۲۹ آبان ۱۳۹۸
خانه / تیتر / زبان‌های محلی و تلاش بیگانه‌گرایان؛ زبان مادری مردم آذربایجان استانبولی نیست

زبان‌های محلی و تلاش بیگانه‌گرایان؛ زبان مادری مردم آذربایجان استانبولی نیست

در چند سال اخیر گروه‌های قومگرای افراطی به بهانه حمایت از زبان مادری تبلیغات گسترده ای را به راه می اندازند و مدعی دلسوزی برای زبان مادری مردم آذری هستند. این عده درسایت های داخلی و خارجی خود و همچنین شبکه های ماهواره ای خود این گونه تقلا می کنند تا نشان دهند اقلیتی به قومیت فارس بر اکثریت مردم ایران مسلط شده و با برنامه ریزی گسترده در تلاش شبانه روزی برای نابودی زبان مادری مردم ایران است.

این گروه با سوء استفاده از علاقه برخی از جوانان به زبان مادری این گونه القاء می کنند که در آذربایجان سخن گفتن، نوشتن و منتشر کردن کتاب و مجله و اجرای موسیقی ترکی آذری، ممنوع بوده و مردم در شرایط خفقان از حقوق اولیه انسانی خود محروم هستند.

این درحالی است که در دوره بعد از انقلاب اسلامی بیش از چند صد هزار عنوان کتاب با حداقل تیراژ دو هزار نسخه با موضوعات مختلف به زبان آذری منتشر شده است. در عرصه مطبوعاتی محلی هم در اغلب شهرهای آذربایجان نشریات و مجلات متعددی منتشر می شود که یا تمامی آن و یا حداقل صفحاتی از آنها به آذری منتشر می­شود. صدا وسیما هم در شبکه های استانی برنامه های متعدد روزانه­ای به زبان محلی مردم تهیه و پخش می­کند. ضمن اینکه در شبکه های سراسری رادیو وتلوزیون ایران ساعاتی به پخش موسیقی و برنامه های آذری اختصاص دارد.

در مقابل وقتی در محتوا و ماهیت تبلیغات این گروهها دقت می شود به خوبی روشن می‌گردد که این عده از حداقل علاقه به زبان و فرهنگ بومی مردم آذربایجان هم برخوردار نیستند و عمده فعالیت ایشان نه در جهت تبلیغ و ترویج زبان مادری مردم آذربایجان بلکه در تخریب زبان مادری مردم و تبلیغ زبان و الفبای دیگران قرار دارد.

نخسیتن و اصلی ترین موضوع در آموزش و تعلیم و تربیت زبانهای مادری الفبای آن زبان است، که در آذربایجان از یازده قرن قبل الفبای اسلامی است، با این حال می بینیم این گروهها رسانه های خود از الفبای بیگانه استفاده می کنند که برای مردم آذربایجان قابل استفاده نیست. وجالب آن است که اصرار به استفاده از آن هم دارند. این تمام ماجرا نیست شیوه گفتاری ترکی استانبولی در سخن این عده مورد استفاده است. به همین علت اغلب سخنان این عده برای آذربایجان قایل فهم نیست.

حال سوال اینجاست که زبان مادری مردم تبریز و اردبیل و زنجان آیا ترکی استانبولی است ؟

به خوبی می توان مدعیان زبان مادری را به دو قسمت علاقمندان واقعی به زبانهای مادری در ایران و مدعیان دروغین زبان مادری تقسیم کرد. دسته اول بدون آنکه به دنبال هیاهو و آشوب باشند با امکانات مقدور و فضای قانونی موجود به حفظ وحراست از فرهنگ بومی که زبان مادری بخشی از این فرهنگ است مشغول هستند. با جمع آوری امثال و حکم، ترانه های محلی، ثبت و ضبط گویشهای محلی، تحقیق و تصحیح در منابع کهن فرهنگی ومیراث ادبی و شعری مشغول هستند. در همین عرصه نهادهایی همانند سازمان میراث فرهنگی، ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی و حتی در برخی از موارد سازمان تبلیغات اسلامی هم به حمایت از این دسته از محققان و علاقمندان واقعی و دلسوز زبان مادری می پردازند گرچه این حمایت ها در همه موارد رضایت بخش نیست اما وجود دارد.

در مقابل کسانی هم هستند که در ظاهر مدافع و سینه چاک زبانهای مادری بوده و چنان سخن می گویند که گویی جمهوری اسلامی با برنامه ای از پیش طرح شده در صدد از بین بردن زبانهای مادری مردم نواحی مختلف است. این مدعیان دو آتشه که زبان مادری را به عنوان ابزار فریب استفاده می کنند خود هیج علاقه و پیوستگی به مام میهن و زبان مادری ندارند. مثلا در حوزه فعالین قوم گرای آذری این مدعیان در محافل رسمی و مکتوب خود از زبان و الفبای بیگانه ولاتین استفاده می کنند. به همین علت در رفتار و گفتار این مدعیان زبان مادری تناقضات آشکاری دیده می شود.

