۲۹ بهمن ۱۳۹۸
خانه / ادبیات / مسعود عرفانیان: هیچ تعارضی میان زبان ترکی و هویت ایرانی وجود ندارد

مسعود عرفانیان: هیچ تعارضی میان زبان ترکی و هویت ایرانی وجود ندارد

مسعود عرفانیان تاریخ نگار و پژوهشگر تاریخ و ادبیات در گفتگو با وطن یولی به ارزیابی نسبت زبان ترکی و تاریخ و فرهنگ ایران پرداخته است.

نسبت میان زبان ترکی و هویت ایرانی را چگونه ارزیابی می کنید؟

پیش از پرداختن به موضوع این پرسش ، بیان این نکته را لازم می دانم که وحدت و یکپارچگی و انسجام ملی هر کشوری به ویژه ایران در گرو برقراری امنیت و توسعه همه جانبه ی آن در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و دیگر عرصه ها است.

هرگونه بی توجهی ویا کم توجهی به حقوق همه اقوام ایرانی ساکن در سرزمین ایران در چارچوب قانونی که قانون اساسی جمهوری اسلای ایران به تصریح آن را مشخص نموده است، موجبات نارضایتی و زمینه های بروز مشکلات را فراهم خواهد ساخت. به باور حقیر این ویژه ی تنها یک قوم با همه ویژگی های تعریف شده نیست و درباره ی همه ایرانیان ساکن در مرزهای ایران صدق می کند و در این زمینه هیچ تفاوتی میان آذربایجانی ها، کردستانی ها، تهرانی ها، خراسانی ها و دیگر نواحی میهن مان وجود ندارد و اما درباره ی نسبت میان زبان ترکی و هویت ایرانی به اعتقاد بنده هیچ تعارض و تضادی میان این دو وجود ندارد که فرضاً تکلم گروهی از هم میهنان غیور و سرافراز ما در آذربایجان به زبان ترکی آذربایجانی، آنان را در تقابل با دیگر ایرانیان قرار بدهد. مردم اذربایجان همانند دیگر مردم ایران، ایرانی تبار هستند و به غیر از عنصر زبان که در مراحل مختلف تاریخی و طی چندین دوره زبان آنان تغییر نموده و از آذری که گویشی از پهلوی بوده به ترکی آذربایجانی تبدیل شده، در موارد دیگر، از پیشینه ی مشترک تاریخ، ن‍ژاد، فرهنگ و تمدن، دین چه پیش از اسلام و چه پس از آن – ، آداب و رسوم و سنن، اعیاد ملی مانند نوروز، اعیاد مذهبی و … یکسانی برخوردار هستند و صرف تکلم آنان به زبان ترکی آذربایجانی، هویت ایرانی آنان را نفی نمی کند و در این زمینه باید حساب کسانی را که با بهره بردای از وجود پاره ای مشکلات که تنها خاص منطقه ای نیست استفاده نموده و مسایلی را عنوان می نمایند را از حساب بخش گسترده ای از مردم آذربایجان که اتفاقاً تجربه ی تاریخی بسیار خوبی در این زمینه ها دارند، جدا نمود.

درباره ایران گرایی در ادبیات ترکی دوران قاجار به وِِیژه سالهای مشروطه توضیحاتی بفرمایید.

اساساً در دوره مورد اشاره در پرسش، ما گرایشی به غیر از ایران گرایی در ادبیات ترکی آن دوران نمی بینیم. البته منظورم به طور مشخص فقط در ارتباط با موضوع پرسش است و گرنه مضامین و محتوای اشعار شعرای ترکی گو پیرامون بسیاری از مسایل دیگر هم بوده است. به هر صورت اگر هم گرایشی وجود داشته، آنچنان ضعیف و ناچیز بوده که قابل توجه نیست، یعنی نمی توان آن را به عنوان یک جریان آگاهانه و هدفمند با پشتوانه ی فرهنگی ریشه دار ارزیابی نمود. اتفاقاً همین ما را در جریان شناخت طرح مباحث غیر واقعی امروزی از نظر تاریخی- یاری می رساند.

