۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانه / تاریخ / مروری بر افکار و اندیشه‌های حسین محمدزاده صدیق از مارکسیست خلقی تا پان‌ترکیست اسلامی

مروری بر افکار و اندیشه‌های حسین محمدزاده صدیق از مارکسیست خلقی تا پان‌ترکیست اسلامی

علیرضا غفاری حافظ

آقای حسین محمدزاده صدیق، از فعالین قوم‌گرایی آذربایجانی، به واسطه اظهارنظرهای تند، متناقض و جنجالی‌اش مشهور است. رفتار و گفتار او اغلب موجب برانگیختن مخالفان و حتی سایر قوم‌گرایان آذری می‌شود. عدم پایبندی به هنجارهای جامعه و تلاش برای خودنمایی، از او شخصیت‌ها و چهره‌های بسیار متناقض و متفاوتی را به یادگار گذاشته است. به‌طوری‌که بزرگترین دستاورد و درخشش وی را باید در همین دگرگونی‌هایی شخصیتی و تغییر تند مواضع، در عین وابستگی فکری به مرام‌های سیاسی بسیار متناقض و متضاد دانست. صدیق را در طول زندگی‌اش می‌توان در چهره‌های زیر دید: یک مارکسیست(۱)، یک اسلام‌گرای مؤمن(۲)، یک حزب‌اللهی اصول‌گرا(۳)، پژوهشگر عرفان عوام‌گرای سده‌های میانه(۴)، مبلغ آرمان‌های احزاب فاشیستی و لائیک پان‌ترکی(۵)، جاعل دست‌نوشته‌ها و پژوهش‌های تاریخی دیگران(۶). البته شخصیت متناقض و چندجانبه وی، بدین‌جا ختم نمی‌شود و او برای مطرح کردن خود، علی‌رغم ادعای دانش‌آموختگی دکترای زبان و ادبیات فارسی، برای تحقیر این زبان، دست به ترجمه کتاب غیرعلمی «مقایسه اللغتین» علیشیر نوایی می‌زند و علیه زبان فارسی و در تلاش برای تحقیر آن، گزافه‌گویی می‌کند؛ در تاریخ کهن و باستانی ایران، با ادبیاتی بسیار سخیف، تشکیک می‌کند.(۶)

آقای صدیق اخیراً اقدام به معرفی نسخه سومی از کتاب دده قورقود کرده و آن را از طریق رسانه ها بازتاب داده است. پیش‌زمینه این خبر و اعلام معرفی آن در آینده بسیار نزدیک، از همان آغاز، واکنش‌هایی را در فضای قوم‌گرایان برانگیخت: نخست این‌که آقای صدیق آن را از یکی از اهالی ترکمن‌صحرا به عاریت گرفته و بدوت رعایت موازین اخلاقی، آن را به نام خود معرفی کرده و دوم این‌که، این کتاب، از پایه و اساس مجعول بوده و دست آخر: آقای صدیق، بدون صلاحیت و دانش لازم، کتاب را یک اثر شیعی می‌داند؛ چرا که چهارده خطی بودن متن آن را در هر صفحه، مرتبط با تعداد معصومین دانسته و بنابراین، کتاب را یک اثر شیعی می‌شناساند تا بلکه از حمایت جامعه دینی و مسئولین حکومتی برخوردار شود.

باتوجه به فضای تبلیغاتی به‌وجودآمده در پس نسخه مشکوک یادشده، نویسنده لازم دانست نسبت به معرفی این چهره جالب توجه اقدام نماید. مطالب عنوان شده در زیر، شمه‌ای از زندگی فرهنگی آقای محمدزاده صدیق را دربرمی‌گیرد:

مرید فتحعلی آخوندوف! دشمن کسروی!!