از جمله تناقضات این دسته مدعی زبان مادری اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران است. برعکس دسته اول که تابع قانون اساسی بوده وخواستار اجرایی شدن موارد اجرا نشده آن هستند این افراد علناً با اصول اولیه قانون اساسی همانند استقلال و تمامیت ارضی دشمنی عجیبی داشته و دارند. از قانون اساسی فقط این دو اصل و از این دو اصل هم نه تمامی آن بلکه، فقط بخش اندکی از آن را قبول دارند.

در رفتار و گفتار این مدعیان تناقض بسیاری دیده می شود که بازخوانی این تناقضات در این جمال امکان بررسی ندارد با این حال از جمله دیگر تناقض قابل ذکر ایشان آن است که بدون توجه به متن قانون از یک سو که تدریس ادبیات محلی در کنار زبان وادبیات ملی را آزاد اعلام کرده است، از طرف دیگر به فعالیت های شبانه روزی شبکه های محلی صدا وسیما، مطبوعات محلی و سراسری، چاپ و انتشار گسترده متون ادبی، تاریخی، و…. به زبان های محلی همانند آذری، عربی، ترکمنی و…

ایران کشوری دیرپا و دیرسال است که پیدایش آن دیرینه و فرهنگ و هویت آن دیرسال است،در پهنه جغرافیایی ایران که دستخوش افزایش و کاهش و یورش بوده فرهنگی پدیدارگشته است که در امتزاج و الفت مردم ساکن این پهنه شکل گرفته. مردمی که در نواحی مختلف ایران زیسته اند،آذری،کرد،بلوچ، ترکمن، عرب،خوز،گیلک،لر، همه و همه ضمن آنکه فرهنگ و گویش مشخصات محلی داشته اند در کنار هم فرهنگ و هویت ایرانی را شکل داده اند از این روست که در این پهنه سه زبان رایج بوده است،نخست عربی که زبان اسلام و دین مبین آن است،دیگری فارسی که زبان مشترک و همگانی علمی و ادبی مردم سراسر ایران و سوم زبانها و گویشهای محلی که مردم نواحی مختلف به آن متکلم و گویشورند.

در ایران تا دوره ظهور پان ترکیسم درعثمانی که توسط صهیونیست ها پایه گذاری شد تضاد و اختلافی بین زبان ملی و زبانهای و گویش های محلی وجود نداشت و گزارشی از آن نداریم،لیکن از وقتی پدیده شوم صهیونیستی پان ترکیسم هجوم خود به ایران را آغاز کرد،زمزمه های تفرقه از حنجره منادیان ترک پرستی بلند شد،درجنگ جهانی اول که تبریز به اشغال قوای اشغالگر عثمانی درآمد منادیان پان ترکیسم در تبریز فرصت یافتند به طرح عقاید خود بپردازند؛ جالب آنکه شیخ محمد خیابانی و حزب دموکرات به مقابله با این عقاید موهوم نژادپرستانه و ضد انسانی بر آمدند. بادامچی از نزدیکان شیخ محمد در این باره اطلاعات ذیقیمتی داده است :

