۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانه / سیاست / سراب فدرالیسم در رویارویی با واقعیت ملت واحد ایران

سراب فدرالیسم در رویارویی با واقعیت ملت واحد ایران

امید اخوی

مدرس دانشگاه ، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران

هر کشور بر اساس اتحادِ سه عاملِ اساسی «سرزمین»، «جمعیت» و «دولت» پدید می‌آید و به زندگی خود در پهنه جهان ادامه می‌دهد. درباره سرزمین باید این نکته را در نظر داشت که:

نخست، قلمرو حقوقی و سیاسی اجتماع را نشان می‌دهد و در چارچوب آن، اندیشهٔ پایداری ملت‌ را استوار می‌کند.

 دوم، اینکه سرزمین نشان دهنده قلمرو حاکمیت و صلاحیت دولت‌ها است  .  به همین علت  ، سرزمین همچون کاشانه بزرگ یک جماعت انسانی است که مالکیت هر بخش و هر جزء آن، به شکل مشاع به همه اعضای « ملت » تعلق دارد ؛ درست به همین دلیل است که اعضای یک کشور نسبت به آن احساس مالکیت جمعی دارند

سابقه تقسیمات کشوری در ایران هرچند به تاریخ شکل‌گیری حکومت مادها و بعد، استقرار هخامنشیان بازمی‌گردد، اما آنچه امروزه شکل قانون به خود گرفته و نحوه ارتباط مناطق مختلف کشورمان به یکدیگر را نظم می‌دهد، مربوط به انقلاب مشروطه و تحولات پس از آن طی یک قرن گذشته است. در آن دوره ایران از چهار ایالت و ۲۳ ولایت تشکیل شده بود و شامل ایالت آذربایجان، ایالت خراسان و سیستان، ایالت فارس و ایالت کرمان و بلوچستان می‌شد. سه دهه بعد از تصویب اولین قانون تقسیمات کشوری، در سال ۱۳۱۶ دومین قانون، واحد تقسیمات را به‌جای «ایالت» به «استان» تغییر داد و استان‌های شش‌گانه‌ای شامل استان شمال غرب، استان شمال، استان غرب، استان جنوب، استان شمال‌شرق و استان مکران تشکیل شد. تعداد این استان‌ها البته دو ماه بعد به ۱۰ عدد رسید و روند تغییرات استان‌ها و مرزهای آن ادامه یافت تا در سال ۱۳۶۲ سومین قانون تقسیمات کشوری به تصویب رسید.

تنوع قومی، زبانی و مذهبی یکی از ویژگی‌های ساختار اجتماعی ایران است که این امر همواره در اثر ناآگاهی‌های داخلی و غرض‌ورزی‌های خارجی چالش‌های بسیاری را برای ایران در پی داشته است. در این میان، آمریکا و اسرائیل برای بهره‌برداری از این شکاف‌ها بیشترین سرمایه‌گذاری را انجام داده است، به طوری که مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی آن‌ها بر این موضوعات تمرکز کرده‌اند که چگونه می‌توان با استفاده از شکاف‌های قومی، مذهبی، زبانی و… در ایران بر دولت مرکزی فشار آورد و تمامیت ارضی آن را مورد تهدید قرار داد.

مجموعه‌ی سرزمینی ایران با منابع قدرت ملی در هم تنیده‌اند. هیچ گروه، نژاد و خرده‌نظام قومی نمی‌تواند خود را خودکفا بداند، چرا که هر یک از اجزای ساختار سیاسی و اجتماعی ایران برای تأمین نیازهای خود به یکدیگر وابسته‌اند. از سوی دیگر، از دوران مشروطه تا کنون نظام سیاسی ایران بر اساس الگوی متمرکز سیاسی شکل یافته است و نمی‌توان به یک‌باره این الگوی موجود و ریشه‌دار را تغییر داد و شیوه‌ی فدرالیستی را جایگزین آن نمود؛ چرا که فدرالی کردن ایران و چرخاندن تقسیمات جغرافیایی به فدرال‌های بزرگ و یکدست بر اساس زبان و نژاد، طرح مباحث نژادپرستانه را در پی خواهد داشت. فدرالیسم در ایران، جز قومیت‌گرایی و تجزیه‌طلبی و نابودی منافع ملی، نتیجه‌ی دیگری نخواهد داشت. چه نیک دکتر عبدی استاد جغرافیای سیاسی در این زمینه سخنی گفته اند و بسیار علمی به لغزش سخنان رییس دولت اصلاحات در باب فدرالیسم  پاسخ  گفته اند «  وقتی از فدرالیسم سخن می‌گوییم باید توجه داشته باشیم که وجود عنصر چند ملت ضروری است. یعنی یک زمانی چند ملت می‌خواهد یک کشور بزرگ‌تر شکل دهند، به سمت شیوه فدرالیسم می‌روند تا شاید از مزایای یک کشور بزرگ‌تر استفاده کنند و به اهداف نظامی، سیاسی یا اقتصادی خاصی برسند. در چنین سیستمی هر زمانی که واحدهای کوچک‌تر با واحد بزرگ به مشکل برخورد می‌تواند جدا شود که به آن مصالحه موقت نیز می‌گویند؛ بنابراین جدایی در سیستم فدرالیسم به شدت محتمل است. حالا افرادی که بحث فدرالیسم را مطرح می‌کند، باید پاسخ بدهد که آیا به‌طور غیرمستقیم می‌گوید که ایران چند ملیتی است؟ هیچ گزاره تاریخی وجود ندارد که سرزمین ایران چند ملتی است. به‌طور قطع می‌توان گفت که ایرانیان از دوره ساسانیان تحت یک ملت واحد زندگی کرده‌اند و شاهد مثال آن متونی مانند شاهنامه است که در اختیار همگان قرار دارد»  در مجموع باید گفت فدرالیسم سرابی است برای سرزمینی که همیشه انسجامش  و وحدتش رادر زبان و ادب فازسی دیده  و یک ملت واحد بنام ایران بوده  و خواهد ماند.

image_print

همچنین

گزارش نشست علمی مشروطیت و نظریه حکومت قانون

مشروطیت یک انقلاب نبود هر چند آثار انقلابی زیادی داشت نشست “مشروطیت و حکومت قانون” …