق شیرعلی مورد تکریم و ستایش است.

زندگی ایرانی‌های ساکن شوروی، از فراریان نهضت جنگل در سالهای پس از جنگ جهانی اول و دیگر کمونیست‌ها تا فراریان غائله آذربایجان و کردستان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و اعضای حزب توده پس از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲،  با فروپاشی آن امپراتوری، از طریق انتشار خاطرات، فیلم و یا مصاحبه‌ها مورد توجه محافل فکری کشورمان قرار داشته است. اما از میان همه آنها، شاید داستان ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی چیز دیگری است و جذابیتی فراتر از صرف سرگذشت او به عنوان یک انقلابی، کمونیست، شاعر و مهاجر ایرانی دارد. او در عمر سی و هفت ساله حضور خود در شوروی و بویژه آسیای مرکزی، توانست با اراده، بیان، قلم و مدیریت خود، کمک بزرگی به سرزمین تاجیکستان، پاره ارزنده تن ایران بکند و از این رو، امروزه در سغد، خجند، ختلان، قبادیان، خیوه، سمرقند و بخارا نام او به عنوان یک چهره ادبی و فرهنگی مؤثر و حتی بنیانگذار تاجیکستان نوین، در کنار بزرگانی چون صدرالدین عینی، میرزاجان غفورف و لایق شیرعلی مورد تکریم و ستایش است.

اینکه می‌نویسم بنیانگذار تاجیکستان نوین، صرفاً از سر احساس هم میهنی و هم دیاری نیست، بلکه کسانی که در مورد دولت‌سازی و ملت‌سازی مدرن در حوزه مطالعات سیاسی و بین‌المللی مطالعاتی دارند، حتماً می‌دانند که نقش مؤلفه‌های فکری و فرهنگی و ادبی در شکل‌گیری این ساختارهای نوین چیست و چگونه برای باز تولید دولت جدید، بایستی از عناصر فرهنگی و تمدنی گذشته در شکل‌ها و قالب‌های جدید بهره گرفته شودو در این میان نقش برخی شاعران و نویسندگان و ادیبان میتواند بسیار پررنگ باشد و لاهوتی برای تاجیکستان در دهههای نخستین انقلاب شوروی،فراتر ازصرف یک شاعر،نویسنده،ادیب و حتی مدیر بلندپایه بود.

روزی که در سال ۱۳۰۱ (۱۴ فوریه ۱۹۲۲)، لاهوتی از رود ارس به جلفا و سپس باکو، تفلیس و مسکو رفت، با کوله‌باری از تجربه در ایران و عراق و ترکیه و دغدغه‌های آزادی‌خواهی و عدالت جویی، جذب اندیشه کمونیستی گردید. نخستین مأموریت او، حضور در مرزهای شوروی و چین به عنوان یک فرمانده نظامی بود، اما پس از مدتی به ازبکستان رفته و وارد حزب کمونیست شد. برای لاهوتی به عنوان یک ایرانی، حکومت ازبک‌ها بر اکثریت تاجیک نمی‌‌توانست نگران کننده نباشد و از این رو در کنار برادران هم زبان خود کوشید تا استقلال آن دیار را به دست آورد. روسها تا سال ۱۹۲۳ تاجیکستان را به عنوان بخشی از جمهوری ازبکستان و در چارچوب مرزهای آن جمهوری تقسیم‌بندی کرده بودند.

تلاش های او در متقاعد ساختن روشنفکران تاجیک برای تهیه طومارهایی مبنی بر درخواست اعطای استقلال و قبول تاجیکستان به عنوان یکی از جمهوری های اتحاد شوروی و سفرش به مسکو و گفتگو با استالین بسیار مفید و مؤثر افتاد. آقای دکتر صفر عبدالله سمرقندی استاد برجسته دانشگاه قزاقستان و یکی از نخبگان و ایران شناسان بزرگ آسیای مرکزی در گفتگو با نگارنده، استقلال تاجیکستان را در دهه ۱۹۲۰ مدیون زحمات و تلاش‌های لاهوتی دانسته و از او به نیکی یاد می‌کند. دکتر بهرام امیر احمدیان، از طومار دیگری یاد می کند که لاهوتی در روز پیش از اغاز جنگ جهانی دوم به دفتر استالین می برد که سمرقند و بخارا به تاجیکستان باز گردد، اما ملاقات به روز بعد می افتد و بخاطر جنگ به آینده ای دورتر موکول می شود.

