۲۷ آبان ۱۳۹۸
خانه / تاریخ / نگاهی به کتاب یادمان‌های ترکی باستان

نگاهی به کتاب یادمان‌های ترکی باستان

علیرضا غفاری حافظ

کتیبه‌های ترکی کشف شده در مغولستان، دربردارنده اطلاعات بسیار مفیدی درباره چگونگی تشکیل یک نظام حکومتی اولیه بین قبایل و اقوام ترک‌تبار آن ناحیه می‌باشد. کتیبه‌ها شرح جنگ و ستیز و کوشش فرمانروا و بزرگان قبیله گوگ‌ترک در قرن هشتم میلادی برای چیرگی بر دیگر اقوام می‌باشد. در این که این کتیبه‌ها اهمیت تاریخی بسیاری دارند، هیچ تردیدی نیست و آگاهی از محتویات آن‌ها برای یک ایرانی از آن نظر مهم است که تاریخ ترکان در چند سده پس از نگارش این کتیبه‌ها، با تاریخ ایران پیوند می‌یابد. متأسفانه تنها ترجمه فارسی کامل موجود از این کتیبه‌ها به میزان زیادی به ادبیات منحط غیرعلمی آلوده است و مطالعه آن باید با احتیاط کامل و یا با برابرسنجی آنها با متون ترکی استانبولی معتبر یا انگلیسی صورت پذیرد.

ترجمه فارسی کتیبه‌ها که توسط آقای حسین محمدزاده صدیق موسوم به دوزگون انجام گرفته که گرایشات قوم‌گرایانه دارد و زبان و ادبیاتش در این کتاب نیز بسیار ابتدایی، غیر علمی و متناقض است. کتاب با یک بخش طولانی از مطالب غیرمرتبط آغاز می‌شود. نویسنده در مقدمه کتاب مدیحه‌ای درباره خود دارد که چگونه زبان‌های ترکی اورخونی اویغوری را نزد استاد محرم ارگین دیرین‌نگار و باستان‌شناس ترک آموخته و پیش از آن نیز بر زبان‌های اوستایی، میخی معروف به پارسی باستان و پهلوی پرداخته و حتی ترجمه منظومی از تمام اوستا انجام داده است. خواننده در همین آغاز مطلب تعجب می‌کند که آقای صدیق چگونه فرق دیرین‌شناس (یا دیرین‌نگار) را با باستان‌شناس متوجه نمی‌شود و باز هم در صفحه ۱۰۱ می‌گوید که: «دیرین‌شناسان آغاز به تلاش برای قرائت متون یادمان‌ها کردند». موضوع دیرین‌شناسی به شناخت پدیده‌های بسیار کهن زمین‌شناسی و موجودات آغازین بازمی‌گردد و کلام وی یک ناآگاهی بزرگ قلمداد می‌شود و با اطلاق دیرین‌شناسی بر حوادث قرن هشتم میلادی، از یک ضعف علمی آشکار خود پرده بر می‌دارد. به قول شاعر، سخن بلند شود چون بلند نیست سخن!

آقای دوزگون از زبانی به نام میخی سخن می‌گوید و سپس آن را [معروف به پارسی باستان] معرفی می‌کند. ممکن است گمان برود که ایشان در بیان کلمه دچار سهو جزئی شده‌اند؛ اما با دیدن جدولی هم‌سنجی سیستم‌های نگارشی (ص ۵۶) که در آن‌جا نیز خط میخی را در ارتباط با فارسی باستان آورده است، خواننده متوجه می‌شود که وی درک کاملاً نادرستی از خط میخی داشته و نمی‌داند که زبانی به نام میخی وجود نداشته و حتی الفبایی به نام میخی هم وجود ندارد و بلکه مجموعه‌ای از الفباهای کاملاً متفاوت را که وسیله نگارش آن‌ها و شکل ایجادشده از این وسیله‌ها تا حدی مشترک بوده، در بین عموم به نام الفبای میخی خوانده شده و وانگهی آقای دوزگون ادعای آشنایی به این زبان را دارد.

در رابطه با ترجمه منظوم اوستا هم که می‌فرمایند، اگر وی به خوانش و ترجمه و نظم لطیف و شهریارانه خود اعتماد دارد، چه بهتر می‌شد که این ترجمه را ارائه می‌کرده تا دیگران به دانش او پی برده و زمینه‌ای برای مفاهمه فرهنگی بیشتر ایجاد می‌شد. اما زمانی که می‌نویسد طراح خط اوستایی (در قرون پنجم یا حداکثر ششم) خط خود را از سیستم اویغوری و اورخون (در قرون هشتم به بعد) تقلید کرده (ص۱۰۱)، خواننده متعجب می‌شود که این طی زمان چگونه انجام شده و سرقت ادبی به این طراری و عیاری صورت گرفته است؛ غافل از آنکه هم همه این خطوط از منشاء آرامی برخوردار بوده و ترکان خط خود را به واسطه ایرانیان سغدی آموخته‌اند.

آقای دوزگون بخش اصلی کتاب را که حرف‌نوشت، آوانوشت و ترجمه متون کتیبه‌ها را ارائه می‌کند، از کتب چاپ ترکیه افست کرده و حتی کمترین زحمت حروف‌چینی مجدد را به خود نداده است. البته چنین سرقت‌های ادبی تا جایی که مربوط به ادبیات پان‌ترکی باشد، از سوی نویسندگان و سیستم اداری – قضایی ترکیه و آران با گشاده‌نظری و سخاوتی بی‌مثال تحمل می‌شود. متن فعلی که از ترجمه‌ای چاپ ترکیه و یا باکو برداشته شده، سرقت ادبی‌ای دست سوم از کتاب رادلوف است و عین صفحات را می‌توان با آن انطباق داد (Radlof W. (1895). die Alttürkisciien Inschrifen der Mongolei. St. Petersburg). برگردان فارسی متن و دیگر بخش‌های کتاب با کدگذاری موسوم به خوشه‌ای انجام شده که در نگارش پایان‌نامه‌های دانشجویی رایج است. این نوع از کدگذاری برای دانشجویان و دانش‌آموزان از این رو توصیه می‌شود که به بافتار و چینش محتوایی متن تسلط پیدا کنند.

موضوع کتاب آقای دوزگون به نخستین متون نوشتاری ترکی باستان بازمی‌گردد و وی جایی که از کشف آن‌ها سخن می‌گوید، هیجان خود را به کل دنیا تعمیم می‌دهد و آن را یکی از موفقیت‌های باستان‌شناسی جهان بشریت می‌داند (ص ۱۰۰)؛ ولی دوباره در محاسبه تاریخ دچار اشتباه شده و می‌گوید نخستین ترکان جهان سومریان بودند و ایرانیان از ترس خود هزاران کتیبه ترکی باستان را در زیرزمین موزه ایران باستان محبوس کرده‌اند تا تاریخ پر هیبت ترکان آشکار نشود که از جمله این جنایت بزرگ، می‌توان به مخفی کردن سه قمقمه سفالی ارزشمند اشاره کرد (ص ۲۲) و باز در همین کتاب کم حجم، سومریان را نیز گوی‌ترک می‌داند (ص ۴۸) و از یاد می‌برد که در تقسیم‌بندی‌های ارائه شده‌اش از این قوم نامی در میان نبرده است (۳۴) و با این که موضوع کتاب به قبایل گوگ‌ترک مغولستان می‌پردازد، بدون هیچ مأخذی می‌گوید: شیوه باستانی زبان ترکی ایرانی، «ترکی گوی تورک» نام گرفته است!

بازی با کلمات برای پرمحتوا نشان دادن نوشته خود، روش غالب آقای دوزگون است و ردپای آن را در دیگر کتاب‌های وی نیز می‌توان جستجو کرد. اصطلاحاتی مثل ترکی سومری، گوگ‌ترکی سومری، ترکی ایرانی، شیوه‌های زبان مقدس ترکی (ص ۶۰)، جزو کلمات محبوب وی هستند و فارغ از آن که کتاب هر موضوعی داشته باشد، بخش از مطلب با این کلمات انباشته می‌شود؛ بی‌آنکه آقای دوزگون به معنا و همخوانی آن‌ها با یکدیگر توجه داشته باشد. دوزگون گاهی برای منحرف ساختن ذهن خواننده از منظور و مضمون سخن، به واژه‌سازی نیز روی می‌آورد. اصطلاحات و عباراتی مثل ترکی آذریه (ص ۴۷)،  نیاکان دوران‌ساز و تاریخ‌پرداز فرهنگینه (ص ۲۲) از برساخته غلط وی است و به ندرت ممکن است در یک منبع و متن اصیل پیدا شود.

سخن آقای دوزگون هرگز سمت و سوی مشخص و معینی ندارد. برای وی و همگنان وی، هدف وسیله را توجیه می‌کند و در راه رسیدن به این هدف، ممکن است گرانقدرترین داشته‌های خود را نیز قربانی کنند. سخنی از یک شاعر انگلیسی زبان هست که مصداق آن آقای دوزگون و امثای وی است: “دانش اندک چیز خطرناکی است، در چشمه یا لب بر آب نزنید یا سیراب بنوشید.” صدیق برای اینکه کم دانشی و غلط نویسی‌های خود را پنهان کند تلاش می‌کند با چینش چند صغری و کبری به خواننده بگوید که ندانستن ترکی توسط استادان ادبیات فارسی موجب سرافکندگی نظام دانشگاهی شده است: “به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که اغلب استادان ادبیات فارسی هم روزگار من در دانشگاه‌های ایران، به لحاظ آن که بهره‌ای از ادب ترکی ندارند، بی‌سوادترین افراد در زمینه تخصص خود هستند و جهالت آنان در گستره ادب ترکی موجب «احساس کهتری» و این نیز منجر به شوونیسم و پان‌ایرانیسم و بی‌اعتنایی به مدنیت ترکی می‌شود و این خود برای جامعه دانشگاهی نوین اسلامی ما مایه سرافکندگی است (ص۲۳). این در حالی است که بررسی کوتاه بالا نشان داد که خود ایشان در کتاب‌سازی‌های متعدد خود چگونه مرتکب غلط‌های فاحش می‌شود و غیرعلمی‌ترین ادعاها را به اسم مدنیت ترکی به خورد مخاطبان خود می‌دهد.

image_print

همچنین

نوعثمانی‎گری حزب عدالت و توسعه و روح ترکان جوان

داود دشتبانی – از ابتدای به قدرت رسیدن و سپس تثبیت جایگاه حزب عدالت و …