۲۹ بهمن ۱۳۹۸
خانه / ادبیات / سخن نخست: پاسداری از مفاخر ملی

سخن نخست: پاسداری از مفاخر ملی

داود دشتبانی- شخصیت ها و مفاخر فرهنگی برای هر ملت و کشوری به منزله سرمایه ملی محسوب می شود. این سرمایه ها علاوه بر افزایش غرور و تعصب ملی موجب خودآگاهی جوانان و آحاد یک ملت از پیشینه و سرگذشت فرهنگی و تاریخی آنان است که هریک از آن ها هم چون رشته ای امروز و آینده یک ملت را به گذشته و تاریخش متصل می کند. به همین جهت پاسداری و حراست از پیوستگی این شخصیت ها به فرهنگ ملی و معرفی آنان به جوانان امری مسلم و ضروری است. تاریخ معاصر بشری در حوزه های هم جوار ما شاهد تلاش مداوم و پیوسته کشورهای تازه تاسیس برای جعل و تحریف تاریخ و فرهنگ برای یافتن چنین رشته ها و تکیه گاه هایی برای تعریف هویت های نوین خود بوده است و در این میان بیشترین تهدید متوجه ملت ها و کشورهای پرسابقه ای نظیر ایران است که طمع این تازه از راه رسیده ها را بر می انگیزد.

با شکل گیری کشورهایی که سابقه تاریخی آنان از یک دو قرن اخیر تجاوز نمی کند تاریخ و فرهنگ این منطقه نیز تحت الشعاع تغییرات سیاسی مرزها  قرار گرفته است و هر روز با تغییر ایدئولوژی های حاکم بر این کشورها تغییر کرده است. علاوه بر آن دولت های حاکم بر این کشورها نیز برای پایداری مرزهای سیاسی خلق الساعه ای که از طریق جنگ ها و تحمیل قدرت های استعماری به وجود آمده است ناگزیر از جعل تاریخ و تاریخ نویسی های نوین و بی ریشه ای بوده اند که بتواند با تبلیغات و جوسازی توجیه گر این جدایی ها باشد. مردمان نیز برای تحمل و پذیرش این کشورهای جدید به تاریخ و پیشینه و ایدئولوژی هایی پناه می برند.

ماهیت جمهوری ترکیه کم و بیش از چنین ویژگی هایی برخوردار است. هرچند موقعیت جغرافیایی فلات آناتولی تاریخ پر حادثه و فرهنگی غنی را برای این جمهوری به میراث گذشته است اما کمتر می توان میان این تاریخ و فرهنگ پیوستگی و ارتباط منطقی را برقرار نمود. در واقع این سرزمین به لحاظ فرهنگی کمتر توانسته است هویت واحد و مشخصی را از خود به یادگار بگذارد و بیشتر تحت تاثیر تمدن ها و فرهنگ های هم جوار بوده است.

فلات آناتولی از دوران باستان محل استقرار، زندگی و گذار اقوام مختلف بود. که مهم ترین آن ها دولت کم و بیش مقتدر لیدی در پیوند با تاریخ ایران برایمان بیشتر آشناست. اقوام ماننایی، هیتی ها و در جنوب آن دولت آشور و در جنوب غربی فنیقی ها حضور داشته اند. اما پر رونق ترین و اولین دوره های روشن تاریخی این سرزمین زمانی است که به عنوان منطقه حائل میان یونانیان و هخامنشیان حضوری پر رنگ در عرصه تاریخ می یابد در این برهه تاریخی آناتولی سرزمینی ایرانی- یونانی است. این دوره از تاریخ با شکل گیری و استقرار امپراطوری روم پایان می یابد. امپراطوری مقتدر روم کم و بیش فلات آناتولی را به سرزمینی کاملاً رومی مبدل می کند و مرزهای امپراطوری ایرانی از این دوره به بعد عقب می نشیند. با ظهور اسلام امپراطوری اموی و عباسی جای ساسانیان را گرفت. اعراب تازه نفس فلات آناتولی را از بیزانس جدا کردند اما قسطنطنیه(استانبول فعلی) آخرین دژ روم شرقی تا ظهور نیروی جدید شرق یعنی اقوام و قبایل ترک در این فلات پایداری کرد و هرگز توسط مسلمانان تسخیر نشد. آن چه جمهوری ترکیه بر میراث آن بنا شد را عثمانی ها از خود به یادگار گذاشتند. آنان که خود از قبایل ترک تازه مسلمان بودند برای مبارزه با کفار به سرحدات اسلامی مهاجرت کردند و پایه گذار امپراطوری بزرگی شدند. با فروپاشی عثمانی ترکان جوان به رهبری کمال پاشا دولت- ملتی را بنا نهادند که برخلاف سلف خود بیش از آن که مسلمان باشد غربی بود و بر ناسیونالیسم و پان ترکیسم افراطی بنا شده بود. این جمهوری جدید در تحریف و تبلیغ تاریخی نوین و جعلی خود را میراث دار تمدن یونانی رومی می داند و دوران عثمانی را نیز بیش از یک دولت اسلامی به عنوان یک امپراطوری ترک می شناسد. دولت ترکیه که در چند دهه اخیر تمامی هم خود را بر گسترش توریسم نهاد توانست با رونق این صنعت اقتصاد خود را احیا کند و در عرصه بین المللی نیز جایگاه در خوری بیابد. یکی از ابعاد این صنعت البته بر قونیه و دراویش مکتب مولویه استوار بود اما تلاش ترکیه برای مصادره کامل شخصیت مولوی تنها سابقه چندساله دارد که در نهایت نیز با اعلام سال ۲۰۰۷ از سوی یونسکو به عنوان سال مولوی و شناسایی ترکیه به عنوان کشور اصلی برگزارکننده آئین ها و مراسم های این سال توانایی خود را در شعبده بازی و تردستی به خوبی نشان داد. این کشور توانست با یک برنامه ریزی همه جانبه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تبلیغات همه جانبه علاوه بر کسب عواید اقتصادی سرشار از طریق جذب توریست و جهانگرد از لحاظ فرهنگی نیز دست به یک دستبرد بزرگ تاریخی بزند بی آن که حتی کسی بتواند مدعی این کشور شود.

هم اکنون در نزد بسیاری از مردم جهان مولوی به عنوان یک شاعر ”ترک“ (منتسب به کشور ترکیه) شناخته می شود و  هیچ یک از آنان به این نکته آگاه نیستند که زبان اول دیوان مولوی زبان فارسی است؛ دیوانی که  میلیون ها نسخه از آن به سرمایه و ترجمه ترک ها در اختیار آنان قرار گرفته است و مکتب عرفانی که ترک ها آن را به کالایی تجاری مبدل کرده اند بخش اعظمی از فرهنگ غنی ایرانی است.  بدون شک زدودن این تبلیغات گسترده جهانی پس از سال ها تلاش و صرف میلیاردها هزینه نیز مقدور نخواهد بود و لطمه ای که از این گذرگاه بر این میراث مشترک بشری وارد آمده است قابل جبران نیست.

image_print

همچنین

عمری در خدمت زبان فارسی

پرویز ناتل خانلری در اسفند۱۲۹۲ در تهران زاده شد. او در سال۱۳۲۲ جزو اولین گروه دریافت‌کنندگان …