حضور لاهوتی در تاجیکستان از آموزگاری، عضویت در حزب کمونیست، ریاست تئاتر بزرگ خجند، بنیان‌گذاری اتحادیه نویسندگان، ریاست آکادمی علوم تاجیکستان (عالی‌ترین مرجع علمی و دانشگاهی این کشور)، تا وزرات فرهنگ و معارف و علوم و بقول آقای جهانگیر دری (ایران شناس تبعه روس در موسسه شرق شناسی مسکو)، تبدیل او به شخص سیاسی دوم این جمهوری، منشاء خدمات بزرگی بوده است.

لاهوتی برای نخستین بار چاپخانه را وارد تاجیکستان می‌نماید و با انتشار کتاب و مجله و روزنامه و نیز نوشتن نمایشنامه و تصنیف، در ترویج هنر و ادب می کوشد. سرودن اشعار سنتی و سپید(حتی پیش از نیما) از سوی لاهوتی، تأثیر مهمی بر فرهنگ، اندیشه و فضای فکری نخستین سال‌های تشکیل جمهوری تاجیکستان گذاشت؛ بطوری که محمد جان شکوری بخارایی از او به عنوان ”پدر شعر نو تاجیکستان“ یاد می‌کند که توانست به عنوان شاعر ملی تاجیکستان، نخستین سرود ملی آن سرزمین را پس از یک سده سلطه مطلق تزارها، در دوره شوروی بسراید.

در واپسین روزگاران زندگی لاهوتی در مسکو، او مدتی به عنوان رئیس تشریفات اتحاد شوروی خدمت کرد و نیز به نمایندگی از طرف مسکو در کنگره دفاع از تمدن در پاریس شرکت نمود و همچنین به دریافت نشان لنین از دست استالین نائل آمد. آثار و اشعار او بارها در تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان، روسیه و حتی کشورهای دیگر چاپ شده و برخی از آنها به چاپ چهلم رسیده است. از آخرین فعالیت‌های لاهوتی، استادی مؤسسه شرق‌شناسی مسکو و آغاز ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان روسی بود که همسرش آن را به اتمام می‌رساند. در سالهای آخر دهه ۱۹۳۰ که سخت‌گیری و قلع و قمع استالین شدت گرفت، لاهوتی تا مرز اعدام پیش رفت و برخی آثارش نیز ممنوع گردید. گویا در لیستی که اسامی پیشنهادی را برای اعدام نزد استالین می‌برند، او پس از مشاهده نام لاهوتی، آن را حذف می‌کند و بدین ترتیب لاهوتی نجات یافته و تا سال ۱۳۳۶-۱۹۵۷ زنده می‌ماند و پس از مرگ نیز در گورستانی در مسکو دفن می‌شود. سعید نفیسی در سفر به مسکو با او  ملاقات کرده و می‌گوید: ”او عاشق ایران بود و آرزوی مردن در میهن و آرمیدن در زیر خاک آن را می‌نماید“ و جهانگیر دری، از پشیمانی او از اندیشه‌های کمونیستی در آخر عمر یاد می‌کند. در دوره شوروی، او در شمار مشاهیر تاجیکستان بود و در تاجیکستان به عنوان یک چهره ادبی بزرگ در کنار عینی، غفوراف و لایق شیرعلی قرار دارد. خیابانهایی در تاجیکستان و حتی ازبکستان به نام او اسم‌گذاری می‌شوند و هنوز هم تئاتر بزرگ شهر دوشنبه، یک خیابان، یک کتابخانه و مدارس مختلف به نام اوست و در کنار تندیس مشاهیر تاجیکستان در شهر دوشنبه، تندیس لاهوتی پس از رودکی، فردوسی، ابن سینا، حافظ، سعدی، خیام، جامی، عینی و تورسن زاده قرار دارد. طرز قرار گرفتن این تندیس‌ها اینچنین است که پس از شعرای بزرگ قدیم، از شعرای جدید، فقط عینی، تورس‌زاده، و لاهوتی قرار داده شده‌اند.

