۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانه / تاریخ / ایده تاریخی کنفدراسیون ایران و قفقاز؛ طرحی برای آینده

ایده تاریخی کنفدراسیون ایران و قفقاز؛ طرحی برای آینده

علیرضا غفاری حافظ

در دوره قاجار سرزمین‌های بسیار گسترده‌ای از پیکره ایران جدا شده و به سرزمین‌های متبوعه یا تحت کنترل روس و انگلیس و عثمانی ضمیمه شدند. خاطره این رویدادهای شوم، پیوسته در یاد و خاطر ایرانیان زنده مانده و غیر از مواضع رسمی دولت‌های ایران در طول تاریخ، مردم ایران به آن سرزمین‌ها به چشم سرزمین‌های ایرانی می‌نگرند که روزی در آینده، باید به خاک کشورمان بازگردند. به دلایل مختلف فرهنگی و اقتصادی و ژئوپلتیکی، سرزمین‌های قفقازی، برای ایرانیان بسیار مورد توجه بوده تا سایر سرزمین‌های شرقی. گرایش به اتحاد دگرباره با خاک ایران، در میان مردم منطقه نیز تا حد زیادی وجود داشته است. این امر به‌ویژه در منطقه مسلمان‌نشین قفقاز یا جمهوری آذربایجان، به عنوان یک آرمان ملی حفظ شده است.

منطقه قفقاز و ماوراء قفقاز، یکی از پیچیده‌ترین بافت‌های فرهنگی و زبانی جهان را داشته و علی‌رغم سیاست‌های مکرر ملت‌سازی توسط روسیه تزاری، عثمانی‌ها، دولت مرکزی اتحاد جماهیر شوروی، دولت‌های مستقل کنونی، بافت ناهمگون فرهنگی آن، تا حد زیادی حفظ شده است. عمده سیاست‌های فرهنگی از جانب این نظام‌ها، با این هدف پی گرفته می‌شد که از هرگونه همانندی و همسویی مردم این مناطق با مردم ایران جلوگیری شده و آن‌ها را در قالب قومیت‌هایی دینی و زبانی و حتی تاریخی، متفاوت از هویت تاریخی ایرانی نشان دهند.

دوره دو ساله خلاء حکومت تزاری در قفقاز که پس از انقلاب اکتبر روی داد، پای بسیاری از کشورهای بیگانه نظیر آلمان، انگلیس و عثمانی را به این منطقه کشید. منطقه قفقاز، بیش از همه آماج بندپروازی‌های حکومت ترک‌های جوان در استانبول قرار داشت؛ آنان با این نیت که از طریق الحاق آن‌جا به خاک خود، جبران شکست‌های فضاحت‌بار خود در جنگ اول را کرده و راه را برای کنترل آسیای مرکزی و یا الحاق آن در درازمدت هموار می‌سازند، اقدام به دخالت در قفقاز به نفع خود کردند. مردم گرجی و ارمنی، دلِ خوشی از باورهای ایدئولوژیکی ترک‌ها نداشتند و حکومت محلی باکو نیز اگرچه گرایش بدانان داشت، اما متوجه نیات ترک‌ها شده و راه جداسری را در مقابل آنان گرفته و شاید همین بود که راه برای عرض اندام حکومت ایران باز شد.

منطقه قفقاز در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، جمعیت بزرگی از ایرانیان را در خود داشت که از سیه‌روزی جامعه ایرانی و ضعف دولت مرکزی، به هوای کار و زندگی بهتر، راهی آن دیار شده بودند تا با کار در آن سامان، اندوخته‌ای برای خانواده خود بفرستند. البته در این زمان، تعداد زیادی از ایرانیان، به همراه خانواده خود در آن منطقه می‌زیسته و متحمل کدورت‌ها و دشواری‌های متعددی می‌شدند که از طریق عمال حکومتی به آنان روا داشته می‌شد. حکومت ایران در این زمان، به نیت رسیدگی به امورات ایرانیان آن‌جا و حل و فصل مشکلات پیش‌آمده ناشی از آشفتگی عمومی، هیئتی را بدانجا گسیل کرد که به «هیئت فوق‌العاده قفقازیه» معروف شد. ریاست این هیئت، بر عهده سید ضیاء الدین طباطبایی بود. هیئت فوق‌العاده قفقازیه، نخست مأموریت داشت که پیمان‌هایی با دولت محلی و تازه تأسیس حزب مساوات برقرار سازد که در باکو مستقر شده و بر منطقه مسلمان‌نشین قفقاز اِعمال قدرت می‌کرد. نام این جمهوری، با دسیسه عثمانی‌ها، به جمهوری آذربایجان نامگذاری شده بود که آشکارا، زیاده‌خواهی ارضی بر علیه ایران بود و دولت ایران و جنبش خیابانی در تبریز و سفیر ایران در استانبول، به آن واکنش نشان داده بودند.