از مشخصات جالب توجه حسین دوزگون دشمنی مداوم با کسروی به خاطر «رساله زبان آذری» است زیرا کسروی اثبات کرده است قبل از رواج ترکی در آذربایجان زبان محلی مردم آذری یا فهلوی بوده است. (۸)

و انتشار این کتاب هم به دوره قبل از بروز انحرافات عقیدتی کسروی باز می‌گردد، اما دوزگون برای کوبیدن کسروی از مسایل مذهبی هم استفاده ابزاری می‌کند لیکن مشکل اصلی او با کسروی دغدغه مذهبی و دینی نیست.  جالب آنکه «آخوندزاده» که پدر روشنفکری ضد مذهبی است به شدت مورد احترام دوزگون بوده به‌طوری‌که وی قبل از انقلاب به نشر «مقالات فلسفی آخوندزاده» همت گماشته است. با این‌که که در آثار آخوندزاده، اهانت به مقدسات مذهبی کمتر از آثار کسروی نیست و او را یکی از ستون‌های باستان‌گرایی و ملی‌گرایی در ایران می‌دانند، هنوز هم آقای صدیق، دست از چاپ و معرفی آثار او برنمی‌دارد. بنای عناد و دشمنی وی با کسروی صِرف جزوه «زبان آذری» است و گرنه دوزگون وامدار و ادامه‌دهنده راه آخوندزاده است. علاقه دوزگون به آخوندزاده دلیل ویژه‌ای دارد و آن، چهره روشنفکرمآبانه و پیشتاز او در محافل علمی و فرهنگی بادکوبه است. با این‌که آخوندزاده بنیانگذار غرب‌گرایی  توجه او به آخوندزاده را باید در کنار مطالب ضد ملی و ضدتاریخ ایرانی آقای صدیق مطالعه کرد. جالب آنکه علی رغم ظاهرسازی‌های مذهبی و انتشار تصاویر خود در حرم امام حسین (ع) طی سال‌های گذشته از مطالب موهن و ضد مذهبی آخوندزاده که به دست و قلم وی منتشر شده اعلام برائت و ناراحتی نکرده است.

دلداده پیشه‌وری و فرقه دموکرات

از دیگر ویژگی‌های حسین صدیق تقدیس و ارادت تام او، نسبت به پیشه‌وری و فرقه دموکرات استالین‌ساز است. وی حرکت مسلحانه فرقه دموکرات که با اسلحه‌های ارتش سرخ به راه افتاد را قیام مردم آذربایجان قلمداد کرده و در بسیاری از آثارش، به آن رنگ تقدس زده است. نشریه «یولداش» که توسط وی بعد از انقلاب منتشر شد و در اغلب شماره‌هایش در مقالات متعددی به تطهیر و تقدیس پیشه‌وری و اعضای فرقه پرداخته است. در سال ۱۳۶۰ وقتی برای ملاقات با «ابراهیم اوف» از مأموران عالی رتبه امنیتی شوروی به بادکوبه رفت، سر مزار پیشه‌وری حاضر شد و خود گزارش‌های جالبی ارائه داده است. جالب آن که در این گزارش به بی‌عقیده شدن پدرش هم اشاره می‌کند.

«پیشه‌وری نین مزاری أوستونده

یادیما گلیر، آتام منی ۶-۵ یاشلاریمدا، ئوزوایله هفته‌ده ایکی ـ أوچ گون تبریزین «پامبیق‌چی بازار»‌یندا یئرلشن خسرو شاهی مسجیدینه آپاراردی. حاج سید‌آقا خسروشاهی و سوانرلار آقا‌سید ابوالفضل‌آقا خسرو شاهینین دالیندا جماعت نمازی قیلماغی متبرک سایاردی. نامازدان قاباقدا اونلارین منبرین دینلردی.

نمازدان سونرا‌ایسه آقایا یاخینلاشیب مسأله سوروشاردی. دده‌م او زمانلار چوخ افراطکار دینچی‌ایدی. سونرالار دگیشدی، هر‌بیر شیئه عقیده‌سین ألدن وئردی، «دونیادا هئچ‌کس دوز دگیل، هئچ‌بیر شئیده دوز دگیل» دئیردی. غرض، او ایللر یادیمدادیر، آقاسید ابوالفضل‌آقا، خصوصاً ملتی چوخ برک آغلاردی.

منده جماعته باخیب هونکور-هونکور آغلاردیم، نیسان یاغیشی‌کیم گؤزومدن یاش آخیداردیم.

