۹ خرداد ۱۳۹۹
خانه / فرهنگ / هدف وطن یولی چیست؟

هدف وطن یولی چیست؟

داود دشتبانی

از آغاز انتشار نشریه وطن یولی نزدیک به دو سال می گذرد و در این مدت بازخورد انتشار آن به دو گونه به من رسیده است: گروهی آن را بسیار پسندیده و برای استمرارش از کمک مادی و معنوی دریغ نکرده اند و گروهی دیگر چهره در هم کشیده و رو ترش کرده اند و به فراخور از دشنام نیز دریغی نداشته اند؛ البته هر دو شیوه از سوتفاهم و برداشت وارونه از انگیزه وطن یولی به دور نبوده اند. هر چند در شماره های نخست از انگیزه انتشار وطن یولی سخن رفت و هم اکنون نیز در تارنگار نشریه در دسترس جویندگان است اما تکرار آن و توضیح چند نکته دیگر ناگزیر است:

۱٫ وطن یولی؛ نشریه دانشجویان آذربایجانی

وطن یولی یک نشریه فرهنگی و تاریخی است و گردانندگان و بیشتر نویسندگانی که در نشریه وطن یولی از آنان نوشته ای آمده است از دانشجویان و پژوهشگران و استادان آذربایجانی هستند و تلاش شده است تا از مطالب و نوشته هایی استفاده شود که جدا از دیدگاه و داوری نویسنده بخش عمده آن حاوی آگاهی های تاریخی، ادبی و فرهنگی باشد که خواننده بتواند برپایه اسنادو منابع، درستی و نادرستی آن را بسنجد و خود درباره آن به داوری بنشیند.

۲٫ پاسخ به یک تعریض: وطن یولی یا وطن یولو؟!

در تعریض به انتشار وطن یولی مطالب متعددی در سایت های اینترنتی و برخی نشریات نوشته شده است که غالباً جز توهین و تهمت عایدی دیگری نداشته و بر همین پایه نیز وطن یولی به هیچ یک از آنها پاسخ نداده و نخواهد داد اما یکی از ایراداتی که به وطن یولی گرفته شده نام آن و توصیه نگارش املایی آن به شکل ”وطن یولو“ است و چون پاسخ به این  ایراد حاوی اطلاعی تاریخی و ادبی است ابایی از پاسخ آن نیست! زبان ترکی(کلیه گویش ها) در طول تاریخ فاقد خط نوشتاری ویژه این زبان بوده و در هر دوره و به فراخور همسایگان به استفاده از خط نوشتاری خاصی روی آورده است و دبیره فارسی-عربی فراگیرترین آنهاست؛ گویش ترکی آذربایجانی نیز طی چند سده اخیر به همین خط نوشته و خوانده شده است و مبنای نوشتن نیز نحوه گویش کلمات بوده است که البته شیوه صحیحی است. در مورد زبان هایی نظیر زبان فارسی که سابقه نگارشی  درازی دارند پس از مدتی با تغییر گویش، نوشتار پیشین کلمات در خط حفظ می شود و اختلاف میان خوانش و گفتار پدید می آید. زبان شناسان در این باره بر اولویت گفتار بر نوشتار تأکید دارند اما  ادبا نظری خلاف آن دارند و بر حفظ اسلوب پیشینیان در نوشتار و حتی گفتار تأکید می کنند. ترکی آذربایجانی کم و بیش از این مناقشه مبراست چرا که سابقه ادبی درازی ندارد(۱) تا میان گفتار و نوشتار تفاوت معناداری را بتوان مشاهده کرد به همین مناسبت است که اگر به دیوان اشعار ترکی نسیمی و شاه اسماعیل خطایی و..  مراجعه کنیم با وجود گذشت چند قرن کمابیش همان زبانی را می بینیم که اهالی آذربایجان به آن تکلم می کنند. به همین مناسبت نیز همچنان که در تلفظ عمومی معنای ”راه وطن“ به ترکی آذری ”وطن یولی“ گفته می شود همانگونه نیز نوشته می شود همانند آتا بابا سوزلری، کوراوغلی، عمواوغلی و …