هیئت فوق‌العاده قفقازیه، موضوع ترانزیت کالا و حل و فصل مسائل گمرکی، حمل محصولات پستی، قرارداد تلگرافی و قرارداد کنسولی بین طرفین و تقویت ناوگان دریایی ایران در دریای مازندران را در برنامه کاری خود داشت. اما خط کلی سیاست خارجی ایران، برقراری نوعی همگرایی در بین دو کشور بود؛ به‌نحوی که، دو دولت جمهوری آذربایجان و ایران، ضمن حفظ استقلال خود در قالب یک دولت جمهوری و یک کشور شاهنشاهی، به ایجاد یک کنفدراسیون بپردازند. در طی مذاکراتی که نصرت الدوله فیروز نماینده ایران و علیمردان‌بیگ توپچی‌باشی‌اف نماینده آذربایجان صورت می‌گیرد، توافقاتی حاصل می‌شود که بر اساس آن، طرح ایجاد یک کشور با دو نظام مستقل از هم ریخته می‌شود ؛ هر دو کشور ایران و آذربایجان، دارای دولت و پارلمان مستقل خواهند بود؛ ولی هر دو، دارای تشکیلات واحد حکومتی، نظیر وزارت خارجه خواهند بود. این توافقنامه، مهم‌ترین اقدام ایران برای اعاده حاکمیت ایران در قفقاز، از زمان انفصال از ایران بود.

در این زمان، حکومت بریتانیا در قفقاز نفوذ کرده و تلاش داشت دست روسیه، عثمانی و آلمان را آن کوتاه کند. موضوع توافقنامه ایران با دولت آذربایجان قفقاز، به آگاهی لرد کرزن، نماینده بریتانیا رسید. و کرزن ضمن یادآوری هم‌پیمانی ایران و بریتانیا، گفت که تصور نمی‌کند که منافع دولت متبوعه وی با دولت شاهنشاهی ایران در قفقاز اصطکاک داشته باشد. اما دولت بریتانیا که چشم به چاه‌های نفت قفقاز و موقعیت بسیار ممتاز ژئوپلتیکی آن شده بود، از هرگونه مانع‌تراشی برای تحقق توافق‌نامه خودداری نکرد. تا این‌که دوره دولت مستعجل دولت‌های قفقاز سر آمد و لشکر تازه‌بنیاد ارتش سرخ، منطقه را به بهانه جلوگیری از دست‌اندازی بورژوای جهانی و سرمایه‌داری اروپایی، اشغال کرد. همه گردانندگان جمهوری‌ها یا راه فرار در پیش گرفته یا در چنگال بلشویک‌ها گرفتار آمدند. حکومت سوسیالیستی شوروی در هر یک از این جمهوری‌ها مستقر و به وضعیت پیشین پایان داده شد.

طرح کنفدراسیون قفقاز اگر چه در وضعیت ضعف حکومت مرکزی ایران پی گرفته شده بود و با موانع بی‌شماری روبرو بود، فرصت لازم برای اجرا و رسمیت یافتن پیدا نکرد. در صورت تحقق آن، دو کشور می‌توانستند از طریق همگرایی مستمر، راه را برای ایجاد ارتش و اقتصاد یگانه هموار سازند. حالت یک کشور با دو نظام، در دنیای پرآشوب آن‌زمان، کمی عجیب و شگفت‌انگیز بود و می‌توانست یک الگوی قابل تسری به سایر قلمروهای تاریخی ایران، نظیر بحرین و غیره باشد. امروزه با وجود سیستم حکومتی مشابه آن در هنگ‌کنگ و چین، می‌توان باور داشت که چنین تجربه‌ای قابل اجرا بوده است. در صورت طرح مجدد موضوع کنفدراسیون منطقه‌ای، می‌توان راه به سوی آینده‌ای گشود که کشورهای جداشده از خاک ایران، در قالب یک اتحادیه سیاسی – اقتصادی (همانند اتحادیه اروپا) و در قالب یک کنفدراسیون گرد آمده و راه را برای بازگرداندن استقلال و اقتدار واقعی خود هموار سازند. چنین کنفدراسیونی می‌تواند ضمن تضمین قلمرو سیاسی هر کدام و جلوگیری از تحلیل آن در کل مجموعه یا در قالب یکی از اعضاء، راه را برای حل و فصل اختلاف تاریخی پیشین آماده کند. کنفدراسیون ایران آینده، تفاوت ماهوی با فدرالیسم مورد ادعای گروه‌های قومی داشته و برخلاف نیروی بالقوه مرکزگریز و جدایی‌خواهانه که در بطن آن وجود دارد، بر اتحاد سرزمین‌ها در یک مجموعه واحد سیاسی انگشت می‌گذارد. بستری که در آن، مردم‌سالاری، فرهنگ، اقتصاد و حقوق انسانی رو به توسعه گذارده و راه چپاول ثروت‌های ملی منطقه‌ای را بر روی بیگانگان ببندد.

* برای اطلاع بیشتر درباره هیئت فوق‌العاده قفقازیه و سرانجام آن، نگاه کنید به: آذری شهرضایی، رضا (۱۳۷۹). هیئت فوق‌العاده قفقازیه. چاپ نخست. تهران: وزارت امور خارجه، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی.

image_print

همچنین

نوعثمانی‎گری حزب عدالت و توسعه و روح ترکان جوان

داود دشتبانی – از ابتدای به قدرت رسیدن و سپس تثبیت جایگاه حزب عدالت و …