آقا‌نین دانیشدیغی مرثیه احوالاتین بلکه‌ده دوشو‌نمزدیم، آمما جماعتین آغلاماغی منی‌ده برک آغلاداردی. یادیمدا گلدیگی قدر، اوزمانلاردان بو طرفه هر‌زمان‌کی آغلاماق ایسته‌میشدیم؛ آغلایانما‌میشدیم.

چوخ سئودیگیم آنا بابام، وطن استقلالی حرکاتینا قوشولان عباسقلی زره‌نه‌لی ئولنده بئله، اوقدر آغلایانمادیم. گؤزومدن یاش گلمک، بئله دوشو‌نوردوم‌کی نا‌ممکندور. یالنیز بوگون، سحر ساعات اوندا، باکی‌نین فخری خیاوانیندا پیشه‌وری‌نین مزاری أوستونده اختیاریمی أادن وئردیم. بیر‌نچه ئوزومدن چیخدیم. کؤوره‌لدیم ئوزومو هئچ کنترل ائده‌بیلمه‌دیم. آغلا‌ها آغلا… قوناقچیمین:

  • بیلسئدیم ناراحات اولاجاقسان، سنی گتیر مزدیم بورایا.
  • سوزلرینه فقط گؤز یاشی‌ایله جواب وئردیم.
  • کیش‌ده آغلارمی؟

سؤزلری قلبیمدن کئچیردی. دالیمدا دورنلارین بیریسی: قوی پیشه‌وری ایچون آغلاسین، عیبی یوخدور! دئییردی. پیشه‌وری‌نین عظمتلی هیکلی و قبری أوزه‌رینده بیر دقیقه خبردار دوروب سکوت ائلمه چالیشدیم. قلبیمده رهبریمیزین غایه و آماللارینی ئولنه‌قدر حیاتا کئچیر‌مک قصدینده اولدوغوما، سؤز وئریردیم. مزارلیغین مسئولو و منیم قوناقچیم دار رهبریمیزین احترامینا خبردار دورموشدولار. بوتون دونیا أوره‌گیمده سیغیردی. بودور رهبریمیزین ئونونده، اونون فرمانین دینلمگه حاضر‌کیمی دور‌موشام. اختیاریم ئوزومده دگیلدیر.

تبریزین سعادت دولو گونلری گؤزوم ئونونده جانلانیردی.

۲۵‌مین نفر آذربایجانلینین قتل‌عاممینی خاطیر ییردیم. پیشه‌وری نین هیکلی‌نین دوروشوندا و باخیشیندا نه سِحر وارایدی‌کی، آخین- آخین گؤزیاشیم آخیردی. رهبریمیزین ساچلارینا آغ قار النمیشدی. گؤزلری حرارتلی بیر گنج روحلو قهرمانین یاخیشلاری کیمی انسانا سانجیلیردی.

صاباح‌ایکن فخری خیاوانا گلنده، قوناقچیم منه لنین، کیروف و نریمانوفون عظمتلی و هوندور هیکللرینی ده گؤستردی. فخری خیاواندا ایسه أوزه ییر حاجی‌بگوف‌دان توت، گل تا رسول رضایا قدر بیر چوخ هیکل و مزار گؤردوم. لاکن رهبریمیزین هیکلینده و مزاریندا، نه واردیرسا، منی الکتریک جریانی‌کیمی سارسیتدی، تیتره تدی، اختیاریمی ألدن آلدی. بوتون آذربایجان گؤزومده جانلانیر، منلیگیمیز، وقاریمیز تعریفه گلمزکیمی ذهنیم‌ده تجسم تاپیردی»(۹)

جالب آن‌که این خاطرات را نه در دوره فرقه دموکرات بلکه سه سال بعد از انقلاب اسلامی نوشته و منتشر کرده است. وی از آن سال‌ها تاکنون هیچ‌گاه از فرقه استالینی دموکرات اعلام برائت نکرده و در کلاس‌های زبان ترکی خود به ترویج و تقدیس آن پرداخته است که بازخورد آن در نشریات دانشجویی با قهرمان‌سازی از پیشه‌وری نمودار شده است.