«در اواخر شعبان ۱۳۳۷ قشون عثمانی به بهانه تنبیه آثوریها و استخلاص ارومی و سلماس به آذربایجان وارد و پس از اشغال نقاط غربی و شمال غربی آذربایجان به مرکز آن که شهر تبریز است دو هزار نفر قشون سوق داد. با آنکه آن سال سالِ قحط و مجاعه سرتاسر ایران را فرا گرفته زیاده از ده هزار نفوس ایرانی از گرسنگی ترک جان میگفتند و قیمت گندم بهاء جان بود این میهمانان عزیز دست قدرت خودشان را به تمام انبارهای غله دهات آذربایجان گشاده بدون حق و حساب می بردند. بالاخره حکومت وقت و امناء مالیه به اشعار خیابانی مرحوم و مبرزین فرقه پس از مذاکرات طولانی حاضر شدند که یک مقدار هنگفتی غله به قشون عثمانی مجاناً بدهند تا خودشان مداخله نکنند. با وجود این قرارداد باز اعتناء نکرده هم حواله مالیه را گرفته و هم خودشان هرجا انباری سراغ کردند،خلاصه پس از ورود عثمانیها به تبریز جمعیتی به نام اتحاد اسلام تشکیل داده و یوسف ضیاء بیک را که اصلاً قفقازی و از معلمین بادکوبه بود صدر جمعیت مذکور مذکور معین و کم کم بنای مداخله در امورات کشوری و لشگری ایران گذاشته و زمزمه ترک،فارس،ایران، توران کرده می خواستند آذربایجان را که جزء لاینفک ایران و اکلیل تاج با عظمت کیان است به قفقاز ملحق و جزو ممالک شاهانه عثمانی بکنند!! تنها قوه ای که در مقابل این مالیخولیای چندین صد ساله خود دیدند که بنای مخالفت با این فکر سخیف گذاشته فرقه مقدس دموکرات را که با وطن پرستی و ایرانیت مباهی و مفتخر و در مواقع سخت امتحان ایرانیت خود را داده اند مشاهده کرده و دیدند که با وجود فرقه دموکرات نمی توانند این لقمه چرب از حلقوم به پائین ببرند و هرگونه عملیات استقلال شکنانه آنها را فرقه دموکرات خنثی می کند. در این صدد شد که ضربه سخت و مهلکی به فرقه دموکرات زده و تار و و پودش را از هم بگسلانند. خائنین داخلی و و بی شرفترین مردم که از جمله آنها بود مکرم الملک پسر حاجی عدل الملک که حالا لقب قائم مقامی دارد، مؤید خیالات آنها شده و در این باب سندی که به عثمانیها نوشته فعلاً اصل و فوتوگراف همان سند در دست است. در هشتم ذی القعده۱۳۳۶خیابانی مرحوم و آقا میرزا اسمعیل نوبری و نگارنده را عثمانیها دستگیر و به ارومی برده دو ماه تمام حبس کردند (نمی خواهم جزئیات آن حبس و مظالمی که برادران اسلامی به حبسی‌ها وارد نمودند بیان نمایم) پس از دو ماه که عثمانیها مجبور شدند ارومی را تخلیه و قشون خود را به موصل سوق دهند. حبسی ها را تحت الحفظ به شرفخانه و صوفیان به عزم تبریز فرستادند، بعد از سه روز با اجازه و امر ثانوی شوقی پاشا مستخلص و مراجعت به تبریز کردند. فراموش نمی کنم شهامت و متانت فقید شهید خیابانی مرحوم را که روز اول دستگیری تصمیم کرد ابداً ولو یک حرف هم باشد به صاحب منصبان عثمانی نگفته و اعتنا ننماید و حتی با رفقا قرار داده بود که در موقع استنطاق ابداً به سؤالاتشان جواب نداده و تنها بگویند شما حق ندارید ما را استنطاق کنید و در این رأی راسخ بوده اعتنائی به تهدیدات عثمانی نکرده ابداً جوابی به آنها ندادند. در موقع صحبت و مذاکره آقای نوبری ناطق ما بود.» (شرح حال و اقدامت شیخ محمد خیابانی، برلن، ایرانشهر، ۱۳۰۴ صص ۲۸-۳۱)

طی سالهای اخیر با راه اندازی شبکه های استانی برنامه های متنوع(رادیویی و تلویزیونی) با زبان های محلی تهیه و پخش می نمایند. از سوی دیگر در عرصه کتاب هم شاهد رشد و شکوفایی بالنده ای هستیم، به عنوان مثال طی سالهای بعد از انقلاب بیش از سی هزار جلد کتاب که اکثر آنها به ترکی آذری بوده در مورد تاریخ،فرهنگ و ادب آذربایجان منتشر کردیده است. این در حالی است که مقدمات تدریس زبان های محلی در دانشگاهها فراهم شده و در قالب درس اختیاری ارایه می گردد.

تا وقتی این اقدامات توسط نظام اعمال نشده بود تبلیغات آنها با محور تدریس زبان مادری طرح می شد وقتی با تدریس ترکی در دانشگاها خلع سلاح شدند با زیرکی شعار خود را از تدریس زبان مادری به تدریس به زبان مادری تغیر داده ماهیت واقعی خود را نشان دادند که زبان مادری یا تدریس زبان مادری چیزی جز خدعه و حیله نیست.

در چنین وضعیتی به نظر می رسد بنگاههای وابسته زبان مادری را بهانه ای برای دستیابی به مقاصد دیگر خود نموده اند تا با فریب و سوءاستفاده از آن منافع خود را تأمین کنند. وتاریخ ایران نشان نمی دهد روباه پیر ومکار قدمی در به نفع ملت ایران برداشته باشد.

image_print

همچنین

اجرای طرح آموزش زبان ترکی‌ – آذری در برخی مدارس آذربایجان شرقی از مهرماه

آموزش و پرورش آذربایجان شرقی قصد دارد طرح آموزش زبان ترکی_آذری را در برخی مدارس …