حتی در آن سوی ارس و در قفقاز نیز ما شاهد تمایلات نیرومند ایران گرایی در میان روشنفکران و نخبگان آن سامان هستیم. چهره های شاخصی مانند محمدامین رسول زاده که بیش از دوسال از دوران نویسندگی حرفه ای خود را در ایران گذراند و روزنامه نگاران و روزنامه نگاری ان زمان از او بهره ها بردند و احمدآقا اوغلو نویسنده و روشنفکر مشهور که این هر دو بعدها با گرایش به محافل پان ترکیستی در ترکیه به شدت از مواضع پیشین خود فاصله گرفتند. میرزا علی اکبر صابر و جلیل محمد قلیزاده که با دفاع جانانه از انقلاب مشروطه ایران در روزنامه ملانصرالدین به حمایت از مردم ایران برخاستند و شعرهای صابر زبانزد ایرانیان بوده و تاثیر بسزایی در میان مردم گذاشت. اساساً روزنامه ملانصرالدین چنان تاثیر ژرفی داشت که به دستور محمد علی شاه قاجار، روسیه جلوی ورود آن را به ایران گرفت. ببینید جلیل محمد قلی زاده در شماره ۳ روزنامه ملانصرالدین درباره ی ایران و ایرانی با چه لحن دلسوزانه ای نوشته:وقتی قانون اساسی نوشته می شد، من خوشحال شده بودم که ایران نیز درست شد، امیدوار بودم که سرانجام ایرانیان نیز خواهند توانست نفسی بکشند…“. اگر چه با شکست انقلاب مشروطه آرزوی او و دیگر ایرانیان بر باد رفت، اما آیا لحنی صمیمانه تر، دوستانه تر و دلسوزانه تر از این می توان یافت؟ ویا حجم اشعار صابر درباره ی ایران و انقلاب مشروطه و توجه او به اشعار شعرای بزرگ ایرانی مانند فردوسی که او بخش هایی از داستان سیاوش را به ترکی آذربایجانی ترجمه نموده است از چه چیز حکایت می کند. مثال ها و نمونه ها بسیار زیادند و اشاره به همه ی موارد مثنوی هفتاد من می شود. در این دوره در خود ایران می توان از معجز شبستری، رضا صراف و محمد هیدجی نام برد که به ترکی و فارسی هر دو شعر سروده اند و اشعارشان از نظر شکل و محتوا، تفاوت هایی با یکدیگر دارد که موضوع بحث ما نیست. مثلاً معجز شبستری در اشعارش بر مضامین اجتماعی چون فقر، بی عدالتی، جهل و خرافات و مانند اینها اشاره نموده و یا آقا رضا صراف که اشعارش بیشتر بن مایه های مذهبی دارد، اما در آثار هیچ یک از این ها مطلبی که نافی هویت ایرانی باشد، وجود ندارد. البته این ها که نامشان برده شد از چهره های شاخص هستند و گرنه شعرای دیگری هم هستند که به دلیل جلوگیری از طولانی شدن بحث از آوردن نام آن ها صرف نظر می کنیم.

هویت ایرانی در اشعار شهریار تا چه اندازه مورد توجه بوده است؟

آنچه که مسلم است، شهریار یکی از بزرگ ترین شعرای هم روزگار ما بود که از آذربایجان برخاست. او به هر دو زبان ترکی و فارسی تسلط داشت و در هر دو زبان اشعار ارزنده ای سروده است. با مروری به شعرهای فارسی و ترکی شهریار که چاپ شده است، کوچک ترین تردیدی باقی نمی ماند که شهریار در عین تعلق خاطر به زادگاه خویش، همواره بر وحدت و یکپارچگی ایران تاکید کرده است. شهریار خود را ایرانی می دانست و با سرودن شعر برای بسیاری از شخصیت های ایرانی و یا با اشاره به مظاهر فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران به روشنی به هویت ایرانی خویش اشاره کرده است. شعرهایی مانند: سیه چشمان شیرازی، به یاد تهران، آذربایجان، بارگاه حافظ، مکتب حافظ، قند پارسی، در بارگاه سعدی، رودکی، مولانا در خانقاه شمس تبریزی، فردوسی و ده ها شعر دیگر که در دیوان شهریار وجود دارد، موید این گفته ماست. افزون بر آنچه گفته شد، می توان به نمونه های بسیاری از اشعار شهریار در باب توجه ژرف او به میهنش ایران اشاره کرد. در اینجا به ابیاتی از سروده های این عاشق فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی که دغدغه اصلی او جز وحدت ایران چیز دیگری نبود- اشاره می کنم. ابتدا ابیاتی از شعر فردوسی“ شهریار را می آورم که کاملاً بیانگر احساسات این شاعر بزرگ نسبت به میهنش ایران است:آن گوشه سواد سهمگین کوهیست/بر سینه ی آن کوه کلان بنشسته/چون سخره سواد هیکلی رویین تن..آنگونه که سیمرغ نشیند بر قاف/گویی که یکی مجسمه است از مفرغ/میدانی کیست؟او شاعر ایده ال ما فردوسی ست/او پیکره ی غرور ملیّت ماست..…/ اکنون نه به تبریز و به ایران تنها/ دنیا همه یک دهن به پهنای فلک /…/ در گوش تو با دهان پر می گویند: فردوسی و شاهنامه جاویدان اند (دیوان شهریار،ج۲،ص۱۱۲۱) شهریار بر این باور است که آذربایجان سر ایران است، به همین خاطر در شعری به نام به پیشگاه آذربایجان عزیزمچنین می سراید:

روز جانبازی است ای بیچاره آذربایجان  

سر تو باشی در میان هر جا که امد پای جان

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو    

پور ایران اند و پاک آیین نژاد آریان

اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس    

ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان….

این قصیدت را که خون جوش ایرانیت است  

گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان

(دیوان شهریار،ج۱،صص۳۵۵ ۳۵۱)

شهریار آنجا هم که دلش از نادانی های پاره ای از هموطنان ناآگاه پردرد است، با گلایه ای دوستانه از آنان باز بر وحدت و یکپارچگی ایران تاکید نموده و به صراحت سخنان تفرقه انگیز را کار دشمنان ایران و ایرانی می داند که آگاهانه بذر نفاق در میان مردم ایران زمین می پاشند.در شعر تهران و تهرانیاو به روشنی چنین سروده است:

”چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد  

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدو تازد 

چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

نمونه ها بسیار زیاد است و چنانچه قرار بر اشاره به همه ی آنها باشد، مطلب به درازا می کشد. اما باید این نکته را گوشزد نماییم که به شهادت سروده های بسیار زیادی از شهریار او یک ایرانی تمام عیار و عاشق مظاهر فرهنگ و تمدن ایرانی است.

در اشعار ترکی شهریار نیز می توان چنین چیزی قابل مشاهده است؟

لازم به تاکید است که موضوع ایران گرایی شهریار محدود به شعرهای فارسی او نمی شود و شهریار در اشعار ترکی خود نیز از این مساله غافل نبوده است. به عنوان نمونه به بخش هایی از یک شعر او که خطاب به سلیمان رستم، شاعر ساکن جمهوری آذربایجان سروده، اشاره می کنیم.شهریار در این شعر اگر چه در بیتی از جدایی میان آن سوی ارس با این سو گله می کند:

«گؤز یاشیم سان آی آراز، قویما گؤزوم باخسادا گؤرسون

نه یامان پرده چکیب سن، ایکی قارداش آراسیندا»

اما هرگز فراموش نمی کند که یک ایرانی است و پدرش کورش کبیر و مادرش ایران است.بنابراین در ادامه همین شعر سروده است:

«آتامیز کورشی باسدیرما دا ئوز دخمه سی ایچره    

آنامیز ایرانی بؤلمکده دی اوباش آراسیندا»

و باز هم نمونه ی دیگری از دل نگرانی های این شاعر بزرگ ایرانی نسبت به سیاست های تجاوزکارانه ی دولت های استعمارگر که در یکی از اشعار خویش به آن چنین اشاره نموده است:

«قانلی دیرناخلاریلان ”انگلیس“ ال قاتدی بیزه

باخیسان ”روس“ دا آراز دان کئچر، ایران آپارا

آرادان بیرده بیزی بؤلسه لر ارباب لاریمیز                                          

قورخورام قویمویالار تبریزی،تهران آپارا

 

image_print

همچنین

در نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» مطرح شد؛

نشست حماسه دفاع «از حماسه جنگ چالدران تا دفاع مقدس» چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ با …