اما پرسش این است که ”اوغلو“ و ”یولو“ و .. از کجا پدید آمده اند؟! به زعم ما این شیوه نگارش که با تبلیغات دامنه دار طی چند دهه گذشته وارد دستور زبان های ترکی آذربایجانی نیز شده است متأثر از یک گرایش قوم گرایانه و برگرفته   از ادبیات ترکی عثمانی است(۲) حال آنکه در ترکی آذربایجانی از قدیم نیز همین شیوه مرسوم بوده و کلمات آنچنان که ادا می شوند به نوشتار در می آیند. به طور مثال نام کتاب آموزش زبان ”ترکی آذربایجان دیلینده“ که به سال ۱۳۰۶ ه.ق در تفلیس به قلم چیرنیایوسکی نگاشته شده است ”وطن دیلی“ است یا کتاب ”کورواغلی“ نوشته همت علی زاده که از نخستین آثاری است که این افسانه آذری را به رشته تحریر درآورده است به همین شیوه نگاشته شده است. البته این شیوه نگارش حتی در میان قوم گراها نیز عمومیت ندارد و به عنوان مثال می توان به مصوبات”بیرینجی و ایکینجی تورک دیلی اورتوقرافی سمیناری“(اولین و دومین سمینار اورتوقرافی زبان ترکی)که دکترسیدجواد هیئت ریاست علمی آن را به عهده داشت اشاره کردکه بر قاعده کلی نوشتن زبان ترکی آذری برپایه گفتارتأکید کرد.

۳٫ زبان مادری و میهن مادری؛ کدام یک مهم ترند؟!

گردانندگان نشریه وطن یولی خود را ایرانیانی پایبند به هویت و منافع ملی می دانند که در عین حال زبان مادری شان ترکی است به همین واسطه نیز برچسب دشمنی با زبان ترکی وصله ناچسبی است که برخی با انگیزه از میدان به در کردن کوشندگان این راه از آن دریغی ندارند. اما تمیز میان”دوستدار زبان مادری بودن“ و ”دشمنی با میهن مادری“ نکته باریکتر از موی است که وطن یولی تلاش دارد تا منادی آن باشد. آن چنان که استاد شهریار می گوید:

ترکی ما بس عزیز است و زبان مادری

لیک اگر ایران نگوید لال بادا این زبان

استاد شهریار که بی شک بزرگترین شاعر زبان ترکی آذربایجانی است با صراحت و شجاعت ستودنی مرز دوستداری زبان مادری را به نیکی نشان داده است و به بهانه جویان هشدار داده است که هیچ گاه نمی توانند از این زبان برای دشمنی با ایران سواستفاده کنند.

 همان گونه که در شماره های پیشین نیز آمده است برخی به بهانه زبان مادری در تلاشند تا میان ملت ایران تخم تفرقه بیافکنند و ترک و عرب و کرد و بلوچ و ترکمن را به جان هم بیاندازند تا در آن آشفته بازار مراد دیگری را طلب کنند. شهریار در این باره به استادی سروده است

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد

چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

سخن از کشورهایی که به انگیزه های مختلف و پنهان و آشکار درتحریک و سازماندهی و پشتیبانی جریانات قوم گرا در ایران فعالند دراز است وجدا از مقصوداین نوشتار. وطن یولی تنها با بیگانه گرایی و چشم پوشیدن و انکار حقایق تاریخی و فرهنگی و جعل و تحرف آنان به نام زبان مادری و به کام بیگانگان ضدیت و دشمنی دارد و زبان مادری را در کنار میهن مادری ارج می نهدوبزرگ می دارد.