سومربازی و سومر سازی

از محور‌های همیشگی صحبت و گفتار و نوشتار حسین صدیق، «سومربازی و سومرسازی» است. در محافل پان‌ترکیستی ترکیه درزمان آتاترک به این نتیجه رسیدند که برای خود هویتی قدیمی جعل و آن‌ها را منشاء تمدن بشری و جهان را وام‌دار خود کنند و سراغ اساطیر و گذشته خیلی‌دور رفتند و مدعی شدند زبان سومری التصاقی است و چون زبان ترکی هم الصاقی است، پس ترکی است و زبان ترکی-سومری (۱۰) را خلق کردند. به تناوب در آثار و گفتار دوزگون از «ترکیِ سومری»، «کتیبه‌های ترکیِ سومری» و «زبان هفت هزار ساله ترکیِ سومری» صحبت می‌شود. وی عقیده دارد «نخستین الفبای تاریخ بشریت را ترکان سومری اختراع کرده‌اند»(۱۱)، او در همین رابطه گفته است:

«من از انقلاب به این سو پیوسته آثار خود را سعی کرده‌ام تا به زبان مقدس ترکی منتشر سازم که ۷۰۰۰ سال سابقه‌ی طولانی کتابت در ایران دارد. شما می‌دانید که ترکی سومری و ترکی آذری سابقه‌ی طولانی دارد. ما به ترکی آذری یا آذیه یا آذریه، در غارهایی که در مناطق مختلف آذربایجان است دیوارنوشته‌های متعددی کشف کرده‌ایم. نزدیک به یک‌هزار کتیبه به زبان ترکی آذیه از ۷۰۰۰ سال پیش در سطح جهان پخش و پراکنده شده است. بسیاری از آن‌ها در زیرزمین موزه‌ی ایران باستان، موزه‌ی ملی ایران در تهران موجود است». وی تلاش دارد همه‌چیز و همه‌کس را به سومری‌ها وصل کند. از جهانگیرخان قشقایی گرفته تا حیدر بابای شهریار، همه را به این فرضیه‌های می‌آلاید و در حالی که از سومر‌بازی و سومر‌سازی دم می‌زند به شدت از آریایی‌ها و فرضیه‌های ابطال شده مربوط به مهاجرت آن‌ها به ایران به آن حمله کرده و اظهار تنفر می‌کند.

ناشر ضدایرانی پورپیرار

پدیده پورپیرار و مباحث جنجالی که وی مطرح کرد فرصتی مقتضی و مکفی می‌خواهد؛ از آن‌جایی که خروجی مباحث او انکار و شبه در تاریخ گذشته ایران است و در آن‌ها، دروغ و راست باهم آمیخته‌اند خوراک تبلیغاتی زیادی برای قوم‌گرایان افراطی کاربرد داشت. آثار و تألیفات او در کشورهای عربی و همچنین جمهوری تازه استقلال یافته «آذربایجان» به ترکی و با الفبای لاتین منتشر شد؛ ترجمه کتاب‌های وی در باکو به دستور حسین محمدزاده صدیق توسط یکی از شاگردانش انجام و توسط ناشر دولتی جمهوری آذربایجان چاپ گردید.

ارتباط حسین صدیق و پورپیرار یک رابطه قدیمی و به سوابق فعالیت آن‌ها در حزب توده و جریان‌های چپ باز می‌گردد. اما وقتی پورپیرار به انتقاد از عقاید بیمارگونه صدیق پرداخت، ماهیت حمایت‌های حسین صدیق از نشر کتاب‌های خاص برای اهداف خاص روشن گردید. در وبلاگ عیسی مجیدی از هواداران حسین صدیق در مطلبی آمده است:

«ناصر پورپیرار، حروف‌چین سابق کتاب‌های توده‌ای‌ها و ملی‌گرایان شاهنشاهی، پس از انقلاب اسلامی با توجه به تجربه‌های آشنایی که با مطبوعات و مدیر مسئول‌ها پیدا کرده بود، مقالاتی علیه ملی‌گرایان نوشت و از این راه توجه محافل مترقی و نو اندیش ایران را به خود جلب کرد. در دهه‌ی هفتاد، یکی از دوستان قشقایی استاد دکتر ح. م. صدیق استاد را در جریان فعالیت‌های او قرار داد و این دو را با هم آشنا کرد. استاد در ملاقات‌های مکرر خودشان با وی، او را که حتی مدرک دیپلم نداشت به سوی تحقیقات علمی سوق دادند و از توصیه‌های مهم خویشتن برخوردار کردند پورپیرار که حمایت چنین استاد بزرگواری را دید روحیه گرفت و کتاب اول و دوم خود را چاپ کرد. مرحوم اصلانی – دوست قشقایی استاد– یک روز از قول ایشان به اینجانب گفتند: «وی (پورپیرار) با سروصدا‌ و های‌وهوی و هوچی‌گری با شوونیسم شاهنشاهی مقابله می‌کند. متأسفانه سخنانش عمق علمی ندارند. مردم را بر موج احساسات سوار می‌کند و هتّاک نیمه‌آرامی است اما به هر حال در فروپاشی کاخ شوویسم به ما کمک می‌کند».

وی در ادامه می‌نویسد:

«استاد با این برداشت بود که از وی حمایت کردند و حتی زمانی که تعدادی از اساتید دانشگاه‌های تهران پیشنهاد کردند که پورپیرار را در مقابل هر یک از دانشگاه‌ها چند ضربه شلاق بزنند، استاد صدیق در مقابل همه‌ی آن‌ها ایستادند و نظر خود را در حمایت از ایشان در یک مقاله اعلام داشتند و فرمودند که: «پورپیرار، آب در خوابگه مورچگان شوونیسم ریخته است».

 و سرانجام اسرار مگوی ماهیت حمایت‌های حسین صدیق از کتاب‌های ضد ایرانی پورپیرار چنین افشا می‌شود:

«اما این صحبت‌ها و نصایح استاد صدیق در پورپیرار کارگر نیافتاد و این حروف چین قدیمی کتاب‌های شاهنشاهی در چاپخانه‌های گارسه‌ای تهران، طبق روش همیشگی خود به نقالی در تاریخ ادامه داد. ولی استاد برای تقویت روحیه‌ی وی حتی به یکی از دانشجویان سابق خود که در شهر باکو اقامت داشت امر کردند که کتاب اول او را به زبان آذری ترجمه و چاپ کنند و چنین هم شد. اما پورپیرار این همه را نفهمید و درک نکرد و شیپوری را که به دستش داده شده بود از سر گشادش به نواختن شروع کرد بی‌آن که سواد تاریخ کسب کند، خود را به اصطلاح موّرخ نامید. به طوری که بعد‌ها دکتر صدیق فرمودند: «او (پورپیرار) از ستمدیدگان و مظلومان دفاع نمی‌کند. او با هوچیگری‌های لوس و ناشیانه‌ی به قلعه‌های شوونیست‌ها می‌تازد و با توجه به عقده‌هایی که در سال‌های پادویی در چاپخانه‌های دوره‌ی شاه در او ایجاد شده است، عقده گشایی و به تسویه حساب با اربابانش می‌پردازد و حقارت‌هایی را که از آن‌ها دیده است، صاف به صورتشان می‌زند. حمله‌های او به قلاع شوونیست، عوام فریبانه و توخالی است و دفاعش از ما (ترک‌ها) دفاع خوبی نیست».(۱۲)

کینه ونفرت از زبان فارسی

از مشخصات بارز آثار و نوشتار حسین صدیق اظهار دشمنی و تنفر با زبان فارسی است که آن را مخفی هم نمی‌کند وی زبان فارسی را زبان تحمیلی برای نواحی مختلف ایران مطرح می‌کند. در قسمت یکی از مصاحبه‌هایش که در سایت خود که به نام دوستدارانش درج گردیده عنوان می‌کند:

«من تا بتوانم آنچه را که به فارسی می‌خوانم بفهمم چهارده سالم شد. زبان فارسی برای من، خانواده‌ام، محله‌ام و شهرم تحمیلی و زورکی بود. ما هیچ کدام عواطف و احساسات خود را به این زبان بیان نمی‌کردیم. فارسی برای ما صدای تازیانه و صدای ترکه‌های معلم و ناظم بود. گرچه من شاید نخوردم، اما همیشه ترس آن را در دل داشتم. من متولد ۱۳۲۴ هستم و از سال ۱۳۳۱ به مدرسه رفته ام، اما خواندن کتاب و فهمیدن آن به زبان فارسی بطور قطع از سال ۱۳۴۰ شروع شد. سیاست ترکی‌ستیزی، شیرینی سال‌های کودکی را از من ستاند. خواندن کتاب ترکی امکان نداشت و ممنوع بود. شاه دستور داده بود کتاب‌های ترکی را در میدان ساعت بسوزانند و مردم از داشتن کتاب ترکی محروم بودند و می‌ترسیدند. بچه‌های خود را هم با آن زبان آشنا نمی‌کردند. من که به فارسی تحصیل می‌کردم، خواندن کتاب فارسی برایم هم سخت بود و هم چیزی عجیب و غریب…»(۱۳) بر همین اساس در اشعار و آثار وی، نشانه‌های کینه و حِقد او نسبت به (عجم‌ها) ایرانی‌ها بروز یافته است. در جایی می‌گوید:

«عاق اولموش ادب‌سیز عجم، ارباب کمان

بوقومه بیلیرسن کی ولی النعم یار»

ترجمه: «من ارباب کمال هستم بر عجم‌های بی‌تربیت که عاق شده‌اند، می‌دانی که من ولی نعمت این قوم بی‌ادب (عجم) هستم».

 جالب آنکه این شعر توسط یکی از جوانان مرید دوزگون به نام سید احسان شکرخدایی تضمین شده و درادامه آن با عبارات عجیب و غلوآمیز به مدح دوزگون پرداخته و گفته است:

…‌ای آن که به عالم تو مرا مونس جانی

ای آن که مسیحا نفس و ترک‌زبانی

دانم که صفابخش دل آدمیانی

پیغمبر الفاظی و خداوند بیانی

زانجا که تو صدیقی و خدواند بیانی…

ارتباط با براندا فیشر

براندا فیشر، مهم‌ترین تئوریسین هویت‌سازی جعلی برای آذربایجان، اسرائیلی، استاد دانشگاه تل‌آویو و مشاور عالی وزارت دفاع اسرائیل و هم‌اکنون به عنوان استاد دانشگاه هاروارد آمریکا و گروه روابط بین الملل دانشگاه اورشلیم مشغول تدریس است. شیفر در مسائل قفقاز و روسیه و حوزه خزر تخصص دارد و به عنوان مشاور برنامه امنیت بین الملل، پروژه تقویت نمادهای دموکراتیک فعالیت دارد.

بخش خاصی از تحقیقات ایشان را ناسیونالیسم ایران-آذربایجان جنوبی(!) تشکیل می‌دهد. پایان‌نامه دکترای وی در دانشگاه تل‌آویو در قالب کتابی به نام «هویت جمعی آذربایجانی در ایران» چاپ و کتاب «مرزها و برادری» او هم با هدف گسترش و تعمیق قومیت‌گرایی در میان آذری‌های ایران نگاشته شده است.

اقدامات وی منحصر به تحقیق و پژوهش نیست بلکه در قلمرو کار تشکیلاتی و سیاسی نیز وارد شده و با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و باکو در پروژه گسترش و تعمیق بخشیدن به قوم‌گرایی آذری همکاری ویژه‌ای دارد. شیفر در بهمن سال ۱۳۷۵ در کنفرانس ایران و قضیه آذربایجان در دانشگاه آمریکایی خزر در شهر باکو با حضور عناصر شاخص قوم‌گرایی آذری، دولتمردان، نمایندگان احزاب و شخصیت‌های افراطی و ضدایرانی جمهوری آذربایجان، برگزار شد و چنین اعلام نمود:

«در ایران وضعیت اقلیت‌ها، به ویژه آذری‌ها وخیم و سطح زندگی آن‌ها بسیار پایین‌تر از دیگران است… مسئله اتحاد آذربایجان شمالی و جنوبی امری مشکل هست. ولی برای رسیدن به این اتحاد باید مسئله آذربایجان جنوی بین‌المللی شود. زبان آذربایجان جنوبی به واسطه حاکمیت فارس‌ها و سیاست سخت آن‌ها رشد نکرده اما زبان گفتاری در آنجا رشد کرده است بر عکس جمهوری آذربایجان…»

کتاب مرزها و برادری توسط یکی از شاگردان دوزگون و با عنوان یکی از نشریات دانشجویی دانشگاه تهران در ایران منتشر شد. در همین کتاب در مورد دوزگون نوشته است:

«مردم علاقه بیش از حدی به کتاب‌های حسین دوزگون نشان داده‌اند از این رو مسئولین رژیم آن را جمع کردند و مانع انتشار آن‌ها شدند».