در زمان شوروی جایزه‌‌ای به نام لاهوتی در اتحادیه روزنامه‌نگاران تاجیکستان هر دو سال یکبار به فعالان حوزه مطبوعات داده می‌شد و دو سال قبل نیز در آذرماه ۱۳۸۶ همایشی در تجلیل از او در دانشگاه علمی تاجیکستان برگزار گردید و نیز کتابی با عنوان ”نامه‌های لاهوتی“ به همت خانم خورشید آته خانوا در تاجیکستان منتشر شد که بیشتر این نامه‌ها خطاب به اهل قلم تاجیکستان بوده و همه مخاطبان در پاسخ به نامه ها او را ”استاد“ خطاب کرده‌اند. اشعار لاهوتی نیز هم مورد توجه محافل علمی و ادبی و حتی مورد استفاده در موسیقی کشورهای مختلف بوده و هست. در تاجیکستان، روسیه و در افغانستان، اشعار او را بارها ترانه ‌سرایان خوانده‌اند. در افغانستان  کسانی چون احمدظاهر هنوز هم اشعار او را مورد استفاده قرار می‌دهد. شعر ”همت کنید ای دوستان دشمن به میدان آمده“ در رادیو و تلویزیون ایران در دوره جنگ تحمیلی بطور مکرر مورد استفاده قرار می‌گرفت. سیاوش شجریان، اکبر گلپا و برخی از خوانندگان دیگر نیز اشعار او را بارها خوانده و می‌خوانند.

به هر حال، خدمات او در شکل‌گیری تاجیکستان نوین در دوره سلطه شوروی و استقلال ازبکستان و همت او در کمک به بزرگان ادبی آن دیار و تلاش‌های ادبی و فرهنگی او در بازسازی و بازتولید هویت و زبان، امروزه مورد توجه روشنفکران تاجیکستان است. البته در تاجیکستان پس از فروپاشی شوروی پس از یک دوره توجه جدی به ایران و فردوسی و کوروش در دوره کوتاه حکومت نیروهای ملی، اسلامی و دمکراتیک، دولت جدید کوشیده است تا بیشتر بر عناصر بومی تر چون اسماعیل سامانی و رودکی به عنوان نمادهای هویتی تأکید کند و طبعاً تأکید بر برخی عناصر مشترک ایرانی و تاجیکی و از جمله لاهوتی نیز کمتر شده است و البته این موضوع کلیت ندارد و شاید تا حدودی واکنشی است به آن دوره که ایران‌گراتر بوده‌اند.

نگارنده در مسافرت هایی که طی سال های پس از استقلال جمهوری آسیای مرکزی به منطقه داشته، بویژه در ملاقات‌های خود با برادران تاجیک، به روشنی اهمیت و احترامی را که نام و یاد لاهوتی در میان آن عزیزان دارد دریافته است. در سفر تابستان امسال (شهریور ۱۳۸۷) حتی در یکی از نقاط بسیار دور از مرکز، در روستای ارتوج در دل کوهساران میان پنج کنت و عینی و در نزدیکی رود زرافشان و شهر پنج رود (آرامگاه رودکی بزرگ) به مدرسه‌ای برخوردم که نام و تصویر لاهوتی را برخوداشت. در صحبت با برخی اهالی، آنها نمی‌دانستند که اصلاً لاهوتی از سرزمین دورتری آمده و او را تاجیک می‌دانستند و البته درست هم همین است؛ چرا که هر ایرانی تاجیک است و هر تاجیک نیز ایرانی است و ایرانیان در هر جایی باشند از سغد و خجند تا قونیه و از لاهور تا ایرون و استیا در آنسوی کوهستان های قفقاز، پشتون و دری و پارس و کرد، همه در درون یک حوزه فرهنگ و تمدنی مشترک زندگی می‌کنند و داستان لاهوتی در تاجیکستان، در حقیقت، همان است که خجندی و داغستانی و زنگنه در اصفهان (صدراعظم‌های دوره صفویه) و یا مولوی بلخی در قونیه.