۳٫ حق آموزش زبان های محلی

حق آموزش زبان های محلی“ نیز در میان صدها حق برآورده نشده ملت ایران، حقی مسلم و بیش از آن، برآوردنش وظیفه ای ملی و میهنی است چرا که ایران با وجود و حضور اقوام مختلف آن است که زیباتر و قدرتمندتر خواهد بود. به باور کوشندگان وطن یولی تک تک زبان های محلی سرمایه های ارزشمند فرهنگی و بشری هستند که حفظ و نگهداری آن وظیفه تمامی ایرانیان است. اما جریانات قوم گرا با بهانه قرار دادن زبان های محلی نیت هایی دیگر را در سر می پرورانند که از دم خروس شان هویداست. احترام و حفظ و آموزش زبان های محلی نمی تواند با توهین و تهمت به زبان ملی و سایر اقوام ایرانی و جعل و تحریف تاریخ و فرهنگ منطقه و هواداری از بیگانه و یا تخطئه نام ”خلیج فارس“ در میان قوم گرایان ارتباطی داشته باشد. بنابراین نشریه وطن یولی نیز همانند تمامی ایرانیان نه تنها به این حق احترام می گذارد بلکه خواستار آن است اما با هرگونه قوم پرستی، تبلیغ تنفر قومی و زبانی، تفرقه افکندن میان اقوام ایرانی و دشمنی با میهن به بهانه زبان مادری مخالف است البته از سوی دیگر نیز هرگونه تحقیر و توهین به اقوام ایرانی نیز عملی خلاف امنیت و منافع ملی و فراتر از آن غیرمنطقی و غیرانسانی است که می بایست به شناسایی و تبیین ریشه های تاریخی و فرهنگی آن و زدودنش در عرصه های اجتماعی اهتمام ورزید اما باید توجه داشت که هیچ گاه پاسخ قوم گرایی را نمی توان با قوم گرایی متقابل داد.

اما در این میان بایستی جایگاه زبان فارسی به عنوان زبان ملی همه اقوام ایرانی حفظ و محترم شمرده شود. این جایگاه طی دو هزار و اندی سال گذشته و در یک فرآیند تاریخی و در اعصاری به وجود آمده  که از تعصب های مدرن و امروزی زبان و قومیت اثری در میان نبوده و اقوام ایرانی در یک فرآیند طبیعی و تاریخی به واسطه غنا و پختگی فرهنگی و علمی، آن را پذیرفته اند.

پیرامون زبان ترکی آذربایجانی -و همچنین سایر زبان های محلی- باید به این نکته توجه داشت که این زبان در طول اعصار گذشته تنها زبان محاوره روزمره مردم بوده و به همین مناسبت نیز ادبیات فولکلوریک غنی پیرامون آن شکل گرفته که سراغ آن را می توان در تصنیف های عاشیق های آذربایجانی گرفت اما آثار مکتوب علمی، فرهنگی و ادبی چندانی در این زبان خلق نشده و در حوزه آثار مکتوب جز به معدودی اثر نظیر مرثیه ها، مختارنامه، حکایت های ملانصرالدین و دیوان شاعرانی عموماً صوفی نظیر فضولی، نسیمی و شاه اسماعیل خطایی و … یا آثاری نظیر قارامجموعه که ترجمه چند حکایت از صفوه الصفای ابن بزاز اردبیلی است نمی توان اشاره کرد که در این بخش نیز زبان ترکی آذری قسمت مهمی از داشته های خود را مدیون زبان فارسی است و عموم آثاری که به این زبان نوشته شده اند سرشار از تعابیر و کلمات فارسی و عربی است. در واقع چنانچه از آثاری درباره فلسفه، کلام، نجوم، پزشکی، ادبیات کلاسیک و … به زبان ترکی سراغ بگیریم اثر درخوری را نخواهیم یافت و این خود نشان متقنی است که زبان ترکی همواره به عنوان زبان محاوره در میان مردم آذربایجان استفاده می شده و زبان علم، فرهنگ و ادب، زبان فارسی بوده است همچنان که در گویش لری و کردی و گیلکی نیز چنین بوده است. این خصلت تقریباً در تمامی گویش های زبان ترکی در دنیا صادق است(استثناهای معدودی نظیر اویغورها در ترکستان چین وجود دارند که خارج از بحث ما و از منطقه جغرافیایی ما نیز دور هستند) مگر در میان ترکان عثمانی که آنها نیز به واسطه چند قرن حکومتداری و پس از مدتی، در کنار استفاده از زبان فارسی به عنوان زبان علمی، دیوانی و اداری شروع به خلق آثاری در زبان ترکی عثمانی می کنند که در لهجه ای متفاوت و البته آن نیز سرشار از لغات فارسی و عربی است.

