۲۷ آبان ۱۳۹۸
خانه / اخبار / پروژه سینمایی کوروش، فیلم تومیریس و تقسیم دریای خزر

پروژه سینمایی کوروش، فیلم تومیریس و تقسیم دریای خزر

  در بهار سال ۱۳۹۷ و به فراخور اعلام رسمی آغاز ساخت فیلم کورش بزرگ (پروژه بین‌المللی سینمای ایران) به تاریخ یکشنبه یکم خرداد ماه ۹۷ در موزه سینما با اجرای داریوش ارجمند، ‌یادداشتی از اینجانب با عنوان کاری به ماندگاری نام کوروش بسازیم از نشریه وطن یولی (راه وطن) منتشر شد و سه ماه پس از آن با فرستادن مقاله به کانال رسمی اعلام شده برای فیلم در فضای مجازی پیامی دریافت کردم که جناب مسعود جعفری جوزانی یادداشت بنده را خوانده و همراه تاییدآن فرموده اند که روند با حوصله و کُند ساخت فیلم هم برای همین است تا آبرومند باشد. ولی آغاز ایده ساخت چنین فیلمی با زنده یاد علی معلم بود که برابر سخنان همسر ایشان بانو آذَر معماریان سال ها پیش از ساخت «سیصد» دوست داشت تاریخ ملی ایران به مردم جهان شناسانده شود و وقتی سریال «در چشم باد» پخش می‌شد، یقین پیدا کرد تنها کسی که می‌تواند این پروژه عظیم را پیش ببرد، مسعود جعفری جوزانی است که این موضوع در بخش اشاره به صحنه های جنگ فتح خرمشهر از سریال در چشم باد در یادداشت پیشین نامبرده شده از بنده هم یادآوری شد. همچنین بانو معماریان افزوده بودند که اگر علی معلم دوست داشت از یک هنرمند خارجی مطرح در سطح جهان (راسل کرو) استفاده شود برای این نبود که سرمایه ای بدست آورد بلکه می‌خواست یک‌ هنرمند با نامش مردم را به سینماها بکشاند تا بتوانیم تاریخ خود را به مردم دنیا ارائه کنیم و این یعنی چشم داشتی به گیشه و سود نبوده و هدف گسترده تر زنده یاد را با درک این بزرگوار از جایگاه و تاثیر سینما نشان می داد که پس از نمایاندن و شناساندن تاریخ و فرهنگ بی مانند و پیوسته ایران در گذر از هزاره ها با بن مایه های نمایشی و مستند فراوان تاریخی و نیمه تاریخی مانند داستان های شاهنامه، سودی بارها بیش از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما و دست بالا در سیاست و دفاع از منافع برحق و مستند ملی به کشور سرازیر می شود. این بار قزاقستان در تلاش برای جلوه گر شدن به عنوان کشوری واقعی که ساخته و پرداخته اتحاد جماهیر شوروی نبوده و به دست آوردن  همان سودهای ملی در هدف علی معلم از پروژه کوروش بزرگ، خبر پایان ساخت فیلم تومیریس بر پایه افسانه برگزیده هرودوت را اعلام کرد که هم زمانی کمابیش آن با خبرهای جلسه های رژیم حقوقی دریای کاسپین (خَزَر) و سهم قزاقستان و دیگر واحدهای سیاسی (کشورنما) دست ساز شوروی سابق به روشنی یکی از خواست های قزاق ها از چنین فیلمی را آشکار می سازد و آن پیوند دادن خود با ماساگت های سکایی (ایرانی الاصل) در افسانه برگزیده هرودوت با این استدلال که در جغرافیای سیاسی کنونی قزاقستان بودند هست تا همین تلاش های دست و پا کردن هویّت ملی واقعی برای افزایش توان چانه زنی های سیاسی که بهترین نمونه کنونی آن ها رژیم حقوقی دریای کاسپین (خَزَر)  می باشد به کمکشان بیاید در حالی که ما از هزاران سال تاریخ مدام و پیوسته و فرهنگ بی مانند و حقّ آب و گل خود در تمدّن جهان که آتاترک هم همراه اقرار به آن حسرتش را داشت بهره ای نمی گیریم. سخن ساخت فیلم کوروش نخست از انگلستان آمد که از بزرگترین پروژه سینمایی تاریخ بریتانیا با بودجه ۸۰ میلیون پوند و بازی شون کانری و دیگر بزرگان سینما به کارگردانی آلکس جووی خبر می داد. خبر فراموش شد تا تقریبا هم زمان اسکندر از الیور استون اکران شد و دو سال بعد هم هجویه سیصد روی پرده آمد. در این میان باز هم برجسته ترین و با دغدغه ترین کسی که واکنش نشان داد زنده یاد علی معلم بود که پس از پخش هجویه سیصد سخنی با مضمون محترمانه بودن اسکندر الیور استون در برابر هجویه سیصد گفت و کم کم سخن از عزم برای ساخت پروژه بزرگ فیلم کوروش هخامنشی را مطرح کرد. دست کم از سال ۱۳۸۹ میان خبرها بود که فیلمنامه در حال نگارش است و رایزنی با سرمایه داران بزرگ ایرانی ساکن واحدهای سیاسی (کشورنما) در گرداگرد خلیج فارس جریان دارد و جز صدور مجوز ساخت چشم داشت مالی هم از بخش دولتی ندارند. همینگونه گذشت تا در سال های پایانی زندگی کوتاه اما شرافتمندانه علی معلم خبر صادر شدن مجوز موافقت اصولی ساخت «کوروش کبیر» پس از چندین سال در سایت ها پخش شد. در همین خط زمانی سخنان دیگری که خبر از گفت و گو برای ساخت یک سریال تلویزیونی درباره کوروش یا داریوش هخامنشی می دادند به گوش رسید و حتی در خبری آماده بود که پویانمایی واقع گرایانه کوروش به سبک پویانمایی شگفت انگیز بیوولف از ولفگانگ پترسن که کارگردانی فیلم تروا هم با او بود ساخته خواهد شد. در این میان خبری نیز از پروز شیخ طادی بود که سرمایه گذاران پروژه ‘کوروش کبیر’ پرداخت هزینه ۲۰ میلیاردی آن را قبول کرده بودند اما تنها شرط آنان مبنی بر تضمین اکران فیلم میسر نشد و منصرف شدند. البته ما هنوز کوتاه نیامده‌ایم و مصر هستیم ساخته شود و دانسته نشد این هم با کار و هدف علی معلم و پس از او مسعود جعفری جوزانی هم راستا بود یا جدا از آن ها.