همچنین، لاهوتی در زمان حضور در مسکو نقش بسیار زیادی در تربیت نسل جدید ایران شناسان روس داشت و آنگونه که اقای ابوذر ابراهیمی ترکمان (رایزن محترم و فرهیخته ی فرهنگی ج.ا.ایران در مسکو) میگفت، بسیاری از ایران شناسان امروز نیز همچنان مدیون تلاشهای  لاهوتی هستند. در دی ماه سال گذشته (۱۳۸۷) حین شرکت در کنفرانس ”روابط ایران و روسیه ” که به وسیله انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه  برگزار گردید، با خانم لیلا دختر ابوالقاسم لاهوتی نیز در آن موسسه ملاقات داشتم . ایشان پذیرفت که مطلب فوق را مطالعه کرده و نکاتی را پیرامون آن نوشته وعکس هایی ارزنده از مرحوم لاهوتی برایم بفرستد. مطلب زیر عین نامه ایشان است که می آید:

 

دکتر کرمی محترم

ما همگی با کمال میل، مقاله خوب شما را در مورد پدرمان خواندیم و بسیار خرسندیم که در زادگاه وی؛ کرمانشاه، مجموعه مقاله ای در مورد او نوشته خواهد شد.  در اینجا نکاتی را یادآوری می کنم

۱٫ در چرک نویس های خود ابوالقاسم لاهوتی که در آرشیو خانوادگی نگهداری می شوند (مسکو،۱۹۴۵) آمده است: ”۱۴ فوریه سال ۱۹۲۲، با عبور از رودخانه ارس، ما سر از جلفا در آوردیم . در سال ۱۹۲۴ من وارد مسکو شدم؛ با سپاس گزاری کمک خارجی دائمی که با مهمان نوازی به من پیشنهاد شده بود را پذیرفتم، با ترجیح این که توان آن را دارم که در کنار مردمی که پناهم داده اند، با تلاش وکار خود زندگی کنم. به عنوان حروف چین در چاپخانه ملل شرق (بعدها انتشارات مرکزی ملل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ) شروع به کار کردم، جایی که در آن به زودی منظومه ”کرمل“ من، که توسط خودم حروف چینی شده بود، چاپ شد. پس از این جریان، به عنوان همکار علمی انتشارات ارتقاء یافتم، آنجا در سال ۱۹۲۴، در گروه برنامه اقلیمی جهانی (و.ک.پ) پذیرفته شدم.

۲٫ کارمند مسئول اداره جمهوری نخجوان نیز درمورد وی اینگونه مینویسد:”عشق قلبی برادر لاهوتی به مردم، قهرمانی او، اینکه او یک انقلابی ممتاز با شرف راسخ بود، یکی از بهترین پیشتازان و خلق مردم ایران، را باور کنید. اکنون جدا شدن از او برای ما به این خاطردردناک نیست که از او جدا میشویم، بلکه برای این است که او با اشک موقتا از ایران جدا شد، جایی که او در هر قدمی آماده مبارزه تا حد مرگ بود؛ تنها به این خاطر که دهقانان ستم دیده را از چنگال شاه وخانها برهاند “

۳٫ در اینجا قسمتی از مقاله ای که من وبرادرم- دلیرلاهوتی – برای یکی از دائره المعارف های ادبی نوشته ایم، ذکر شده است. این دائره المعارف هنوز چاپ نشده است، اما شما، اگر که بخواهید، از این مطالب می توانید استفاده نمایید: ” لاهوتی زمانی به عنوان مدیر انیستیتوی فرهنگ تاجیکستان در تاشکند مشغول به کار بود. او جانشین کمیسر ملی وزیر فرهنگ تاجیکستان بود (۱۹۳۰-۱۹۲۵)، او انتشارات، چاپخانه (گاهی، با وجود بیماری که در پشت خود داشت، حروف ودیگر تجهیزات را به مناطق کوهستانی مختلف میرساند)، تئاتر، من جمله تئاتر درام تاجیکستان، که اکنون نام او را دارد، مدرسه هایی تاسیس کرد. یکی از کسانی که در آن وقت تحت قیمومیت وی قرار داشت، که بعدها درام نویس مشهور تاجیکستان شد، غنی عبدالله، در مورد او می نویسد: ” لاهوتی در پست خود سعی داشت که هر آنچه را که از دستش بر می آید، انجام دهد، به این خاطر که معلمی به دست بیاورد که با رفتن به روستاهای دور دست موافقت نماید، برای اینکه جوان باهوش دیگری را از مناطق دور دست به تحصیل در دوره ها یا آموزشگاه ها هدایت کند… این کارها نیازمند هزینه بود، و کمیساریای ملی از دارایی زیادی برخوردار نبود. با فائق آمدن بر محدودیت ها، لاهوتی، معمولا، حقوقی که خود از کمیسریایی دریافت می کرد، تقسیم می کرد… ] عبدالله غ.جام لبریز دل// پامیر(دوشنبه)، ۱۹۷۷،۱۲no، ص ۸۰-۷۷ [ آثار پوشکین، گریبایدوف، مایاکوفسکی، شکسپیر، لوپه د وگا و دیگر نویسندگان را به تاجیکی وفارسی ترجمه کرد؛ به شاعر جوان تاجیکی قواعد نظم یاد می داد.

بسیاری از ترانه های او که  ملی شده اند، تا به امروز در تاجیکستان خوانده می شوند. در اولین کنگره نویسندگان شوروی در سال ۱۹۳۴ به یکی از دبیران اتحادیه نویسندگان شوروی انتخاب شد. در این دوره که در مسکو زندگی می کرد، لاهوتی به عنوان دبیر اتحادیه نویسندگان شوروی، گاه گاهی به حضور استالین نیز رسید، با بهرهبردن از این ملاقاتها، اغلب، مانع دستگیری دسته ای از نویسندگان تاجیکی و ازبک می شد، از جمله نویسنده ادبیات کلاسیک تاجیکستان صدرالدین عینی”.

۴٫ می خواهم دوباره در مورد کارهای ترجمه ای پدر اضافه نمایم. یکی از مثل های محبوب وی مثل معروف مولانا جلال الدین رومی در مورد ترک، فارس و عرب بود که بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند وبه خوبی می فهمید که چقدر برای مردم مهم است که فرهنگ یکدیگر را بفهمند. اووهمسرش،سیسیلیا بانو، بسیار روی این قضیه کار کردند که در تاجیکستان ادبیات کلاسیک اروپا وروسیه، ودر روسیه، آثار برجسته شاعران فارسی را بشناسند. علاوه برآن، او خود با هنرپیشه ها کار می کرد، به آنها می آموخت که چگونه این آثار را که برای تاجیک ها ناشناس وغیر معمول بودند، درک کنند. خیلی چیزهای دیگر را می توان باز افزود اما فکر می کنم که این مطلب برای مونوگرافی شما کفایت کند برای شما آرزوی موفقیت در کارتان را داریم امیدواریم که مقاله بعدی شما را ببینیم.

“لیلا لاهوتی”

 

image_print

همچنین

نوعثمانی‎گری حزب عدالت و توسعه و روح ترکان جوان

داود دشتبانی – از ابتدای به قدرت رسیدن و سپس تثبیت جایگاه حزب عدالت و …