۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانه / سیاست / تحلیلی بر سرنگونی پهباد امریکایی بر فراز خلیج فارس؛ دفاع از مرز میهن و دفع متجاوز، وظیفه ذاتی حکومت

تحلیلی بر سرنگونی پهباد امریکایی بر فراز خلیج فارس؛ دفاع از مرز میهن و دفع متجاوز، وظیفه ذاتی حکومت

محمد آمره

افزایش تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، شروع جنگ و آغاز بحرانی دیگر برای ملت ایران سبب نگرانی، وحشت، خشم و ترس است. در یکصد سال اخیر مردم ایران کم شاهد درگیری و جنگ و منازعه نبوده اند. جنگ‌های جهانی اول و دوم، افول قاجار و هرج و مرج، قحطی بزرگ، وقایع ابتدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از جمله اتفاقاتی بوده که توان مردم را طاق کرده است. از این رو با وجود بالا رفتن آستانه تحمل آنها دیگر علاقه‌ای به تجربه نابسامانی و هرج و مرج را ندارند. این نگرانی ها زمانی افزایش می‌یابد که تجربه افغانستان، سوریه، عراق و لیبی را در همسایگی خود می‌بینند و از قداره کشی و رجز خوانی گروه‌های تجزیه طلب و تروریست آگاه هستند. هر چند پیش تر به مناسبتی نوشته بودم که ایران؛ سوریه و عراق و افغانستان نخواهد شد. چرا که ایران همیشه یک ملت و یک پیکره بوده است و هیچگاه اجزای یک کل به قصد نابودی یکدیگر به پا نخواهند خواست هر چند که بر اثر جهش‌ها ژنتیکی اختلالاتی داشته باشند. اما هر چه که باشد ملت ایران نه بار دیگر تحمل جنگ را دارند و نه به نابودی همین داشته‌های اندک خود علاقه مند هستند.

فارغ از این مسائل نکته مهمی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است چرایی فروماندگی و وجود بحران ساختاری ما در یک قرن اخیر است. از دلایل عقب ماندن ایرانیان از قافله توسعه که بگذریم اگر از دریچه روابط بین الملل و ژئوپلیتک به این سوال پاسخ دهیم جواب آن «اصل قدرت» خواهد بود. قدرت عنصر گمشده‌ای است که یکصد سال ما را به فلاکت و درماندگی در برابر زورمداران کشانده است. معروف است قانون حاکم بر روابط بین الملل را قانون جنگل می‌دانند و در جنگل هم قدرت است که قانون می‌نویسد، حکم می‌کند و آن را در عرصه عمل اجرایی می‌کند. بنابراین کشوری که از عنصر مهم قدرت غافل باشد و نتواند به آن دست یابد از عرصه بازیگری در مناسبات جهان حذف شده و کم کم از صحنه روزگار محو خواهد شد.

کشور ایران به واسطه داشته‌های ژئوپلیتیکی و حضور در منطقه‌ای مهم از جهان سده ها حضور قدرتمندی در صحنه بین الملل داشته است و سالیان درازی به عنوان امپراتوری بر بخش بزرگی از جهان متمدن حکومت کرده است. اما در چند قرن گذشته با توجه به دلایل گوناگون از قافله توسعه عقب مانده است. هر چند در سال‌های اخیر تلاش هایی برای افزایش قدرت انجام شده اما آن قدرتی که لازمه دفاع از منافع ملی نیاز است به منصه ظهور نرسیده و کشورهای زورمدار تلاش کرده‌اند ایران را از نقش آفرینی مهم و اثر گذار در عرصه جهانی باز دارند. جلوگیری از هسته‌ای شدن، تلاش برای قطع بازوهای منطقه‌ای و حضور ناگان ارتش آمریکا در خلیج فارس نیز موید همین نظر است.

افزایش تنش ها در خلیج فارس و سرنگون کردن پهپاد آر-کیو گلوبال هاک متعلق به ارتش آمریکا تنش ها را افزایش داده است. دولت جمهوری اسلامی ایران می‌گوید این پهباد را در آب‌های سرزمینی ایران سرنگون کرده و ایالات متحده امریکا ادعا می‌کند در آب‌های بین المللی بوده است که بنظر می‌رسد گمان اولی درست باشد چرا که جمهوری اسلامی اسنادی دارد که با استناد به آنها می‌تواند به سوئیس که حافظ منافع آمریکا در ایران است اعتراض کند و ایالات متحده نیز چون نمی تواند غیر از این را ثابت کند مجبور به سکوت در این زمینه است.

اما اینکه چرا جنگی صورت نگرفت را شاید بتوان اینگونه تحلیل کرد که ایالات متحده هنوز نتوانسته است اجماع جهانی برای حمله به ایران را کسب کند. ایران پهپاد جاسوسی را در حریم هوایی خود ساقط کرده و نوعی دفاع مشروع است. بر همین اساس هم اسپانیا، ایالات متحده آمریکا را به صحنه سازی برای تکرار حمله به عراق متهم  کرده است و روسیه نیز با دعوت دو طرف به خویشتن داری اعلام کرده حاضر است تا زمانی که کانال مالی اتحادیه اروپا راه اندازی شود نفت ایران را بفروشد. همچنین موگرینی هم با دعوت تهران به خویشتنداری ابراز امیدواری کرد در اینستکس به زودی اجرا شود.

بنابراین ایالات متحده امریکا پشتوانه قوی و تمام عیار برای حمله به ایران را ندارد و به این مسئله آگاه است که با حمله نظامی مردم مخالف جمهوری اسلامی در داخل کشور را به دشمن خود تبدیل خواهد کرد و جایگاه حکومت در میان مردم نسبت به قبل مستحکم تر خواهد شد این همان پاشنه آشیلی است که ایالات متحده بر روی آن سرمایه گذاری کرده و تلاش می‌کند با افزایش نارضایتی‌های اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی را مجبور به مذاکره نماید.

باید به این نکته هم اشاره کرد که سپاه پاسداران با این اقدام تلاش کرد توان دفاعی ایران را به ایالات متحده گوشزد کند و این پیام را برساند که جنگ با ایران کم هزینه نخواهد بود. بر این اساس فارغ از اینکه مخالف حکومت باشیم یا خیر دفاع از مرزهای کشور امری بدیهی و غیر قابل اغماض است. در سال‌های اخیر دیده ایم که بسیاری از مخالفان حکومت از جنگ دفاع کرده‌اند یا عامل نجات ایران را حمله آمریکا قلمداد نموده‌اند اما این نوع نگاه غلط است چرا که اپوزیسیون حکومت نمی تواند اپوزیسیون ملت و کشور ایران باشد و باید از کشور در برابر بیگانگان دفاع کرد. بنابراین زمانی که کشوری به مرزهای سرزمینی تجاوز می‌کند وظیفه ذاتی حکومت دفع متجاوز است.

image_print

همچنین

گزارش نشست علمی مشروطیت و نظریه حکومت قانون

مشروطیت یک انقلاب نبود هر چند آثار انقلابی زیادی داشت نشست “مشروطیت و حکومت قانون” …