  اما ایران دوستی و تشنگی جوانان به یک فیلم آبرومند از کوروش بزرگ که لزوما هم نباید پر خرج باشد چون در صورت روند نادرست فاجعه ای مانند مختارنامه به بار می آورد ولی با کمی تلاش و هزینه کم تر به کارهایی نه چندان ایده آل ولی بارها فاخرتر از مختارنامه چون ولایت عشق می انجامد باعث شده تا خود با نرم افزارهای کامپیوترهای خانگی از هر فیلم و سریال و مستندی که نشانی از ایران باستان داشته باشند تکه هایی برش داده و کلیپ های کوتاه مونتاژ کنند. هم اکنون ویدئو کلیپی از هنگام ورود اسکندر به بابل در فیلم الیور استون با عنوان بخش هایی از فیلم کوروش بزرگ ساخته آنتونی مان (( که در چند دهه پیش درگذشته)) دست به دست می شود.

  حال پس از مراسم رونمایی از کتاب «کورش بزرگ» و اعلام رسمی آغاز ساخت فیلم کورش بزرگ (پروژه بین‌المللی سینمای ایران) و خبرهای هر چند ماه یک بار بازدید مسعود جعفری جوزانی از تخت جمشید و پژوهش در آثار آن دوره و تهیه نخستین آرت بوک یا نوعی فیلمنامه تصویری برای ساخت دقیق تر فیلم که نخستین بار در ایران اجرا می شود و ساخت مدل های سه بعدی و دست آخر قرارداد با شهرداری ملایر برای ساخت شهرک سینمایی فیلم در آن شهر و برنامه ای که روند ساخت فیلم از اعلام رسمی آغاز ساخت آن تا ۱۴۰۰ که پایان ساخت و اکران را توضیح داده بود پایگاه اینترنتی رسمی فیلم با نشانی kouroshfilm.ir در دسترس نیست و پس از جست و جو تیتری با عنوان “تنها مرجع کامل پاسخگویی به سوالات متعدد درباره پروژه بین المللی فیلم کوروش بزرگ” به نشانی kouroshfilm.com دیدم که در شگفتی آن هم از سوی سِروِر میزبان با دامنه com  به فروش گذاشته شده است.

