۲۷ آبان ۱۳۹۸
خانه / تیتر / تربت شمس تبریزی کجاست؟

تربت شمس تبریزی کجاست؟

در آستانه چهل سالگی جلال الدین محمد مولوی، مردی به تمام معنی و عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهره‌ها می‌بردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادی‌الاخر سال ۶۴۲ هجری قمری به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد و شمس تبریزی پیر و مراد مولوی گردید.

شمس بار اول به علت حسد شاگردان مولانا وی را به مقصد دمشق ترک کرد اما مولانا فرزند خود سلطان ولد را همراه جمعی به دمشق فرستاد تا شمس را به قونیه باز گردانند. پس از مدتی دوباره آتش حسادت مریدان شعله ور شد توبه شکستند و آزارو ایذای شمس را از سر گرفتند. شمس از رفتارو کردار نابخردانه این مریدان رنجیده خاطر شد تا بدانجا که به سلطان ولد شکایت کرد:

خواهم این بار آنچنان رفتن

که نداند کسی کجایم من

همه گردند در طلب عاجز

ندهد کس نشان ز من هرگز

چون بمانم دراز، گویند این

که ورا دشمنی بکشت یقین

او چندین بار این سخنان را تکرار کرد و سرانجام بی خبر از قونیه رفت و ناپدید شد. بدینسان، تاریخ رحلت و چگونگی آن بر کسی معلوم نگشت. مقبره ای در خوی منتسب به شمس تبریزی وجود دارد اما ترکیه نیز مدعی است مقبره شمس تبریزی در قونیه است بی آن که نشانی از آن باشد.

سال گذشته کتابی به بازار آمد تحت عنوان ”تاریخ عثمان پاشا“ که شرح یورش عثمانی به قفقاز و آذربایجان و تصرف تبریز (۹۹۶ ـ ۹۹۳ قمری) است. این کتاب به قلم ابراهیم رحیمی زاده چاوشی و ترجمه دکتر نصرالله صالحی از سوی انتشارات طهوری چاپ و منتشر شده است.

نویسنده به عنوان شاعر و مورخ در جریان قشون کشی عثمانی به تبریز خود همراه سپاه و عساکر عثمانی حاضر و ناظر تمام رویدادها بوده و زمانی که به حوالی تبریز و حومه می رسند، ضمن شرح جغرافیای منطقه و بناهای تاریخی آن چنین روایت می کند:

”در شانزدهمین روز ماه مبارک که چهارشنبه بود، در محلی به نام ”اواجق باشی“ یک سلطان معروف به نام چالاپ وردی خان همراه با اولاد و اتباع خود آمده و عرض عبودیت نموده و به هجده نفر از افرادش خلعت خاقانی پوشانیده و خواسته هایشان برآورده شد. در هجدهمین روز در آبادی ”خوی“ منزل شد پسر محمدحسن بیگ، سنجاق بیگ خوی شده و تمام رعایا و برایا از مهابت و ترس عساکر روم پا به فرار گذاشتند.

اکنون مرقد حضرت شمس تبریزی، نور الله مرقده، در خوی است. شکر و سپاس خدای را که زیارت آن مرقد شریف میسر شد.“. (تاریخ عثمان پاشا – ص ۱۰۶)

این بهترین سند و مدرکی است بر صحت نظر ما و رد ادعای مسئولان فرهنگی ترکیه که یک نفر از مورخان و شاعران کشور خودشان حدود ۴۵۰ سال پیش آن را مکتوب کرده است. دکتر نصرالله صالحی مترجم این کتاب در پانوشت صفحه ۲۲ این کتاب می نویسد: این آگاهی از وجود مرقد شمس تبریزی در شهر خوی حائز اهمیت تاریخی و فرهنگی زیادی است. زیرا شماری از محققان معاصر ترکیه مدعی شده اند که مرقد شمس در قونیه است. دکتر محمد امین ریاحی نیز در سال ۷۵ در یکی از مجلات فرهنگی – ادبی طی مقاله ای تحت عنوان ”تربت شمس کجاست“ سعی کرد با استناد به برخی منابع فارسی به هرگونه شک و شبهه راجع به محل تربت شمس را پاسخ دهد.

کتاب ”تاریخ عثمان پاشا“ شامل سه متن تاریخی است که متن اول به قلم ابوبکربن عبدالله در شرح تهاجم عثمانی به قلمرو صفویان در قفقاز و تصرف این مناطق است.

دومین متن نامه عوض افندی از دمیر قاپو (دربند) به عثمان پاشاست.

متن سوم، گزارش مشروح یورش عثمانی به آذربایجان و تصرف تبریز به فرماندهی عثمان پاشا به قلم شاعر و مورخ همراه او ابراهیم رحیمی زاده چاوش است. مجموعه این سه دستنوشته منحصر به فرد را شخصی به نام یونس زیرک از کتابخانه وین گردآورد و در سال ۱۹۸۲ میلادی برای نخستین بار در ترکیه منتشر شد.در کتاب تازه منتشر شده ”تاریخ عثمان پاشا“ که شرح یورش عثمانی به قفقاز و آذربایجان و تصرف تبریز در ۴۵۰ سال پیش است، وجود مرقد ”شمس تبریزی“ در شهر خوی تصریح شده است. علاوه بر آن این کتاب در زمینه روابط خارجی دو کشور نیز مهم است. روابط سیاسی ایران صفوی و عثمانی در قرن دهم، یکی از موضوعات مهم تاریخی میان این دو کشور در قرن یاد شده است.

جنگها و صلحها و منازعات فکری و مذهبی، اصول و قواعد خاص خود را دارد. طبعا در تحلیل و علل جنگها نیز اختلاف نظرهایی میان نویسندگان قدیم و محققان جدید دیده می شود. این کتاب شامل سه نوشته تاریخی مربوط به تحولات میان سالهای ۹۸۶ تا ۹۹۳ یعنی دوران سلطنت محمد خدابنده از ضعیف ترین دوره های حکومتی صفوی است. دوره ای که پس از گذشت ۲۴ سال از صلح آماسیه بار دیگر اختلاف و جنگ میان دو دولت از سر گرفته می شود. چنان که مترجم در مقدمه شرح داده در باره این که کدام یک از این دو دولت در از سرگرفتن جنگ مقصر بوده اند اختلاف نظر وجود دارد.

این سه متن، گزارش هایی است که توسط ناظرین و شاهدین ما وقع حمله دولت عثمانی به ایران صورت گرفته و ضمن شرح نبردها به وصف بلاد و بیان مسائل اجتماعی و قومی نیز پرداخته شده است. اگر چه بیشترین ارزش و اعتبار ‏این متون به جهت آگاهی های تفصیلی درباره چگونگی برخورد نظامی دو طرف درگیر است؛ با این حال، در این ‏مجموعه می توان در کنار آگاهی های نظامی، به اطلاعات ارزشمند جغرافیای، قوم شناسی و هم چنین گزارش هایی ‏درباره وضعیت شهرها، روستاها، راه ها، بناها و چگونگی قتل عام مردم تبریز دست یافت.

image_print

همچنین

در نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» مطرح شد؛

نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *