۴ بهمن ۱۳۹۸
خانه / سیاست / سخن نخست: باید فکر چاره باشیم

سخن نخست: باید فکر چاره باشیم

دکتر حسن حضرتی

استاد تاریخ دانشگاه تهران

در این شرایط رخوت و بی حالی که دارم، قصد نوشتن نداشتم. اما موضوعی که در سفر تابستانی به خانه و دیار پدری با آن روبرو شدم، باعث شد چند سطری بنویسم. شما دوست عزیز شاید بعد از خواندن این یادداشت بگویید فلانی تو این هیروویر دلش خوشه ها، دیگران درگیر چی اند و اون به چی گیر داده. بهر حال موضوعیه که نمی تونستم بهش بی تفاوت باشم.

من از وقتی که ازدواج کرده ام سالی بیش از دو بار نمی تونم به زادگاهم سر بزنم. تعطیلات عید و تابستان فرصتی است تا به ساحل رود ارس گذری بکنم و بر خاک آن وادی مشکین نفس بوسه ای بزنم.

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

امسال تابستان هم بر حسب عادت مالوف، یک هفته ای در آذربایجان به صله رحم و تفرج صنع گذراندم.

این بار در گفتگوهایی که با دوستان و آشنایان داشتم، بیش از پیش متوجه تشدید گرایش های قومی شدم. ادبیات پان ترکی بسیار غلیظ شده بود. در گعده ها، یکسره سخن از بی عدالتی ها و نامهربانی های مرکز نشینان فارس در قبال آذربایجان و ترک ها به میان می آمد. برعکس دهه ۶۰ و ۷۰، پدر و مادرها دیگر هیچ تمایلی به یاد دادن مکالمه فارسی به بچه هایشان نشان نمی دهند. اغلب کالاهایی که در آذربایجان تولید می شود، نام های ترکی دارند. از دستمال کاغذی ”تورکلر“ تا نوشابه ”ایشملی“ و قس علیهذا.  تا دیروز اگر همه از مهدی و حمید باکری به عنوان ”سردار“ آذربایجان یاد می کردند، حالا بابک خرمدین ورد زبان ها شده است. بابکی که آذربایجانی بودنش پیشکش، در ایرانی بودنش هم تردید است. اگر جوانان آذری تا دیروز طرفدار استقلال و یا پرسپولیس بودند، امروز، فقط بازی های تراکتور سازی را دنبال می کنند و دیگر سخن از ستارگان سرخابی چندان جذابیتی برایشان ندارد. از اسکناس ۵۰۰۰ تومانی خوش شان نمی آید، چون حدیثی، احتمالا مجعول، از رسول اکرم (ص) در باره قوم پارس در آن درج شده است و… تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

اگر مسئله به همین جا ختم می شد خیلی جای نگرانی نبود. محمد برادر کوچکم سوالات عجیب و غریبی ازم می پرسید؛ داداش فردوسی چرا اینقدر با ترک ها بد بود؟ چرا فارس ها اون موقع که ارمنی ها به آذربایجان حمله کردند به کمک  تبریز نیومدند و عثمانی ها به دادمون رسیدند؟ چرا شهریار دلش از تهرانی ها خون بود و… خیلی جا خورده بودم. در بهت و حیرت بودم که دوباره محمد به خودم آورد؛ تو مگه استاد تاریخ نیستی؟ توضیح بده.

نمی دونستم چی بگم و از کجا شروع کنم و چگونه پاسخ سوالات اونو بدم. گفتم کی این حرفا رو بهت گفته؟ گفت: معلم تاریخمون. گفتم: دیگه چه چیزایی میگه؟ گفت: هر وقت اسم فردوسی را به زبون بیاره میگه لعنت الله علیه. محمد می گفت معلم تاریخشون یکبار هنگام تدریس درس ”سلجوقیان و خوارزمشاهیان“، خیلی عصبانی شده و گفته که نام این درس، در کتاب درسی سال گذشته، ”دولت های ترک نژاد ایران“ بود، اما امسال تغییر داده اند. و گفته که کار بسیار اشتباهی کرده اند و این کار حتما با غرض و مرض های خاصی انجام شده است.

به هر حال از آن چه در حال حاضر در آذربایجان داره رخ میده، باید نگران بود و فکر چاره کرد. تصورم بر این است که بعد از چاپ مطلب موهنی در باره آذری ها در روزنامه ایران در چند سال پیش، آذربایجان به شدت درگیر مسائل قومی شده است. اتفاقا به همین ماجرای سوسک الانم که الانه اشاره می کنند. انگار همچنان زخم آن التیام نیافته و از آن حادثه رنج می برند. انتظار برخورد عاقلانه، قاطعانه و همدلانه تری از سوی نظام در قبال آن رویداد داشتند.

اگرچه مطالبات قانونی قومی، به حق و قابل دفاع است؛ اما چیزی که پان ترک ها در حال حاضر در آذربایجان دنبال می کنند، فراتر از ظرفیت های قانونی است. پان ترک های میانه رو سخن از ایجاد نظام فدراتیو در آذربایجان می زنند و تندروهایشان از انشعاب و جدایی سخن می گویند.

این تفکرات ناروا می تواند ایران و ایرانی را با مشکلات عدیده ای روبرو سازد که بدون تردید نسبت به آن نباید بی تفاوت بود. آذربایجان همیشه پیشرو در دفاع از تمامیت ارضی ایران بوده و همواره مهم ترین رسالت خود را دفاع از هویت ملی و ایرانی تعریف کرده است. آذری همیشه خود را فرزند ایران دانسته و به آن افتخار می کند. باید هوشیار بود. دست هایی در میان دوستان نادان و دشمنان بدخواه در کار است تا با طرح مسائل قومی و اگراندیسمان کردن آن ها به اهداف شوم خود دست پیدا کنند.

image_print

همچنین

گزارش نشست علمی مشروطیت و نظریه حکومت قانون

مشروطیت یک انقلاب نبود هر چند آثار انقلابی زیادی داشت نشست “مشروطیت و حکومت قانون” …