۲۹ آبان ۱۳۹۸
خانه / تیتر / استاد شیدا شاعر ملی و میهن دوست

استاد شیدا شاعر ملی و میهن دوست

چند سال پیش استاد یحیی شیدا شاعر، ادیب، روزنامه‌نگار و نویسنده ملی و وطن‌دوست تبریزی و یار دیرین استاد شهریار، بر اثر کهولت سن در منزل شخصی خودش در  تبریز درگذشت. استاد شیدا در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، پدرش مرحوم حسن یوزباشی چرندابی از مجاهدان مشروطه و از محله چرنداب تبریز بود. استاد شیدا، مدتی در مدرسه طالبیه تبریز رشته علوم دینی را تحصیل کرد و به زبان‌های آلمانی، عربی، ترکی و فارسی آشنایی کامل داشت.

از آثار و تالیفات وی می‌توان فرآورده‌ها، در زوایای تاریخ نثر، تلواسه‌ها، قصاید، غزلیات، پسرخان (رمان)، دریای متلاطم، جنایات زن یا شاهکارهای طبیعت (در زوایای ادبیات)، ادبیات اوجاغی در سه جلد، اودلار وطنی، اودلی سوزلر، اون جزوه و میرزا علی معجزین یاپیلمامیش شعر لری اشاره کرد. آن چه در پی می آید خلاصه‌ای از گفتگوی روزنامه امین با استاد شیدا است که توسط حسن سامع نصایح پیش از نوروز سال ۹۰ انجام شده است.

********

لطفا از آغازین روزهای شروع روزنامه نگاری خود برای ما صحبت کنید.

من از سال ۱۳۲۷ روزنامه نگاری را شروع کردم. روزنامه های مختلف کار کرده ام و همیشه نیز به عنوان سردبیر در آن روزنامه ها مشغول بوده ام. مقالاتی که نوشته ام یا تاریخی بوده است، یا اجتماعی. از سال ۱۳۱۹ نیز سرودن شعر را آغاز کرده ام. در این سال های طولانی انجمن های ادبی فراوانی را به عنوان دبیر و سرپرست اداره کرده ام. یک زمانی نیز در اداره رادیو تبریز به عنوان نویسنده مشغول کار شدم و هر روز برای برنامه ”آخشام گوروشی“ مطلب می نوشتم. کتاب هایی که تا کنون از من منتشر شده است، نزدیک به ۱۷ جلد است و در این کتاب ها  سعی کرده ام به زبان مادری ام اعتنا و توجه بیشتری کنم.

می توانید نام روزنامه هایی را که در آن کار کرده اید، ذکر کنید.

آذرمرد، چکاو، اخبار روز، مهد آزادی، در این روزنامه ها به صورت مستقل کار کرده ام و برای روزنامه ها در سطح ملی نیز مقالاتی می نوشتم. به هیچ کدام از مکتب های سیاسی گرایش نداشته ام مگر جبهه ملی و در این زمینه و به خاطر طرفداری از مصدق زندانی شده و فشارها کشیده ام. چند بار هم فراری شده و پنهانی زندگی کرده ام.

درباره زندانی شدن خود توضیحاتی دهید.

یک بار در سال ۱۳۲۶ و بار دیگر در ۱۳۳۳به اتهام طرفداری از مصدق و ضد شاه بودن دستگیرشدم. درآن زمان زندان فعلی تبریز وجودنداشت و زندان در اداره‌صائب جنب گذرنامه فعلی بود. به ما می‌گفتند“آدم‌های مصدق“ هستید. حالا هم حاضر هستم به خاطر مصدق زندانی شوم.

چه مدت در زندان بودید؟

آن موقع حکومت نظامی بود و فرمانداری نظامی در شهرها حکومت می‌کرد که طبق ماده‌پنج‌ قانون مصوب خودشان می‌توانستند یک نفر را بدون دلیل و محاکمه بگیرند و زندانی کنند و چند ماه هم بدون دلیل در زندان نگه دارند. ما هم به این سرنوشت دچار شده بودیم. آن موقع ساواک نبود و از شکنجه چندان خبری نبود. به جای ساواک رکن۲ ارتش انجام وظیفه می‌کرد.

به نظر شما عامل شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت چه بود؟

مصدق یک فرد ملی بود و ملی زیست. الان نیز خوشبختانه در صدا و سیما به دیده احترام به او می‌نگرند. او به انگلیسی ها تعظیم نکرد، اگر به آنان باج  می‌داد، همه چیز را در اختیار او می گذاشتند. او واقعا یک ملی گرا بود. حتی وقتی به دیوان لاهه هم رفت، اجازه نداد از پول بیت المال برای دادگاه هزینه کنند. پول دادگاه را خودش پرداخت کرد. هیچ خیانتی نکرد. هیچ کس نمی‌تواند یک خیانت از او ثابت کند. در هر قرنی کمتر چنین شخصیت و شخصیت هایی پیدا می شود. این افراد نادر هستند. همانند امیر کبیر، قائم مقام، مصدق و امام خمینی. به قول خیام: ” به هر الفی الف قدی برآید.“یعنی در هر هزارسال یک الف قامت به میدان می‌آید.اینها توانستند به رژیم تکانی بدهند و مسیر را عوض کنند به همین‌خاطر قابل احترام هستند.

در زمان رژیم پهلوی فضای روزنامه نگاری چگونه بود؟

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فضا بسته شد. قبل از آن فضای سیاسی ملایم بود روزنامه ها نیز نسبتا از آزادی برخوردار بودند؛ وقتی هم ساواک تشکیل شد، به جای فضای آزاد شکنجه و زندان جایگزین شد.

بهترین روزنامه رژیم گذشته در آذربایجان کدام روزنامه بود؟

”آذر مرد“ بهترین روزنامه بود. مصدق، محمداشرف گنجه‌ای مدیر این روزنامه را با عبارت ”فرزند‌عزیزم“ خطاب می‌کرد. او از جمله مبارزان سرشناس بود. محمد مسعود مدیر مسوول روزنامه ”مرد امروز“ هم از نویسندگان این روزنامه بود که با امضای مستعار ”برلیان“ در آن مقاله می‌نوشت. اشرف گنجه‌ای سخنران خوبی هم بود. قلم بسیار توانایی داشت و روزنامه اش خیلی معتبر بود. ”آذرمرد“ هر روز در چهار صفحه منتشر می شد.

به غیر از ”آذر مرد“ چه روزنامه‌هایی در تبریز منتشر می‌شدند؟

چکاو، اخبار روز و اختر شمال روزنامه هایی بودند که طرفدار جبهه ملی بودند و روزنامه نگاران هوادار دکتر مصدق در این روزنامه ها علیه شاه مطلب می‌نوشتند. من هم همیشه در این روزنامه ها مقاله می‌نوشتم.روزنامه آذرآبادگان به مدیریت محمد دیهیم و پیام‌آذربایجان به مدیریت محمد علی علامی طرفدار حکومت بودند. دیهیم رئیس جمعیت فداکاران آذربایجان بود. خواننده آذرمرد بیشتر از همه‌ روزنامه‌ها بود، ده سال مداوم منتشر شد.

تیراژ روزنامه آذرمرد چقدر بود؟

خیلی کم بود. پنج هزار نسخه در روز منتشر می شد. بقیه روزنامه ها تیراژشان ۲۰۰ الی ۳۰۰ نسخه بودند.

پس از این که آذرمرد تعطیل شد، چه کار کردید؟

پس از کودتا شاه دستور داد که در هر استان فقط یک روزنامه منتشر شود. تمام روزنامه ها در تبریز تعطیل و کارکنان آنجا بازخرید شدند. فقط روزنامه آذرآبادگان که طرفدار شاه بود، منتشر می شد. من هم به رادیو تبریز رفتم و در آن جا مقالات ادبی می نوشتم.

شما سبک کار کدام یک از روزنامه‌نگاران گذشته را می‌پسندید؟

علی دشتی، دهخدا، اعتصام الملک (پدر پروین اعتصامی)، خلیلی(مدیر روزنامه اقدام) چون همه آن ها خیلی باسواد بودند. مخصوصا خلیلی که شاهنامه فردوسی را کلاً به عربی به نظم درآورده بود و من چون عربی ام خیلی خوب بود از این شخص خیلی خوشم می آمد.

در حال حاضر مشغول نگارش کدام کتاب هستید؟

تا سال گذشته ۱۷ جلد کتاب منتشر کرده بودم که آخرین آنها“ادبیات اوجاغی“ در سه جلد به چاپ رسید. تا یک ماه دیگر سه جلد جدید که تحقیق دراحوال ”ملا جواد مذنب“ است، منتشر خواهد شد. همچنین گزیده‌ای از اشعار دیوان ترکی‌ام هم تا یک ماه آینده به بازار خواهد آمد.

یادتان هست تا به حال چند هزار بیت سروده اید؟

شیدا: تقریباً ۱۵ هزار بیت فارسی و ۲۰ هزار بیت ترکی.

به کدام شاعر علاقه بیشتری دارید؟

همه شاعران بزرگ ایران را دوست دارم. ولی بیشتر اشعار سعدی ورد زبانم است. اخلاقیات سعدی چیز دیگری است.

درباره نوروز چه نظری دارید؟

عید نوروز یکی از آن سنت های قدیمی است که به یکصد، دویست سال اخیر مربوط نیست، بلکه سابقه آن به یک هزار دو هزار سال پیش باز می گردد. نوروز به دلیل آن که هر چیزی در آن تازه می شود، خیلی زیباست. خاک، آدم، خانه، درخت تازه می شود. فصل رویش است. در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی این مراسم برگزار می شود منتهی با تفاوت هایی. نوروز و آداب و رسوم آن از جمله چهارشنبه سوری جزو بقایای ملی ما است.

گفتگویمان را با خاطرات شما از استاد شهریار به پایان برسانیم.

متاسفانه در حال حاضر هر کس صحبت می‌کند ادعا می‌کند با استاد شهریار زیسته است بنابراین من خودم خجالت می کشم در این زمینه حرفی بزنم.اما من واقعا این آقایان را یک بار در کنار شهریار ندیده‌ام. من نمی‌گویم همیشه با شهریار بوده ام اما خیلی با هم دوست بوده‌ایم رفت‌وآمد زیادی داشتیم.اولین اشعار ترکی اش را من چاپ کردم. آدم خوبی بود واقعا شاعر بود. از شاعران بسیار خوب بود.علاوه بر همه ی اینها او یک مسلمان و مومن واقعی هم بود.

image_print

همچنین

در نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» مطرح شد؛

نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ با …