۵٫ احترام و بزرگ شمردن زبان مادری

زبان ترکی آذربایجانی زبانی شیرین و دوست داشتنی است که برای همگی ما تداعی گر لالایی ها و داستان های شیرین کودکی و موسیقی زیبای عاشیق هاست و همچنان نیز مطالعه و شنیدن اشعار شاعران آذربایجانی و حتی مکالمه های روزمره به این زبان دلنشین است؛ در هر شهر و کشوری که باشیم تا همزبان آذربایجانی را ببینیم با لفظ ”همشهری“ خطابش می کنیم و از دیار و شهرش می پرسیم؛ خصیصه ای که البته همه اقوام آن را کم و بیش دارند از گیلگ و کرد و لر و …

تفاخر و بالیدن به شهر و منطقه ای خاص و زبان مادری نیز تا حدودی در میان همه افراد و ملل مختلف مرسوم و پذیرفته است؛ معروف است که اهالی مارسی و پاریس در فرانسه، رم و ونیز و فلورانس در ایتالیا و مادرید و بارسلونا در اسپانیا با یکدیگر رقابت دارند و هر یک ویژگی های برجسته ای را برای شهر خود بر می شمرند و به آن فخر می ورزند؛ تا این میزان از تفاخر بی شک پذیرفتنی و معقول است اما زمانی که این تفاخر وسیله ای برای ادعاهای نامعقول و مضحک شود و راه دشمنی و تفرقه بپیماید باید از آن ترسید و ابا داشت.

تفاخر و محبت زبان ترکی آذربایجانی نیز چنانچه به قاعده و منطقی باشد آن چنان که استاد شهریار می سراید: تورکین دیلی تک سئوگیلی ایستکلی دیل اولماز“  پسندیده است اما آن گاه که از حد می گذرد و وارد ادعاهای نامربوط و توهین و تحقیر سایر زبان ها و به ویژه زبان ملی مان فارسی می شود نشان از نیتی دیگر دارد.

هر از چندگاهی گزاره هایی مضحک و از سوی دیگر تأسف برانگیزی توسط جریانات قوم گرا تبلیغ می شود که خواننده و شنونده را به حیرت وامی دارد که این دیگر چه شعبده ای است!! گزاره هایی که گاه این زبان را به عنوان هدیه ای آسمانی و مقدس که فضایی ها نیز به آن آشنایی دارند معرفی می کند تعابیری نظیر این موارد: ”زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده. خانم نیکیتا هایدن متخصص و زبان شناس مشهور آلمانی در موسسه ی اروپایی یورو توم گفته است: ” انسان در آن زمان قادر به تولید این زبان نبوده و موجودات فضایی این زبان را خلق کرده و یا خداوند به پیامبران خود عالیترین کلام ارتباطی را داده است“ یا استفاده ماهواره ها و فضاپیماها از زبان ترکی به عنوان زبان معیار، زبان ترکی تنها زبان با قاعده ریاضی، زبان ترکی سومین زبان زنده دنیا، زبان فارسی سی و سومین لهجه زبان عربی، ۱۹% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است و ….

بدیهی است اگر احترام به زبان مادری تبلیغ چنین گزاره های مضحکی است وطن یولی چنین راهی را نخواهد پیمود بلکه زبان ترکی آذربایجانی را آن چنان که هست و پدران ما به آن سخن گفته اند می پذیرد و محترم می شمرد.