خانم شیفر روشن نمی‌سازد که مسئولین کدام رژیم، رژیم سابق یا رژیم جمهوری اسلامی ایران و جالب آنکه این گفته تئوریسین پان‌ترکیسم صهیونیستی به عنوان افتخاری ارزشمند توسط مرید وی سید احسان شکرخدایی چنین بیان شده است: «کسانی که درباره دکتر صدیق اظهار نظر کرده‌اند، او را مردمی‌ترین نویسنده و پژوهشگر می‌دانند. براندا فیشر استاد دانشگاه هاروارد هنگام بحث از فعالیت‌های ادبی او در رژیم گذشته، درباره او می‌گوید …»

پی‌نوشت‌ها:

  1. انتشار مجله مارکسیستی یولداش (رفیق) در سال‌های پرآشوب اوایل انقلاب: روزنامه کیهان؛ ۱۸ فروردین ۱۳۹۴٫
  2. ترجمه قرآن کریم به زبان ترکی آذری، چهره‌ای این‌گونه از وی به نمایش می‌گذارد. در حالی که وی به زبان عربی قرآنی مسلط نیست و یقیناً صلاحیت این کار را هم ندارد. احتمال بسیار می‌رود که ترجمه او، برگردانی از ترجمه‌های پیشین رونویسی شده باشد.
  3. برای نمونه: ترجمه وصیت‌نامه امام خمینی و نامه ایشان به گورباچف به زبان ترکی آذری.
  4. ترجمه کتاب‌های بویروق (: فرمایشات، از شیخ صفی اردبیلی)؛ بنگ و باده (از فضولی)؛ قارامجموعه (: جُنگ سیاه، از شیخ صفی اردبیلی)
  5. نگاه کنید به مقدمه کتاب یادمان‌های ترکی باستان
  6. متن اصلی و آوانوشت کتاب یادمان‌های ترکی باستان؛ سرقت ادبی محرز از کتاب زیر است:

Radlof W. (1895). die Alttürkisciien Inschrifen der Mongolei. St. Petersburg

  • غیر از بخش علمی و تاریخی کتاب یادمان‌های ترکی باستان که آن‌هم سرقت ادبی است، بقیه قسمت‌ها، فحاشی و ناسزاگویی علیه هویت تاریخی و فرهنگ معنوی ایران است و نویسنده برای تشویش ذهن خواننده، به آن رنگ مبارزه با سلطنت و صهیونیسم و نازیسم را زده و چنین القا می‌کند که همه این‌ها، در پی نابودی فرهنگ درخشان ترکی در جهان بوده و هستند!
  • دشمنی و اهانت‌های مداوم دوزگون به ادبایی چون منوچهر مرتضوی و عبدالعلی کارنگ به خاطر تحقیقات آن‌ها پیرامون زبان بومی آذربایجان است. علی رغم انتشار « سفینه تبریز» که حاوی نمونه‌هایی از زبان آذری در قرن هشتم هجری است، دوزگون خود را به نفهمیدن زده و اصلاً راجع به آن صحبت نمی کند.
  • گونش لی وطن یادداشت لاری، حسین دوزگون، تهران، آذربایجان مدنیت جمعیتی، ۱۳۶۰، ۱۶-۱۵٫
  • هفته نامه ارمغان آذربایجان، آبان ماه ۱۳۸۲، قسمت اول، (سایت دوزگون).
  • بدون اینکه هیچ مرکز دانشگاهی معتبر این اوهام را بپذیرد دستور زبان ترکی سومری و لغت نامه سومری جعل کرده و منتشر نموده‌اند.
  • yon.ir/O2LLZ
  • yon.ir/9oPAV
image_print

همچنین

نوعثمانی‎گری حزب عدالت و توسعه و روح ترکان جوان

داود دشتبانی – از ابتدای به قدرت رسیدن و سپس تثبیت جایگاه حزب عدالت و …