  نیاز به ساخت هرچه زودتر فیلم های آبرومند تاریخی در هنگامه ای که جاعلان تاریخ با درک درست از جایگاه ارزشمند سینما به ساخت فیلم، سریال و حتی پویا نمایی هایی چشم نواز ولی بی مایه دست زده اند و خواهند زد بیش از همیشه احساس می شود. یک نمونه از بی مایگی های این دست آثار، هجویه سیصد بود که کمپانی های بزرگ فیلم سازی را به ساخت نسخه های کنایه آمیز بسیاری چون دیدار با اسپارت ها از فاکس قرن بیستم در ریشخند به ۳۰۰ از استودیو برادران وارنر واداشت یا سکانسی از آن در سری فیلم های آستریکیس و اوبیلیکس!!! به استهزا گرفته شد ولی چشم نوازی جلوه های ویژه اش برای گروه بیگانه با کتاب یا تنبل برای خواندن چند پاراگراف از نبرد ترموپیل در فضای مجازی و همچنین دشمنانی که یا از همین دسته اند و یا نان از تجاهل دارند بسنده بود که مستند مباحثه های تاریخیشان شود. چهار سال بعد هم نسخه دوم با بن مایه نبرد سالامیس ساخته شد.

  فیلم اسکندر مقدونی ساخته الیور استون دو سال پیش از بخش نخست هجویه سیصد به پرده سینماهای جهان رفت که نه چپاول های آن وحشی مقدونی که پدرش فیلیپ هم او را رانده و پسرش ندانسته بود چیزی نشان داد و نه آتش زدن تخت جمشید را به پرده آورد. همچنین برای کم رنگ کردن مرگ ننگ آمیز اسکندر که یا برای میگساری بیش از اندازه و یا مسموم شدن به دست سردارانش بوده، چگونگی درگذشت کوروش بزرگ در سه روز پس از اصابت تیر زوبین هنگام جنگ برابر درپیکی ها که سرانجام با رسیدن شاه آمورگی ها پیروزی هم از آن او شد برای اسکندر بازسازی کرده است. ناگفته نماند که فرمانده جناح چپ داریوش سوم در جنگ گوگمل برای تهییج سپاهیان هخامنشی یاالله می گفت! و یا اسکندر با بازی کالین فارل نام خلیج فارس را از ازسطو یاد نگرفته بود و خلیج بر میاورد. تکان دهنده این که چندی پیش الیور استون را به ایران هم دعوت کردند و گرامی داشته شد. فیلم و سریال های ریز و درشت بیشمار دیگری مانند فیلم شبی با پادشاه که داستان مجعول و صهیونیستی پوریم را پوشش می داد بسیار هستند. هدف نمایاندن جایگاه و کاربرد ژرف هنرهای نمایشی ساخته شده با نیروی کاربلد و روند درست در ساخت برای ثاثیرگزاری و نمایاندن هویت و فرهنگ مستند بی مانند ایران یا برعکس آن مانند نمونه هایی که نام برده شدند هست و امید است مسعود جعفری جوزانی هرچه زودتر راه تماسی بگذارد یا به جای امضا کردن فیلمنامه کوروش کبیر و آرزو برای ساخت فیلم کوروش بزرگ پیش از مرگ، یک بار بگوید که این داستان سرانجام دارد یا نه و اگر ندارد که هیچ ولی اگر دارد به مانند زنده یاد معلم پاسخگو باشد.

image_print

همچنین

زبان ارزشمند اقوام ایرانی را از چنگال قوم گرایان نجات دهیم

افشین جعفرزاده شکی نیست که هیچ فرد منصفی که به ایران و داشته های فرهنگی …