۶٫ حقایق مسلم تاریخی

بخش مهمی از تبلیغات جریانات قوم گرا در آذربایجان طی سال های اخیر بر پایه گزاره های نادرست تاریخی بنا شده است که ریشه برخی از آنها به سال های ابتدایی شکل گیری جمهوری ترکیه بازمی گردد. حقایق مسلم تاریخی نشان می دهد که ورود ترکان به منطقه ما مربوط به چندصدسال اخیر است و به مرور و به علت عوامل گوناگون -و نه لزوماً  جمعیت بیشتر قبایل ترک زبان- زبان اهالی آذربایجان به زبان کنونی مبدل شده است. تحقیقات تاریخی نشان می دهد که تا پیش از سلجوقیان نشانی از جمعیت ترک زبان در این نواحی نبوده و تا زمان برآمدن صفویان نیز غالب اهالی شهرها همچنان زبان پیشین خود را حفظ کرده بودند اما سیاست قوم پرستان ترک چیزی دیگر می گوید!

طی سالهای ابتدایی قرن بیستم جمهوری نوین ترکیه که از دل امپراطوری عثمانی سربرآورد برای آن که بتواند هویت نوین ملی را برای مردم خود تعریف کند سیاست های تبلیغی را پیش گرفت که ساختن ریشه های باستانی برای ملت ترکیه از آن جمله بود و بر همین اساس نیز با ترک شمردن سومریان، خاستگاه کل تمدنهای جهان نیز ترک قلمداد شد. نظریه ای کاملاً غیرعلمی که در جهان باستان شناسی هیچ گاه جدی گرفته نشد و در خود ترکیه نیز کاملاً رنگ باخته است(۳)اما جمهوری تازه تاسیس آذربایجان که هنوز فرآیند دولت-ملت سازی را به طور کامل طی نکرده است همین سیاست تبلیغی راپیش گرفته و قوم گرایان نیز به تأسی همان راه را می پیمایند؛در واقع آذربایجانی های ایران تحت الشعاع دولت-ملت سازی تخیلی دولتمردان باکو قرار گرفته اند و ناگفته پیداست که این سیاست با هویت تاریخی ملت ایران در تضاد است و تبلیغ آن، تلاش برای تجزیه فرهنگی ملت ایران و مقدمه چینی برای تجزیه ارضی است.

نشریه وطن یولی فراتر از یک رسالت ملی و میهنی، به عنوان یک تلاش علمی و فرهنگی وظیفه خود می داند  سستی این ادعاهای تاریخی را که شوربختانه در میان جوانان ایرانی نیز هوادارانی یافته نشان دهد تا خوانندگان خود به قضاوت بنشینند که چگونه عده ای به خود اجازه می دهند به واسطه ادعاها و خواست های سیاسی شان، تمامی معیارهای علمی در زمینه تاریخ، زبان شناسی، ادبیات و باستان شناسی را به بازی بگیرند.

۱٫ ”شاه تخت تینسکی به عنوان نخستین آذریچی قرن بیستم با اذعان به این که ما فاقد زبان ادبی هستیم به نوشتن به زبان محاوره ای مردم عادی روی آورده بود“ تادیوس سه ویتوخوسکی، آذربایجان روسیه؛ شکل گیری هویت ملی در یک جامعه مسلمان، ترجمه کاظم فیروزمند، نشر شادگان، تهران ۱۳۸۱، ص ۷۳

۲٫ این گرایش بحث دامنه داری است که در پیوند با گسترش پان ترکیسم در قلمرو روسیه و امپراطوری عثمانی طرح شده است؛ برای اطلاع از یکی از ابعاد گرایش به ”عثمانی گری“ می توان به ص ۷۴-۷۲ کتاب ”آذربایجان روسیه“، مراجعه کرد.

۳٫ Bernard lewis, ‘history-writing and national revival in turkey’, middle eastern affairs, vol.4(6-7). 1953

به نقل از: کاوه بیات، حق و ناحق مسائل قومی در ایران معاصر، مجله گفتگو، شماره ۴۳، مهر۸۴

image_print

همچنین

این سه نفر

آیدین فرنگی  ۲۰ بهمن ۱۳۹۷، رجب ابراهیمی (فرهاد)، ترانه‌سرای آذری، در تهران، پس از چند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *