۲۷ آبان ۱۳۹۸
خانه / بین الملل / سفر جان‌بولتون به قفقاز و ادامه تحریکات قومیتی ضدایرانی

سفر جان‌بولتون به قفقاز و ادامه تحریکات قومیتی ضدایرانی

برهان حشمتی

در حالی که جان‌بولتون، افراطی‌ترین چهره حکومت آمریکا در دشمنی با ایران، اعلام کرده است که در روز بیستم اکتبر به روسیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان سفر و درباره دشمنی‌های دولت ترامپ با ایران با همتایان خود در این کشورها گفت‌وگو خواهد کرد، دستگاه‌های متولی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مانند سایر تحولات منطقه قفقاز، درباره سفر آتی جان‌بولتون به مسکو و قفقاز جنوبی نیز بسیار «خونسرد» و در واقع «غافل» به‌نظر می‌رسند. دست‌ِکم این غفلت را می‌توان در رفتارهای روزهای اخیر دستگاه‌های متولی امور قفقاز جنوبی آشکارا مشاهده کرد. جمهوری اسلامی ایران همواره به‌دنبال صلح، ثبات و توازن سیاسی، همکاری و همدلی در قفقاز جنوبی و همکاری بوده است. اکنون جان‌بولتون قصد دارد برای ضربه‌زدن به این سیاست اصولی ایران به کشورهای همسایه ایران در قفقاز جنوبی سفر کند. این عنصر افراطی و خطرناک حکومت آمریکا پیش از سفر به کشورهای قفقاز، هدف خود از این سفر، یعنی تلاش برای متقاعدکردن دولت‌های منطقه قفقاز برای همراهی با سیاست‌های ضدایرانی واشنگتن را به‌صراحت بیان کرده است. در این‌میان، مقالاتی نیز در رسانه‌های باکو، ایروان و تفلیس در خصوص اهداف سفر جان‌بولتون به قفقاز منتشر شده که باوجود تفاوت نگرش‌های این رسانه‌ها و بعضا وجود خصومت میان آن‌ها و به‌خصوص میان رسانه‌های باکو و ایروان، همگی تقریبا هم‌نظرند که هدف اصلی جان‌بولتون در سفر به قفقاز، ایجاد ائتلافی نانوشته میان آمریکا و کشورهای قفقاز ضدایران است. باتوجه به جنس تعامل آمریکا با کشورهای کوچک قفقاز و به‌خصوص با جمهوری آذربایجان و ارمنستان که همسایه بلافصل جمهوری اسلامی ایران هستند، بی‌تفاوت باقی‌ماندن دستگاه دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی ایران درباره سفر افرادی نظیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به باکو در دسامبر۲۰۱۶، سفر آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو در سپتامبر۲۰۱۸ و سفر قریب‌الوقوع جان‌بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ به باکو، ایروان و تلفیس تنهایکی از نشانه‌های انفعال زیان‌بار دستگاه دیپلماسی ایران در قفقاز است. به‌خصوص که در دو مورد اخیر یعنی سفر سپتامبر لیبرمن به باکو و سفر آتی بولتون به باکو و ایروان، علاوه بر انفعال و بی‌عمل‌بودن دستگاه سیاست خارجی، شاهد اشتباهات رفتاری سایر دستگاه متولی امور قفقاز نیز هستیم. از جمله می‌توان به برگزاری نشست‌هایی در تبریز، اردبیل و زنجان تحت عنوان «مقابله با اشغال و تروریسم» در روزهای اخیر اشاره کرد که با حمایت و دست‌اندرکاری علنی ریاست‌جمهوری آذربایجان برگزار شده و مهم‌ترین معضل امنیتی منطقه قفقاز یعنی «مناقشه قره‌باغ» به شکل یک‌جانبه در حمایت از مواضع حاکمیت جمهوری آذربایجان در این همایش‌ها مطرح شده و حتی پا از این هم فراتر گذاشته شده و به نوعی رفتار شده است که گویی ایران یک طرف مناقشه قره‌باغ است.

در این حرکت عجیب، حتی به گونه‌ای رفتار شده است که گویی مناقشه قره‌باغ، مساله و مشکل قومیتی آذری‌های ایران است! گرچه ممکن است برگزاری چنین همایش‌هایی به استناد اینکه برگزارکنندگان و متولیان آن دانشگاهیان هستند، توجیه شود اما باید توجه داشت که چنین عدم توازنی در رفتارهای ایران در قبال مسائل منطقه پیچیده قفقاز، هیچ‌گاه سابقه نداشته است. ایران حتی در بدترین شرایط خود در سال‌های پس از جدایی قفقاز از پیکره وطن تا این حد غیرمتوازن و ناپخته در قبال قفقاز رفتار نکرده بود. مردمان قفقاز اعم از آذری‌زبان‌ها، ارامنه، گرجیان، تالش‌ها، تات‌ها، لزگی‌ها، کردها و آوارها همواره به ایران به‌عنوان مرکز تمدنی و سرچشمه تاریخی و فرهنگی خود نگاه کرده‌اند و ایران را مانند پدری که به تمامی فرزندانش و نوادگانش عطوفت و مهربانی دارد، دیده‌اند. اگر به داغستان در قفقاز شمالی سری بزنید و بر فراز قلعه تاریخی دربند که ساسانیان بنا کرده و برای تمامی آیندگان تا عصر حاضر به یادگار گذاشته‌اند و تا دنیا دنیاست این اثر تاریخی ایران زمین در آنجا حفظ خواهد شد، بایستید شاهد این خواهید بود که هنوز هم از مناره‌های مساجد «دربند» در داغستان صدای اذان و تکبیر موذن‌های ایرانی به آسمان بلند می‌شوند. در جمهوری آذربایجان و در منطقه تاریخی «ایچری شهر» باکو و در مساجد شهر گنجه و قبا و لنکران و آستارا جنسی از توقعات و انتظارات از ایران را شاهدیم که همان جنس از توقعات و انتظارات از ایران را در ایروان، تفلیس و مارنئولی مشاهده می‌کنیم. حتی جنس توقعات و انتظارات ارامنه‌ای که در منطقه مورد مناقشه قره‌باغ کوهستانی باقی مانده‌اند و در حدود سه‌دهه‌ای که مناقشه باکو و ایروان بر سر این منطقه ادامه دارد، خانه‌های خود را ترک نکرده‌اند، با جنس توقعات و انتظارات خانواده‌های آذری که از این منطقه آواره شده‌اند و در بیقوله‌های باکو و حومه اش زندگی می‌کنند، یکسان است و همگی از ایران و تمدن ایرانی این را خواستارند که رفتاری شایسته جایگاه تاریخی و پدرانه خود در قبال آنان داشته باشد و هیچ‌گاه گامی در خروج از توازن و تعادل برندارد؛ کما اینکه جمهوری اسلامی ایران نیز در تمامی دوره‌های گذشته، خارج از تعادل و انصاف در مسائل قفقاز گامی برنداشته است و سال‌های طولانی عدم حضور ایران در معادلات امنیتی منطقه قفقاز و بیرون بودنش از فرآیند صلح قره‌باغ نیز موجب اشتباه و عدم تعادل ایران نشده بود. ضرورت حفظ سیاست متعادل و متوازن ایران در قبال قفقاز در شرایط کنونی که اوضاع این منطقه حساس‌تر شده و توطئه‌ها و دندان تیزکردن‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی برای برهم زدن اوضاع این منطقه ضدایران نیز صدچندان شده است، بیش از پیش احساس می‌شود؛ به‌خصوص که طی سال‌های گذشته، آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌طور موذیانه از حکومت باکو و اراضی جمهوری آذربایجان در پیشبرد سیاست‌های ضدایرانی خود بهره گرفته‌اند و جمهوری آذربایجان با خرید دست‌ِکم ۶میلیارد دلار سلاح از رژیم صهیونیستی و تاسیس پایگاه‌های تولید پهپادها و تاسیسات را داری صنایع تسلیحاتی اسراییل در جمهوری آذربایجان و نیز استقرار سیستم‌های موشکی اسراییلی در مناطق مختلف این جمهوری به پایگاه منطقه‌ای اعلام نشده رژیم صهیونیستی در منطقه قفقاز و حاشیه دریای کاسپین تبدیل شده است و آمریکا نیز در تلاش برای محاصره اقتصادی ایران، از جمهوری آذربایجان به اندازه ظرفیتی که این جمهوری کوچک قفقازی دارد، بهره گرفته است؛ به گونه‌ای که باکو حتی در دوره قبل از خروج آمریکا از برجام نیز به تعهداتی که در قرارداد احداث خط آهن آستارا-رشت برای تکمیل دالان ترانزیت «شمال جنوب» پذیرفته بود، تعلل کرد و اکنون نیز منتظر این است که ترامپ چه دستوری درباره نوع روابط اقتصادی جمهوری آذربایجان با ایران خواهد داد!

در چنین شرایطی، رفتارها و اقداماتی که توازن سیاست ایران در قفقاز را برهم بزند و موجب شود حاکمان ارمنستان و ارامنه قره باغ نیز مانند حاکمان باکو از ایران دور شوند و به دامن غرب و رژیم صهیونیستی بغلتند، جز خسران برای جمهوری اسلامی ایران نتیجه دیگری نخواهد داشت زیرا رفتارهایی که تنهاموجب خوشایند حکومت باکو و نهاد ریاست‌جمهوری آذربایجان در مساله قره‌باغ باشد، نه‌تنها سیاست‌ها و رفتارهای ناخوشایند باکو در قبال ایران را تغییر نخواهد داد، بلکه موجب سوءتفاهم مقامات باکو خواهد شد که این نوع رفتارهای ایران را ناشی از ضعف و انفعال و تغییر سیاست طرف ایرانی و نشانه موفقیت خود در «نق‌زدن» در مقابل ایران و متهم کردنش به «حمایت از ارامنه» تلقی می‌کنند. نگاهی به رسانه‌های باکو نشان می‌دهد که سردمداران باکو حتی در شرایط کنونی و پس از چندین‌سال امتیاز دادن‌های یک‌طرفه تهران به باکو خواه در حاتم بخشی «سد خداآفرین» و مذاکره درباره فعالیت مشترک در حوزه‌های انرژی متعلق به ایران در دریای کاسپین و… هم‌چنان به «نق زدن» و متهم‌کردن ایران به حمایت از ارامنه در مناقشه قره‌باغ ادامه می‌دهند تا مردم مسلمان جمهوری آذربایجان را به ایران دلسرد و بدبین کنند؛ چنانکه همزمان با برگزاری همایش‌های یک‌جانبه در تبریز، اردبیل و زنجان در حمایت از مواضع باکو در مساله قره‌باغ، رسانه‌های باکو در چارچوب سیاست رسانه‌ای «نق‌زدن و امتیاز گرفتن» از «تکمیل خط انتقال گاز ایران به ارمنستان» ابراز نگرانی کردند و آن را نشانه خیانت به جمهوری آذربایجان معرفی کردند.

بنابراین، سفر جان‌بولتون نماد افراط‌گرایی و خصومت‌ورزی واشنگتن به باکو، ایروان و تفلیس، فرصت مناسبی است تا ایران یک بار دیگر ظرفیت تعادل بخشی و دوستی و برادری خود با کشورهای قفقاز را به نمایش بگذارد و هر گونه بهانه و امکانی را از دشمنان قسم خورده‌ای همچون جان‌بولتون، ترامپ، نتانیاهو و لیبرمن برای ایجاد شرایط بهتر در قفقاز برای سیاست‌های ضدایرانی واشنگتن و تل آویو سلب کند. این نیز امکان‌پذیر نیست، جز با سنجیده حرکت‌کردن و اقدام به‌موقع و شناخت دقیق دوست و دشمن و تمیز قایل‌شدن میان منافقان دشمنان دوست‌نما و دوستان واقعی ایران در قفقاز و به‌خصوص مهم‌ترین کشور این‌حوزه یعنی جمهوری آذربایجان زیرا باتوجه به سوابق جان‌بولتون در حمایت آشکار از سازمان تروریستی منافقان و سایر تروریست‌های ضدایرانی و نیز باتوجه به گزارش اخیر وزارت خارجه آمریکا که آشکارا از جدی‌ترین تحریکات قومیتی آمریکا ضدایران حکایت دارد، تردیدی نیست که جان‌بولتون در سفر به باکو، دستور کار منحصر به فردی متفاوت با دستورکار وی در ایروان و تفلیس نیز خواهد داشت که آن تلاش برای ایجاد هماهنگی در تحریکات قومیت‌گرایانه آمریکا، رژیم‌صهیونیستی، حکام سعودی و پان‌ترک‌های باکو و گروهک‌های تجزیه‌طلب و تروریستی ضدایرانی پناه‌گرفته در جمهوری آذربایجان است.

image_print

همچنین

اجرای طرح آموزش زبان ترکی‌ – آذری در برخی مدارس آذربایجان شرقی از مهرماه

آموزش و پرورش آذربایجان شرقی قصد دارد طرح آموزش زبان ترکی_آذری را در برخی مدارس …